اللهم عجل لولیک الفرج

 

شهید چمران

پرگشایم

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود  در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.

 

 

توکل و رضا

" ترا شکر می کنم که از پوچی ها ، ناپایداری ها ، خوشی ها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و درغوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی ، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی... فهمیدم که سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست ، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.

خدایا ترا شکر می کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردی، و در سخت ترین طوفانها و خطرناکترین گردابها، آنچنان به من اطمینان و آرامش دادی که با سرنوشت و همه پستی ها و بلندیهایش آشتی کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده ای رضا دادم.

خدایا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی، انیس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت ناامیدی، دست مرا گرفتی و کمک کردی... که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پیش بینی نبود، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی، و در میان ابرهای ابهام و در مسیری تاریک، مجهور و وحشتناک مرا هدایت کردی."

 

می خواستم شمع باشم

" همیشه می خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه ای از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. می خواستم در دریای فقرغوطه بخورم و دست نیاز به سوی کسی دراز نکنم. می خواستم فریاد شوق و زمین وآسمان را با فداکاری و آسمان  پایداری خود بلرزانم. می خواستم میزان حق و باطل باشم و دروغگویان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. می خواستم آنچنان نمونه ای در برابر مردم به وجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند،  طریق مستقیم روشن و صریح و معلوم باشد، و هر کسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیرد و راه فرار برای کسی نماند..."

 

در سرزمین کفر ، تو بودی

" خدایا می دانی که در زندگی پرتلاطم خود، لحظه ای تو را فراموش نکردم.همه جا به طرفداری حق قیام کرده ام. حق را گفته ام. از مکتب مقدس تو در هر شرایطی دفاع کرده ام. کمال و جمال و جلال تو را به همه مخالفان و منکران وجودت عرضه کرده ام و از تهمت ها و بدگویی ها و ناسزاهای آنها ابا نکردم. در آن روزگاری که طرفداری ازاسلام به ارتجاع و به قهقراگری تعبیر می شد و کمتر کسی جرأت می کرد که از مکتب مقدس تو دفاع کند، من در همه جا، حتی در سرزمین کفر، علم اسلام را بر می افراشتم و با تبلیغ منطقی و قوی خود، همه مخالفین را وادار به احترام می کردم و تو ای خدای بزرگ! خوب می دانی که این فقط بر اساس اعتقاد و ایمان قلبی من بود و هیچ محرک دیگری جز تو نمی توانست داشته باشد."

 

شهید چمران

دنیا

" دنیا میدان بزرگ آزمایش است که هدف آن جز عشق چیزی نیست. در این دنیا همه چیز در اختیار بشر گذاشته شده، وسایل و ابزار کار فراوان است، عالیترین نمونه های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنایتکار تا دلهای شکسته یتیمان، از نمونه های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چیز و همه چیز در این دنیای رنگارنگ خلق شده است. انسان را به این بازیچه های خلقت مشغول کرده اند. هر کسی به شأن خود به چیزی می پردازد، ولی کسانی یافت می شوند که سوزی در دل  و شوری در سر دارند که به این بازیچه راضی نمی شوند. این نمونه های زیبای خلقت را دوست دارند و می پرستند.

 

تو مرا عشق کردی

" خدایا تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم. تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فریاد کردی که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمایم. تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و حرمان تنهایی سوزاندی. خدایا تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی، تو ناپایداری روزگار را نشان دادی. لذت مبارزه را چشاندی. ارزش شهادت را آموختی."

 

سه طلاقه

" من دنیا را طلاق دادم. خدای بزرگ مرا در آتش عشق و محبت سوزاند. مقیاسها و معیارهای جدید بر دلم گذاشت و خواسته های عادی و مادی و شخصی در نظرم حذف شد. روزگاری گذشت که دنیا و مافیها را سه طلاقه کردم و ازهمه چیز خود گذشتم. از همه چیز گذشتم و با آغوش باز به استقبال مرگ رفتم و این شاید مهمترین و اساسی ترین پایه پیروزی من در این امتحان سخت باشد."

 

شهید چمران

آرامش غروب

" خوش دارم آزاد از قید و بندها درغروب آفتاب بر بلندای کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همه حیات خود را به این زیبایی خدایی بسپارم و این زیبایی سحرانگیز، با پنجه های هنرمندش با تار و پود وجودم بازی کند، قلب سوزانم را بگشاید، آتشفشان درد و غم را آزاد کنم، اشک را که عصاره حیات من است، آزادانه سرازیرنمایم، عقده ها و فشارهایی را که بر قلب و روحم سنگینی می کنند بگشایم . غم های خسته کننده ای را که حلقومم را می فشرند و دردهای کشنده ای که قلبم را سوراخ سوراخ می کند، با قدرت معجزه آسای زیبایی تغییر شکل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداکاری مبدل کند و آنگاه حیاتم را بگیرد و من دیوانه وار همه وجودم را تسلیم زیبایی کنم و روحم به سوی ابدیتی که نورهای زیبایی می گذرد پرواز کند و در عالم آرامش و طمأنینه از کهکشانها بگذرم و برای لقاء پروردگار به معراج روم و از درد هستی و غم وجود بیاسایم و ساعتها و ساعتها در همان حال باقی بمانم و از این سیر ملکوتی لذت ببرم."


 

ای خدای بزرگ آن قدربه ما عظمت روح وتقوا عطا کن که همه وجود خودرا با عشق ورغبت قربانی حق کنیم.
خدایا آن چنان تار وپودوجود مارا به عشق وجود خود عجین کن که در وجودت محو شویم.
خدایا مارا از وجود گرداب خودخواهی واز گردباد هوا وهوس نجات ده وبه ما قدرت ایثارعطا کن.
خدایا در این لحظات سخت امتحان نور ایمان را بر قلب ما بتابان ومارا از لغزش نگاه دار.
خدایا مارا قدرت ده که طاغوت خودپرستی را به زیر پا افکنیم وحق حقیقت را فدای منفعت های شخصی نکنیم.
شهید دکتر مصطفی چمران


 

مناجات شهید دکتر چمران

جمعه 18 آذر 1384

 

به نام خدا وند لوح و قلم                     حقیقت نگار وجود از عدم

 

 

 

 

 

(ابنجا قلب قلب میسوزد اشک میجوشد  وجود خاکستر میشود و احساس سخن میگوید اینجا کسی چیزی نمیخواهد انتظاری ندارد ادعایی نمیکند فریاد زجه ای است که از سینه پر درد به آسمان طنین انداخته و سایه ای کمرنگ از آن فریاد ها بر این صفحات نقش بسته است چه زیباست راز و نیاز های درویشی دلسوخته و نا امید در نیمه های شب فریاد خروشان یک انقلابی از جان گزشته در دهان اژدهای مرگ.

چه خوش است دست از جهان شستن دنیا را سه طلاقه کردن و از همه قید و بند اسارت حیات آزاد شدن بدون بیم و امید علیه ستمگران جنگیدن پرچم حق را در صحنه خطر و مرگ برافراشتن به همه طاغوت ها نه گفتن با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن جایی که انسان دیگر مصلحتی ندارد تا حق را برای آن کتمان نماید . آنجا حق و عدل همچون خورشید میتابد و همه قدرت ها و حتی قداست ها فرو میریزند و هیچ کس جز خدا فقط خدا سلطنت نخواهد داشت .

خوش دارم از همه چیز و همه کس دل ببرم و جز خدا انیسی و همراهی نداشته باشم .

خوش دارم که زمین زیر اندازم و اسمان بلند رو اندازم باشد و از همه زندگی و تعلقات آن آزاد گردم .

خوش دارم مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد بسپارند تا حتی قبری را از این زمین اشغال نکنم .

خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غم ها و درد هایم آگاهی نداشته باشد  هیچ کس از راز و نیاز های شبانه ام نفهمد  هیچ کس اشک های سوزانم را در نیمه های شب نبیند هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید جز خدا کسی را نداشته باشم جز خدا به کسی پناه نبرم .

خوش دارم آزاد از همه قید و بند ها  در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده  کنم .)

قسمتی از مناجات نامه دکتر چمران


 

تعارف که نداریم ... نوشته های من سرگذشت کلمات پریشان و سرگردانیست که ترکیبشان خزعبلاتیست که قرار نیست در هیچ کجای تاریخ ماندگار شوند.

دل و مغزم میترکند و انگار تمام چیزهایی که یاد گرفته ام هیچکدامشان به هیچ کاری نمی آیند.
خوش خیال بودم ... فکر میکردم که یاد گرفته ام «خوب» را میشود با نشانه ها و علامتها پیدا کرد. لحظه های عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پیدا کرده باشم. پرنده ای که رد میشد... بادی که میامد و بارانی که نمی آمد. ابرها، برگها ...

اما ...حالا به «خوب» و «بد» شک کرده ام. به تمام علامتها و نشانه ها مشکوک شده ام. به خیر و شر بودنشان. به همه راهها و مسیرهای رفته و نرفته. به همه تجربه ها و پندهایی که برای یاد گرفتنشان عمری گذشت.
پشیمان نیستم. فقط کاش میفهمیدم.
اگر میفهمیدم، چیزی که به نظر ما خیر و برکت و سلامته، همون چیزیست که برای خدا و سرنوشت این دنیا خیر و درسته... اونوقت اینهمه روزها حرام نمیشدند.

تورا به خدا برای خودمان دعا کن که خواسته های «خیر» ما همان خواسته های «خیری» باشد که روح جهان خواسته.

نظرات دیگران : 277 پیام


بال را معنی کن تا پر هوش من از حسادت بسوزد
چهارشنبه 6 تیر 1386 - 11:15:41


اعتراف میکنم ...
با اینهمه حرفهای نگفته، دروغ گفتم که حرفی ندارم. راستش رو بخواهی طاقت اینهمه سوال رو یکجا نداشتم. جوابهای شروری که هرکدومشون میتونست جرقه ای برای درست شدن یک شعله جدید باشند.
باور میکنی یا نه ... هنوز «درست» رو یاد نگرفته ام. درس سختی که هر روز و شب تمرینش میکنم و میخوانمش و میبینمش و همیشه هم مردود میشوم.
برای اینکه روزگار رو بی دردسرتر بگذرانیم، تو نپرس. چقدر به ما خوش میگذشت فقط اگر نمیپرسیدی.
به هرحال... میگذرونیم... یعنی درستش این میشه : باید بگذرونیم.

نظرات دیگران : 91 پیام


تو شگرف، تو رها، و برازنده خاک
شنبه 1 اردیبهشت 1386 - 18:17:47

سفره ای که پهن شد، اینبار خالی از دلتنگی بود.
فقط... بوی گلاب بود و گلهای بی ریشه و درحال مرگ.
بین آنهمه سکوت، مرور یک خط از قصه های تو برای گفتن تمام خاطراتم بس بود.
راستش را بخواهی... قصد دیدار، هرچه بود از نیاز بود... به خدای بزرگ تو.
و تو چه صادقانه هرچه مرهم داشتی، رو کردی وقتی دیدی از نشان دادن زخمهایم شرم دارم.
حالا تمام غرور من از با تو بودن این است که از پشت پنجره ای که تو باز کردی، گاهی خدای تو را میبینم که ساده و صبور، آب و خاک و هوا را نوازش میکند و تو آنطرفتر، درسایه یک درخت، آوازهای خدا را زمزمه میکنی.

نظرات دیگران : 83 پیام


هر یک از ما آسمانی داشت در هر انحنای فکر
چهارشنبه 16 اسفند 1385 - 20:18:8

هنوز یادم هست ؛
روزهایی که نعره ها و داد و بیدادهایم را گوش شنوایی نبود. پاسخ، نیشخندی بود که کاش ، لااقل از روی عادت نبود.
حالا گاهی گوشها برای شنیدن کوچکترین نجواهایی که در دلم میچرخند، تیز میشوند تا بلکه سوژه تفریح امروز صاحبانشان باشند.
هنوز روی خیلی از دیوارهای کوچه های خلوت و قدیمی خیابان حافظ، به دنبال رد و اثر مشتهایم میگردم. (نشانیشان را از ته سیگارهای آشنا میشناسم)
هنوز لابلای کتابهای نوجوانی، دستنوشته های کودکی روی کاغذهای کاهی و ناسور و زردشده، خاک میخورند و برای سراغ گرفتنشان، حوصله نیست.
این روزها، صدای داد و فریادی نیست تا بگویی یاغی و عاصی شده ای.
تا بگویم اینها از عصیان نیست که از عقیده است. عقیده هایی که نمیخواستم عقده شوند.
قرارمان این نبود... اما...
مختصر انگیزه ای آمده که تا حرام نشده باید آنرا به کاری زد.
بقیه اش با خدای تو.

نظرات دیگران : 48 پیام


حسرتی با حیرتی آمیخت
سه شنبه 8 اسفند 1385 - 18:55:23


حکایت عجیبیه و خوب میدونم انتظار زیادیه که بخوام همه چیز رو اونجور که هست بدونی وقتی خودم نمیدونم این حکایت از کجا شروع شده.
شاید حکایت ما، کوچیکتر از این حرفها باشه و من زیادی بزرگش کرده ام.
هرچی که هست روی دلم بدجوری قلمبه شده.
اصلا میدونی چیه ؟ قضیه اونقدرها هم مهم نیست.
راستش، دیگه این روزها، واسه صحبت کردن ازش، حوصله نیست. اصلا گفتنش مگه چیزی رو عوض میکنه ؟
این حکایت رو هرکی که شروع کرد، خودش میدونه چجوری تمومش کنه.
شاید زور من اونقدر باشه تا کاری کنم که نقطه آخر این حکایت تکراری با بقیه نقطه ها فرق داشته باشه.
اگه میگم راضیم و خدا رو شکر .... همون خدا میدونه که این رو از ترس این گفته ام تا همین چیزهای بهم ریخته رو از دست ندم.
کاش این حکایت، یه جورایی، درست و حسابی تموم بشه.

نظرات دیگران : 16 پیام


پشت سر ، خستگی تاریخ است !
یکشنبه 17 دی 1385 - 09:26:35

- هیچ وقت نخواسته ام جای فرشته ای باشم که تاریخ را مینویسد.
روزهای تکراری، داستانهای تکراری، سرنوشتهای تکراری .
بیچاره فرشته ...
روز آخر، تمام یادداشتهای او ، کوچکترین نقطه عالم را هم پر نخواهد کرد.

 

- وقتی امید در بهشت نیست، پس برای زمین معجزه است. و من هنوز با «امید» زنده ام.

نظرات دیگران : 44 پیام


ابری نیست، بادی نیست ...
شنبه 13 آبان 1385 - 20:02:11

وقتی دیگه حرفی برای گفتن نمونده بود، گفت :
خب... همه چیز رو گفتیم و همه جا را دیدیم. حالا بگو چی داری و به کدومش افتخار میکنی ؟
صبر نکردم. فوری گفتم : هیچی ... تا هستم، همه چیز و هرچیز مال بقیه. اونی که مال منه و نمیذارم کسی ازش مایه بذاره، آبرو و شرفمه.

گذشت ...

حالا پشیمون نیستم ازاینکه چیزهایی که شاید همه فکر میکردند مال منه، برداشتند و بردند و دمی خوش گذروندند.

اما من ساده هنوز منتظر باد و بارونم و یه رهگذر تا امانتیهام رو اگه عمری باشه با یه چیز بهتر (به خیال خودم) تاخت بزنم.

نظرات دیگران : 51 پیام


دنیای به ته نرسیدنی آبی ...
شنبه 1 مهر 1385 - 20:19:31


جدیدا هیچ چیز این دنیا نمیتونه حال من رو بگیره. هرچند که با هیچ مرام این دنیا کنار نمیام.
یه جورایی انگار مطمئن شده ام که نمیتونم پا به پای این دنیا و چرخیدنهاش بزرگ بشم. اما همینکه بزرگ میشم، بهم غرور میده . مطمئن میشم که برای انجام یه کاری اومده ام که لااقل حتی اگه نمیتونم انجامش بدم، میتونم برای رسیدن به اون فکر کنم.
همینکه میتونم به یه خدا توی یه برگ روی یه شاخه وسط یه جنگل بزرگ فکر کنم و به جاش معنای رشد رو مرور کنم، برام کافیه.
چندتا جای دنج و خلوت هم دارم که میتونم دلم رو غافلگیر کنم و گاهی ببرمش هواخوری و توی این فاصله پکی به سیگار بزنم و چندثانیه ای از عمر دود شده رو ، ساکت و آروم به باد بدم.
اوضاع خیلی هم بد نیست...
فقط... کاش ، ایکاشها نبودند.

نظرات دیگران : 46 پیام


شهر من گم شده است ...
یکشنبه 15 مرداد 1385 - 20:48:42

نگران تنهایی های من نباش رفیق !
خیال میکنی غریبه ام، اما اینجا شهر من است.
توی شهر من، پر از کوچه های پهن و درختهای بلنده که میشه شبها برحسب اتفاق، یکیشون رو کشف کرد و توی تاریکی سری چرخوند و قصرهای کوچیک و بزرگش رو سیاحت کرد.
شهری که میدونم اگه دیر بجنبم، همراه خیلیهای دیگه ، توش گم میشم و حتی اسمش رو هم فراموش میکنم.
باکی نیست ...
به حافظه ام و به خاطراتش اعتماد میکنم تا تحمل تنهاییها و رنگهای بی قافیه کوچه هاش برام راحتتر بشه.
اما یک روز، شاید یک نفرین ... یا نه ...
نفرین، تفریحی بیش نیست برای خیالی خمیری
شاید یک نخواستن...
آره ... 
یک نخواستن ، هیولاهایی ساختند که حالا کابوس شبهای رخوت و خستگی من شده. هیولاهایی که از دیدن زخمهای یکدیگر و ناکار کردن و جویدن همدیگر سیرایی ندارند.
شاید زندگی تا بوده واقعا همین بوده. با همه دیوها و هیولاهایش که حالا انگار از قصه ها دلزده شده اند.
همه چیز انگار از یک نخواستن میاید.
نخواستن برای بیرون رفتن از این شهرفرنگ که دیوارهای طلایی و قشنگش، روزی برق و جلایی داشت و حالا دیوارهای قهوه ای و زنگار گرفته، همه طرف ، باقی مانده و اندک چشمانی که انتظار دیدن چهره ای از دریچه های این شهر فرنگ را با تمام عمرشان تاخت میزنند.
میگویند ... شهرفرنگی، در گوشه ای از همین شهر، برج میسازد و به اسم قصر میفروشد به من و شما.
باید تا اسم شهرم فراموش نشده...
باید با تمام خورده اراده های باقیمانده ...
باید راهی به دریچه های این شهرفرنگ پیدا کنم تا پیش از پرواز، نگاهی از بیرون به این شهر بیندازم تا لااقل تمام خاطراتم را با مردمان این شهر مرور کرده باشم.
خب... خدا را شکر دیگر غمی نیست.... همه چیز بر وفق مراد است و خوب.
گفتم که ... نگران تنهاییهای من نباش، رفیق !

نظرات دیگران : 43 پیام


و صدایم چون مشتی غبار فرو نشست
پنجشنبه 4 خرداد 1385 - 10:54:10

سکوت نه از بی صداییست.
نفس هست و حرف هم.
ناگفته ها و گفته شده ها. شنیده ها و نشنیده ها.
سکوت از نبودن بغض نیست. از بی دردی نیست.
سکوت از عادت نیست. از روزمرگی و فراموش شدگی. از خواب و رخوت و بی حوصلگی. از دلتنگی.
سکوت از فریادهای در گلو مانده است و نعره هایی که هیچ وقت شنیده نشد.
همه چیز هست و گوشی نیست برای شنیدن. جز سکوتی که گاه و بیگاه همدم فریادهایی است که بی خبر و ناخواسته از روزهایی دور میاید.
از دلتنگیهایی که فراموش شده. از خیانتهایی که به روزگار شده.
نه انگار.... باز هم حرفی نیست.

نظرات دیگران : 81 پیام


سنگ بر جا همچنان خونسرد می ماند
یکشنبه 2 بهمن 1384 - 17:02:21

۱- مهره های شطرنج رو دوست دارم، اما از اینکه هدایت یه لشگر به دست منه، میترسم.
حریفم خوب بازی نمیکنه. شاید چون اون این بازی رو خیلی بهتر از من بلده، اینطور فکر میکنم.
از وزیر خوشم نمیاد اما بهم یاد داده اند که خیلی کارها میتونه بکنه. حیف که جلوش یه عالم سرباز وایستاده.
تلاش میکنم تا دیرتر مات بشم.
از تموم اینها نمیترسم. از این میترسم که وقتی که مات میشم، هنوز خیلی از مهره هامو حرکت نداده باشم. خدا کنه آخر این بازی به خیر تموم بشه.

 

۲- صداش، رفاقت همیشگی رو نداشت. خیلی سخت میشد توش صمیمیت قبل رو پیدا کرد. چشمهامو که بستم، دورها یه چیزایی دیدم که داشت از من دورتر میشد. اگه خودش اینطور خواسته، پس حرفی ندارم. فقط ایکاش خودش رو برای کارهای کوچیک و بی ارزشی که قبلا براش انجام دادم، مدیون نمیدونست. اون نمیدونه که اگه فکر میکنه مدیون منه (اگه اینطور فکر میکنه)، شاید برای سکوت من مدیونه.

 

۳- دوباره رفتم پیش سهراب. وقتی دلم خیلی پر میشه سر از اونجا در میارم.
یا نه... وقتی حرف دارم و کسی نمیشنوه یا نیخواد بشنفه ، کوله بارم رو بر میدارم.
اونجا خوش نمیگذره، اما خوب میگذره.
توی اونهمه همهمه، فرصتی بود تا من هم حرف بزنم.
چقدر دلم میسوخت. چه صبوره ، سنگ سفید سهراب !

 

۴- آهای ! با توام !
برگشت و به من نگاه کرد. دست و پام رو گم کردم. آخه اون هیچ وقت بر نمیگشت. چرا اینجوری نگاهم میکرد ؟ مگه به من بدهکار نیست ؟ شاید من بهش بدهکارم ؟! اصلا چی میخواستم بگم ؟!
- ببخشید ! مزاحم شدم ... شما کار خودتونو بکنید !
برگشت و رفت و مثل همیشه، کار خودش رو کرد.
و من هنوز یادم نمیاد چرا صداش کردم.
به هرحال... باز صداش میکنم.

نظرات دیگران : 98 پیام


بیکران ریگستان سکوت
جمعه 18 آذر 1384 - 19:34:29

- چقدر فرق کرده ای !
- خب همه چی فرق کرده. منم مثل همه چیز.
- تو کوچیک شدی ، یا دنیا بزرگ شده ؟
- دنیا تا همیشه، همین دنیاست. ریگ همین ریگه. حجم، همین حجمه.
- اما سبز، دیگه سبز نیست. آبی ، آبی نیست.
- قرارمون صحبت از رنگ نبود. یادت هست... گفتی رنگ، واسه چشمها درست شده نه برای دل. خودت گفتی به چشمهات اعتماد نمیکنی.
- آره، یادمه. ولی میدونی چیه ؟ یه چیزایی، منو داره میترسونه. هرچی بیشتر میفهمم، بیشتر میترسم.
- خب، طبیعیه. تو داری توی مسیری راه میری که همه تابلوهاش زنگار گرفته و کسی رو پیدا نمیکنی که راه درست رو نشونت بده. همه میگن راه درست همینیه که من توشم. تو راه خودت رو انتخاب کردی و هی داری میری جلوتر. میدونم. مبهمه. این ترسناکه.
- ترسناکتر وقتیه که تو حرف نمیزنی. از سکوتت میترسم.
- اما خودت گفتی، برای این دلتنگی همیشگی، پاداشی جز سکوت نیست.
- برای این بود که چیز دیگه ای نداشم. دستام خالی بود.
- مثل اینکه حواست نیست. تو بهترین چیزی رو که داشتی بهم دادی.
- نمیدونم. به خدا نمیدونم. اصلا ... اصلا برای چی اومدم سراغ تو ؟
- چون فکر کردی دلت داره کوچیک میشه. یادت باشه، تا ریگ همون ریگه، منم همون دلم. از ریگ و از خاک و از سردی خاک نترس. قوی باش ! پاتو محکم بزار روش. همه این ریگها از نسل تو هستن. باهاشون غریبی ؟
- نه . ازشون نمیترسم . باهاشون رفیقم. چون قراره بیشتر عمرم رو باهاشون زندگی کنم. اون موقع، من میشم تو . اونوقت میفهمم که چقدر کوچیک بودی یا چقدر بزرگ .
- همون موقع امانتت رو پس میگیری.
- کدوم امانت رو ؟
- سکوت

همه جا ساکت شد. من موندم و سکوت.
باز هم یه عالم سوال بی جواب.
خسته شدم. فقط راضیم به اینکه هنوز دارم راه میرم و باکی ندارم.
چراغ نفتی کهنه که ارثیه خاندان نشناخته ام هست، با منه و هنوز خاموش نشده و راه هم هنوز که هنوزه ادامه داره.
مقصدم، شاید، اول یه راهه. یه راه درست.
خدا کنه راه درست ، همین باشه.
بالاخره یه روز میفهمم... یه روز، یه شب.
آره ...
گیرش میارم.

نظرات دیگران : 42 پیام


در تاریکی بی آغاز و بی پایان ...
یکشنبه 10 مهر 1384 - 21:54:21


- همیشه یواش و بی صدا میاد. تو کوچه، تو خیابون، تو جایی که بهش میگن خونه. اما همیشه پرسر و صدا میره.
نه .... انگار هیچ وقت خیال رفتن نداره. همیشه هست. فقط گاهی عصبانی میشه !
وقتی صبح توی آینه پلکهای بادکرده ام رو میبینم، یادم میفته که اون، همیشه و همه وقت باهام بوده و فقط بیشتر وقتها حواسم بهش نبوده.
نفهمیدم و نمیفهمم.
نمیدونم کی و کجا گیرش بندازم و اینهمه سوال رو که اینهمه سال یه گوشه دلم، جلوی چشماش نوشته ام، ردیف و پشت هم دوباره بچینم جلوش.
- توی تاریکی هرشب، دنبال کبریت میگردم تا نیمه سیگار عمر رو با طعم مونده و تلخش، دود کنم.
توی تاریکی، همه چیز مثل هم میشه. منطق من کنار منطق دنیا، حجم مشابهی دارن. نگران این نیستم که فلسفه من چرنده یا فلسفه کهنه و نخ نمای این دنیا.
کاش اینجا نبودم.
- میگن، فقط با اراده میشه ترک کرد. اما با کدوم اراده میشه واقعا "ترک" کرد ؟
دل خوش کرده ام به صدایی که از ته تهای دلم میگه :
"اگه میخوای بری، پیش او که رفتی، بهش بگو از خدا بخواد تو رو ببخشه"
میدونم اینبار هم که پیشش برم، باز یادم میره. اینبار به انگشتم، طناب میبندم...

نظرات دیگران : 83 پیام


حرفها دارم ، با تو ...
یکشنبه 15 خرداد 1384 - 11:48:53


یه چیزی، همچین درست و حسابی، قلمبه شده روی این دل بی صاحاب وامونده.
توی این زمونه ای که اصل معلوم نیست کجاست و فرع شده اصل، بازی میکنم توی یه بازی بزرگتری که ازش بی خبرم. فقط مطمئنم که هست. بیشتر از این نه زورم میرسه که بفهمم نه فرصتش پیش میاد.
سهراب سپهری ، سهراب سپهری بود . کتاب داشت و پیام. اما من ...
محمدم ... اما نه پیام آوردم و نه نشونه ای دارم. نه کتاب دارم و نه چیزی.
میخوام چشمهامو ببندم تا یه عالم بره توی ظلمات. مگه فرقی هم میکنه ؟
هنوز چندتا کار مونده که باید تموم بشه. اگه رخصت بدی ! بعدش ...
فقط الان یه آرزو دارم . بگم میشنوی ؟
میام پیشت ، بهت میگم. فقط قول بده بشنوی . یه جفت گوش میخوام. یا نه . یه گوش هم کافیه. هیچی نمیخوام بگی، فقط بشنو ... همین !
میدونی ... اینجا شنیدن سخت شده. از حوصله بنده هات بیرونه . ولی باز عظمت و مرامتو شکر، که اونقدر بهم یاد دادی تا بتونم لااقل واسه شنیدن، کسی و جایی رو پیدا کنم. میدونم ... همینم از سر ما زیاد بود ...

« کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودی ... کاش ! »

نظرات دیگران : 67 پیام


شرم روایت ... شاید !
دوشنبه 1 فروردین 1384 - 22:40:48


میدونم ...
همیشه به حرفهام گوش دادی.
اما اینبار .... به خدا نمیتونم... 
میدونی ؟! دستهام داره میلرزه.
خودت میدونی چرا ؟!
چند بار این متن رو نوشتم و پاک کردم ؟
میدونی که حرفی ندارم.
تو که از من به خدای ما دوتا نزدیکتری ... پس میدونم که از آشوب این دل خبر داری.
دفعه پیش یادت هست ؟
اول جاده بود، ظهر بود، و بعد... دلم گرفت.
بارون و رفیق یادت هست ؟!
شاید یادت رفته باشه ... اما من یادم هست.

میام پیشت ... شاید فردا...
اونجا با تو و بوی گلاب و سبزی سبزه، تازه میشم.
اگه عمری بود و فرصتی، چند کلمه ای با تو و خدای تو حرف دارم ...
میام پیشت ، اما اینبار تو دلم آشوبه، تو چشام آشوبه، تو صدام آشوبه ...

عیدت مبارک

 


(از همه دوستان سهراب که در این مدت طولانی، خلوتشون رو به هم زده بودم، معذرت میخوام. هیچ توجیهی ندارم. فقط ... امیدوارم عذرخواهی من رو قبول کنید. عیدتون مبارک)

نظرات دیگران : 19 پیام


من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق ...
یکشنبه 2 فروردین 1383 - 12:54:28


1-
29 اسفند، ظاهرا مثل سالهای گذشته بود و همان سفر همیشگی.
اینبار هم تنها. اینبار سرما بود و برف بود و بارون و سکوت. اینبار شیشه گلاب من، بوی بارون میداد.
اما اینبار...
ناگفته هایم مثل همیشه نبود، کمتر بود. شاید همه را گفته بودم.
نه ....
خدایا ! چرا همه چیز را فراموش کرده بودم ؟!
چرا حرف تازه ای نداشتم ؟! چرا اینبار دلتنگ نبودم ؟
کجا رفته بود اونهمه بغض ؟
کجا رفته بود شوق ماندن ؟
خدایا ! میدانم . گناهکارم. بنده ای نیستم که به فرشته هایت با افتخار نشانش بدهی و بگویی "فتبارک الله احسن الخالقین"
اینبار مثل همیشه هم تو بودی و هم پیام آورت. من هم گوشه ای... اما "حرف" نبود.
تاریکم، میدانم... سرد شده ام، میدانم.
گرفتار شدم. ناکجا رفتم. خطا کردم.
خدایا ! به عظمتت قسم ... اینگونه مجازاتم نکن.
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال

2-
هرچند زیارت سهراب، اینبار مثل همیشه نبود اما لااقل دست خالی برنگشتم.
گلستانه را پیدا کردم. اتاق آبی را و شاسوسا را.
و دوستی که او هم دچار بود.
جای همه خالی.
اگر عمری بود، اردیبهشت امسال، با اولین تور سایت سهراب سپهری، همسفر شما خواهم بود.

سال نو مبارک

نظرات دیگران : 70 پیام


دلم گرفته .... دلم عجیب گرفته است
شنبه 18 بهمن 1382 - 20:48:29


1-
خیلی وقت بودم دلم میخواست بنویسم.
این روزها خیلی سریع میگذرند. تندتر از همیشه.
جای همه واقعا خالی ... دوسه هفته پیش، دلم خیلی گرفته بود. بیشتر از همیشه. و امن ترین جا زیارتگاه سهراب بود.
هوا سرد بود و باد و هجوم خالی اطراف.
گاهی هم اگر لودرهایی که به فاصله چندمتری آرامگاه سهراب کار میکردند ساکت میشدند، سکوت هم میامد.
سکوتی که در آن ضیافت آهن و آجر، عجب غنیمتی بود برای شنیدن شعرهایش که میخواندم.

2-
آلبوم جدیدی به تازگی منتشر شده.
CD و کاستی جدید و بسیار زیبا از اشعار سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی و آهنگسازی شهرام فرشید و تنظیم حمید صدری از موسسه فرهنگی هنری دارینوش که در سالگرد تولد فروغ فرخزاد یعنی 13 دیماه به نام "سهراب" منتشر شد.
انتخاب آهنگها هم فوق العاده است.
آثاری از Vangelis , Ennio Morrikone , Elia Cmiral و Hans Zimmer که به زیبایی برای هرشعر انتخاب شده اند.
برای اینکه مطمئن بشین که این آلبوم چقدر شنیدنیه و چقدر شاهکاره ، دو قسمت از 16 آهنگ این مجموعه رو ، هم برای play و هم برای Download گذاشته ام.
فقط ایندفعه فایلها Mp3 هستند که فکر کنم برای شنیدنشون همون Winamp یا مشابه اون کافی باشه.
خوش باشید.
یا علی

نظرات دیگران : 40 پیام


مثل یک گلدان، میدهم گوش به موسیقی روئیدن ...
پنجشنبه 22 آبان 1382 - 01:33:17


خیلی از بازدیدکنندگان سایت در مورد موسیقی انیمیشن Flash سایت سوال کرده بودند.
این آهنگ کار گروه آویژه است.
آلبوم آویژه و نام آهنگ "روستای سبز و سرخ"
جالب اینجاست که این آهنگ درباره روستای ابیانه - نزدیک کاشان زادگاه سهراب - ساخته شده است.
یک مطلب دیگه ....
اسم سهراب سپهری که در پایین صفحه گوشه سمت چپ کنار عکس سهراب نوشته شده -بالای اسم سایت - خط خود سهراب سپهریه.
این تصویر پایین هم، دست خط سهرابه.
موفق باشین.

نظرات دیگران : 58 پیام


سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت
سه شنبه 15 مهر 1382 - 21:02:21


او آمد...
با واژه هایی همه از جنس بلور
آمد تا به گلدانهایمان آب دهد.
آمد تا سر هر پنجره ای شعری بخواند.
آمد و ماند و هیچ وقت نرفت.
و چه مهمانی از او عزیزتر در ضیافت پاییز همیشگیمان
خوش به حال برگهای پانزدهمین روز مهر
خوش به حال گلدانها و بادبادکها
خوب شد آمدی
تولدت مبارک

نظرات دیگران : 29 پیام


دست درویشی شاید ...
دوشنبه 6 مرداد 1382 - 00:57:17


قسمتی از شعر "آب" با صدای استاد شهرام ناظری به صورت Real Audio
شاهکار سهراب و صدای استاد ناظری، توضیح بیشتری نیاز ندارند.
یا علی

نظرات دیگران : 53 پیام


تو اگر در تپش باغ، خدارا دیدی، همت کن ...
چهارشنبه 18 تیر 1382 - 20:08:7


سلام
چند وقته تصمیم گرفته ام، تمام آثار سهراب شامل شعرها و نقاشیها و نوشته ها و کتابهای سهراب رو به صورت مالتی مدیا روی یک CD جمع بکنم.
کار شروع شده و نمیدونم کی تموم میشه. قبلا یه همچین CD منتشر شده بود که راستش درعین اینکه خیلی کامل بود، به نظر من بیشتر تجاری بود .
حالا امیدوارم این CD اونی باشه که واقعا باید باشه !
در هرصورت.... سعی میکنم زودتر آماده بشه و در اولین فرصت خبرش رو اعلام میکنم.
موفق باشین ....

نظرات دیگران : 33 پیام


به سراغ من اگر می آیید ....
پنجشنبه 5 تیر 1382 - 19:03:39


بعد از سلام ....
حرفهای زیادی داشتم که بنویسم. حرف بود و زمان کم و مجال خیلی کمتر !
جور نشد....
حرفهای نگفته ای که باید زمان خودش گفته میشد. از سالگرد سهراب و سفرها و روزهای خوبی که با او بوده ام.
مثل همیشه ..... خوب بود.
چند روز پیش، ماهنامه (یا شاید دوماه نامه) سهراب رو دیدم.
سومین شماره این مجله همین چندوقت پیش منتشر شد . تاریخ دقیقش رو نمیدونم.
نسبت به شماره های قبل، طراحی بسیار بهتر و مطالب بسیار باارزشی داره.
با یادداشتهایی از آیدین آغداشلو، معصومه سیحون، برادران مافی، طاهره صفارزاده و ...
و پیشنهاد اینکه ، خوندنش رو از دست ندین.

نظرات دیگران : 25 پیام


رفته بودم سر حوض
جمعه 1 فروردین 1382 - 16:08:23


پنجشنبه، بیست و نهم اسفند 1381
حساب و کتابی با دلم داشتم که باید قبل از سال تحویل سرراست میشد.
برای رسیدن به امامزاده سلطانعلی مشهد اردهال ، چیز زیادی احتیاج نبود. جز یه خورده همت و یه یاعلی با یه دل غسل داده.
ساعت حدود 3 بعدازظهر، من بودم و یه گلدون کوچیک و یه ظرف کوچیکتر سبزه و سنگ سفید سهراب.
حرفهای زیادی با خودش داشتم و حرفهایی هم با خدایی که او خوب شناخته بودش.
چند ساعتی که اونجا بودم، باز سهراب رو غریب دیدم.
چند نفر آمدند، فاتحه ای خواندند و ....
"خدا رحمت کنه سهراب رو"
اما چه رحمتی از این بزرگتر میتونه نصیب آدم بشه که قبل از مردنش، اینقدر به خدا نزدیک بشه?
غروب شده بود. تا چند ساعت دیگه عید میشد و من باید میرفتم.
تمام حرفهایی را که باید به او میگفتم، گفته بودم جز تبریک سال نو.
توی اتوبوس، موقع برگشتن، تازه فهمیدم هنوز چه قدر حرف نگفته با او دارم.
دستهام بوی گلابی رو میداد که مزارش رو شسته بود.
سهراب، عیدت مبارک
عید همه مبارک

نظرات دیگران : 34 پیام


ترا در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید
یکشنبه 11 اسفند 1381 - 00:21:13


خیلی وقت بود اینجا چیزی ننوشته بودم.
روزهای زیادی گذشت... خوب یا بد ، چیزیه که بعدها معلوم میشه.
اما هیچ روزی نشد که چند بار اینجا سر نزنم.
دیدن اینهمه عاشق، دور از انتظار نبود.
یادم هست.....
بار اول که زیارت سهراب رفتم، یکی از دوستانی که همراه ما بود کنار آرامگاه ساده و بزرگش نشسته بود و تار میزد.
غریبه ای رد شد و با تمسخر گفت : اگر او میدونست که همچین آدمایی دورش جمع میشن و مطربی میکنند، هیچوقت معروف نمیشد.
گفتم : کاش کنار قبر همه ما، اینهمه آدم جمع بشه و از اون پایین بشه صدای تار یه آدم عاشق رو شنید که میخواد حرفهای دلش رو یه جوری به گوش عزیزش برسونه.

حرفهای زیادی دارم. از اینکه چطور شد که من مرتکب درست کردن همچین خونه کوچکی برای سهراب شدم.
در اولین فرصت، مطالب جدیدتری به سایت اضافه خواهم کرد. تا خدا چی بخواد.
درضمن، همین امروز تعداد E-Greeting هایی که از طریق این سایت ارسال شده، چهار رقمی شد.
خوشحالم....
تا بعد

نظرات دیگران : 11 پیام


باد میرفت به سروقت چنار ...
چهارشنبه 25 دی 1381 - 14:48:16


امروز داشتم مجموعه صدای پای آب رو که با صدای خسرو شکیبایی دکلمه شده، گوش میکردم.
تا رسید به "پیغام ماهی ها" که من خیلی دوستش دارم.
دیدم حیفه بقیه گوش نکنند. برای همین اون قسمت رو Real Audio کردم و گذاشتم توی سایت.
راستش من از قوانین کپی رایت یه چزایی سرم میشه ! برای همین عرض میکنم :
این CD اسمش "صدای پای آب هست" با صدای خسرو شکیبایی و صاحب امتیازش موسسه فرهنگی هنری دارینوش.
درضمن این کار رو بدون اجازه اونها انجام داده ام و قاعدتا الان من تحت پیگرد قانونی هستم !
زندان قصر - بند 8 - کمپوت یادتون نره !

نظرات دیگران : 53 پیام


تماشای آبی آسمان تماشای درون است !
یکشنبه 22 دی 1381 - 22:33:12


اتاق آبی به سایت اضافه شد.
چون خیلی طولانی بود، در 7 بخش همین الان در قسمت آثار سهراب (لینک بالای صفحه) در دسترسه.
واقعا خوندنی و شاهکاره.
قابل توجه نسیم عزیز و همینطور droppedstar و بقیه دوستان...
بزودی بخش واژگان در شعر سهراب هم به سایت اضافه میشه....
بعدش هم، خب.... خدا میدونه !

نظرات دیگران : 14 پیام


ما، جنگل انبوه دگرگونی !
چهارشنبه 18 دی 1381 - 19:06:20


چند تا E-Card جدید در بخش E-Greeting سایت اضافه شد.
چند تا از اشعار مجموعه حجم سبز هم از قلم افتاده بود که اونها رو هم اضافه کردم.
در ضمن ! یه خبر خوب......
تایپ "اتاق آبی" هم بالاخره تموم شد و به زودی اون رو به سایت اضافه میکنم.
اگه زنده بودم، فردا......

نظرات دیگران : 15 پیام


چه درونم تنهاست
شنبه 14 دی 1381 - 20:59:54


امشب اومدم و دوباره اینجا رو دیدم.
یه دل سیر همه جاش رو چرخیدم.
این رو خودم نباید بگم. ولی به خدا هنوز همه جای این سایت برام تازه است. هنوز برام غریب و ناآشناست.
انگار تازه اینجا رو پیدا کرده ام.
حیف...... جای خودش چقدر خالیه.
دلم گرفته...... خیلی.....
دیگه چی دارم بگم ?!

نظرات دیگران : 29 پیام


این سایت همین چند دقیقه پیش، راه اندازی شد.
جمعه 29 آذر 1381 - 00:04:50


خب..... بالاخره این سایت راه اندازی شد.
درست یادم نیست چه قدر درست کردن این سایت طول کشید. ولی مطمئنا جذابترین کاری بود که تا بحال انجام داده ام.
احتمالا در برخی از بخشهای سایت، ایراداتی وجود داشته باشد که لطفا این ایرادات را به آدرس info@sohrabsepehri.com بفرستید.
درضمن برای تکمیل این سایت به کمک دوستان احتیاج دارم. چجوریش رو نمیدونم.
بعدا بیشتر توضیح خواهم داد....
تا بعد.

نظرات دیگران : 93 پیام


 

حق
به نام آنکه دوستی را آفرید، عشق را ، رنگ را ... به نام آنکه کلمه را آفرید.
و کلمه چه بزرگ بود در کلام او و چه کوچک شد آن زمان که میخواستم از او بگویم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بیدلی را ، ساختن خانه ای در دل.
و این دل بینهایت، چه جای کوچکی بود برای دل بیتابش.

او رفت و من نشناختمش . در تمام میخکهای سر هر دیوار، آواز غریبش را شنیدم
اما نشناختمش. همانگونه که بغضهای گاه و بیگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم که در سایه های افتاده به کلامش، به دنبال جای پای خدا باشم.

اینجا، هر چه هست، جز با صداقت او و کلام و نقشهای او، حوض بی ماهیست.
شاید مزرعه ای باشد با زاغچه ای بر سر آن
زاغچه ای که هیچکس جدی نگرفتش .
اینجا را هدیه اش میکنم. به آنکس که برای سبدهای پرخوابمان، سیب آورد.
حیف که برای خوردن آن سیب، تنها بودیم . چقدر هم تنها ...


 

برای اولین بار در مالزی

 

برای اولین بار در مالزی مشارکت سه شرکت فعال ایرانی چینی و مالزیائی با هم در جهت تسهیل و تسریع خدمات در خدمت ایرانیان عزیز:

 دفتر نمایندگی ما در تهران :بلوار حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی ساختمان ثامن پ ١ ط ۴ تلفن ١۶۶ ۴۴٠٨٠ (٢١+)

١) شرکت تجاری             Nexus Dragon

 - تسهیل در امر واردات و صادرات

- ثبت شرکت

- اخذ مجوز های بانکی

- اخذ مجوز کار

- اجاره دفتر کار

- انتقال ارز از تمام نقاط دنیا

- گشایش اعتبارات ارزی (LC)

- کاریابی و مشاوره سرمایه گذاری

٢) شرکت دانشجوئی    Quality Rhythm

- ثبت نام دانشجو و اخذ اقامت

- انتقال دانشجو به نیوزلند و استرالیا

- اجاره خودرو به شرط تملیک

- اجاره مسکن

- ثبت نام در کلاسهای زبان و مدارس اینترنشنال

- آمادگی جهتTOEFL  و  IELTS 

  ٣) شرکت توریستی        M & M   international

   - اجرای تورهای تفریحی در مالزی

- تورهای تفریحی به کشورهای تایلند سنگاپور و اندونزی جزیره بالی

- تهیه بلیط های ارزان قیمت

- تهیه بلیط به کشورهای همجوار مالزی

- تخفیف ویژه برای تورهای گروهی

------------------------------------------------------ >> اینجا رو هم ببینید <<------

شماره های مبایل :۴٠٠۵  ٢۵۵  ۶٠١٧ +    و  ٣٩٩۴ ۶٩٩ ۶٠١٧ +    و   ٨٣٠٠  ٢١۵  ۶٠١٧ +

شماره های شرکت : ۴٠۴ ١٧ ۴٠۴ ۶٠٣ +   و ۴٠۴ ۵٨ ۴٠۴ ۶٠٣ +   فاکس : ۴٠۴ ۵٧ ۴٠۴ ۶٠٣ +

شماره دفتر نمایندگی ما در تهران : ١۶۶ ۴۴٠٨٠ (٢١+)  فاکس 89 777 440(21+)

 شماره FX مالزی : ٨٨٨ ٢۵ ٨۴٠ (٢١+)

 716,2nd Floor,Unit B,Jalan Sentul, 51000 Kuala lumpur

Nexus Deragon (M) SDN. BHD. 671382-x

M & M International  (M) SDN. BHD. 836069-x

 Quality Rhythm (M) SDN. BHD. 669248-v

 

 

پیام های دیگران ( 27)        PermaLink        ۱۳۸۸/۱/۱۶ - آنسوی مه


اطلاع رسانی و معرفی سایت ها برای اقامت در مالزی

 

با سلام به شما بازدید کننده محترم از این وبلاگ:

 

دانشگاه های مالزی

یک سایت دیگر از دانشگاه های مالزی

یادداشت هائی درباره فرهنگ و مردم مالزی

ادامه تحصیل در مالزی

برنامه مالزی خانه دوم من

کلیه امور ثبت شرکت

برای اطلاعات بیشتر با شماره تهران در مالزی یعنی :  ٨٨٨ ٢۵ ٨۴٠  (٠٢١) می توانید مستقیما با دفتر مالزی صحبت کنید (یعنی هزینه تهران برای شما محاسبه می شود ولی عملا با مالزی تماس دارید) (تلفن های مالزی : 404 17 404 603+ و 404 57 404 603+ فاکس 404 57 404 603+)

آدرس و شماره تلفن های دفتر ما در تهران :بزرگراه حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی آزمایشگاه قانون  پلاک ١ طبقه ۴شرقی  ٩٨٩١٢٣٧۵٣٢٠۴+ و ٩٨٢١۴۴٠٨٠١۶۶+

 

 

پیام های دیگران ( 1)        PermaLink        ۱۳۸٧/۱٠/٢۶ - آنسوی مه


پروسه بررسی جهت مهاجرت به خارج از کشور

 

١) آیا زندگی در خارج خوب است یا بد؟

اولین مورد پیشنهادی من اینکه قبل از پاسخ به این سوال باید در خود جستجو کنید که دلایل و انگیره کافی برای زندگی در خارج از کشور داشته باشید یعنی همین جوری نباید تصمیم گرفت چون تمام اونهائیکه همیجوری بلند شدند اومدند بعد از ۲ سه ماه برگشتند. (از همسایه های زیادی در اینجا )چون به نظر من اقدام به همچین امری بسیار متفاوت از اقدامات دیگر در زندگی است هر موقع خواستی تصمیم بگیری اول دلایل آمدنت را روی کاغذ بنویس و براشون نمره بده و سبک سنگین کن . من خودم نزدیک به ۲۵ مورد دلیل داشتم...

حداقل برای خودت و دیگران دلایل قانع کننده ای دارید که می تواند تازه یکی از رموز موفقیت شما در زندگی خارج از کشور باشد.

٢) آیا با هر انگیزه ای می شود عزیمت کرد؟

اگر دلایل شما درسوال قبلی در مقابل دلبستگی ها و تعلقات مادی و غیر مادی به اندازه ای نباشد که شما را قانع کند از تصمیم به عزیمت از کشور منصرف شوید و با همان وضعیت خوب یا بد بسازید ولی اگر سنگینی دلایل شما به بیشتر از سه چهاربرابر تعلقات شما در کشور خودت رسید آنوفت تازه به این مرحله  می رسید که قدمهای دیگر اقدام به رفتن را مورد بررسی و تحلیل قرار دهید.  

٣) آیا روحیه ریسک پذیری و از نو شروع کردن  (البته با کمی متفاوت از نو شروع کردن) را دارید؟

ماها عادت کرده ایم به یکنواختی و تکرار از نو شروع کردن را دوست نداریم یعنی تغییر را دوست نداریم اگر هم دوست داشته باشیم دلش رو نداریم ولی من اعتقاد دارم باید هرچند وقت به سراغ تعییر رفت و برای جنگ با عوامل و موانع تغییر زره پوش شد و جنگید و از نو شروع کرد اگر نو شدن را دوست دارید....

بنابراین هرموقع آماده تغییر را پیدا کردی می توانی به بررسی قدمهای دیگر بروید..

۴) مطالعه روی اینکه کدام کشور برای انتخاب خوب است؟

بعد از رد شدن از مراحل قبلی یعنی داشتن سه مرحله اول باید دید که کدام کشور با شرایط و خواسته های تو مطابقت دارد شرایطی چون مالی فرهنگی آب هوا دوری و نزدیک بودن به کشور خود و غیره ... را می توان مورد بررسی و  مطالعه قرارداد و روی یکی دو کشور مورد نظر تمرکز نمود و شرایط آنرا سنجیدو درنهایت یکی را انتخاب نمود.

۵) سفری چند روزه به کشور انتخاب شده.

باید یک سفر چند روزه توریستی در صورت امکان مالی بطور انفرادی یا با خانواده به آن کشور عزیمت نمود و نه برای تفریح و گشت و گذار صرفا جهت بررسی و آشنا شدن با شرایط زندگی در آنجا و بازار کار آن کشور. و یک تجربه چند روزه می تواند خیلی در انتخاب آن کشور مفید باشد.

۶) آیا همه چیز و همه زندگی را باید فروخت و رفت ؟

این بستگی به میزان قدرتمند عمل کردن شما در اقدامات اولیه شما می باشد و هیچ توصیه ای در این مورد نمی شود کرد مگر با در نظرگرفتن شرایط خودت.

 

بعد از بررسی هزینه ها و مخارج تقریبی کشور مقصد برای یک خانواده ٣ الی ۴ نفره پول نقد حداقل به اندازه ۶ ماه الی ١ سال باید داشته باشید که با خیال راحت این عزیمت را انجام بدهید در صورتیکه این میزان مقدور نباشد به نسبت کم بودن فکر را دچار استرس کرده و میزان موفقیت کاهش پیدا خواهد کرد اگر این میزان به کمتر از ٣ ماه رسیدمن پیشنهاد میکنم از عزیمت صرفنظر کنید مگر شرایط کار و زندگی از قبل در کشور مقصد برایتان مهیا شده باشد.(مثلا برای مالزی حداقل باید ٢٠ میلیون تومان برای یک خانواده ٣ نفره نقد داشته  باشید)

 

 ٨) آیا کار خوب در خارج با در آمد خوب میشه پیدا کرد ؟

این مهمترین سوالی است که همه همیشه اول بدنبال پاسخ به این سوال هستند اما این سوال اساسا غلط است چون جواب به این سوال در کشور خودت هم که خیلی امتیازبیشتری نسبت به اشتغال وجود دارد نمی توان با اطمینان جواب داد و یا به جواب رسید چه برسد به کشور غریبی که شما در اولویت آخر قرار دارید و مشکلات خارجی بودن و هم زبان نبودن هم به آن اضافه می شود بنابراین چه باید کرد؟  وقتی به این تصمیم می رسیم بدانیم که چقدر قدرت داریم که در کوتاه ترین مدت بدون استرس وارد عمل شده و بعنوان کسی که به فرض بطور جبری در شرایط جدید قرار گرفته و وظیفه دارد و مجبور است شکم خود و خانواده اش را سیر کند واین از نظر من یک تز است و قطعا باعث کشف خلاقیت و توانائیهای فرد می شود. 

توضیح:زندگی هر شخصی حاصل اندیشه های اوست نه الزاما حاصل شرایط بیرونی. همه مراحل ذکر شده فقط یک الگو است نه تمام راه حل بلکه کامل کننده این مراحل میزان خواسته فرد است حتی نه شرایط فرد.

٩) چه مدت طول میکشد تا کاری پیدا کرد و چگونه؟

به همان مدت که بتوانی در شرایط بحرانی فکر کنی و برای خارج شدن از بحران به اندیشه های نو برسی.و چگونگی آن هم اول باید بدون استرس جامعه جدید را شناخت و بعد از بررسی های لازم نیاز های جدیدی را پیدا کرد که در مورد آن یا فکر نشده و یا کمتر برای آن فکر شده و یا اگر هم شده بنحو احسن عمل نمی شود.

١٠) بعد از خوب به پایان رسیدن همه این مراحل آیا غربت و دوری از وطن (دوری از دوستان و آشنایان )شیرینی تمامی این زحمت ها که منجر به موفقیت شده است را از بین خواهد برد؟

این مسئله خیلی از ما ایرانیان را در خارج از کشور بعد از سپری شدن مدت کوتاهی دچار مشکل میکند و خیلی از خانواده ها بعد از مدتی دچار افسردگی شده و زود قصد برگشتن میکنند.اما این نیز بستگی به مجموعه تعلقات و وابستگی های افراد دارد که بمیزان آن فرد را دچار مشکل میکند.به نظر من اونهائی که مهاجرت از طریق غیر قانونی یا با پناهندگی سیاسی رفته اند بدلیل روانی که نمی توانند هر موقع دلشان خواست به کشور برگردند بسیار برای آنها سخت است اما قانونی شاید این میزان بسیار اندک است.ولی در هر صورت دلتنگی پیش خواهد آمد .

اما راه حل چیست؟ به نظر من وقتی فرض را بر این بگیری که راهی جز این وجود ندارد انگار در اثر یک اتفاق بعد از این باید با این شرایط دوری از تعلقات زندگی کنید و وابستگی ها را کم رنگ کرده و راحت حواهید بود منکه با اون کنار آمدم.

.................................... هر خواستنی هزینه دارد .........................................

 

 

پیام های دیگران ( 1)        PermaLink        ۱۳۸٧/۱٠/۸ - آنسوی مه

٧) برای عزیمت چه مقدار پول باید به همراه داشته باشید؟

خدمات مشاوره تحصیلی شرکت ما در مالزی

 

  به نام خدا

ضمن خیر مقدم ،شرکت  QUALITY RHTYHM به آدرس :No. 716, 2nd Floor,  Jalan Sentul, 51000 KUALA LUMPUR

ثبت شده درمالزیتلفکس : ۴٠۴ ١٧ ۴٠۴ ۶٠٣+ همراه: ۶٠١٧٢۵۵۴٠٠۵+ و ۶٠١٧۶٩٩٣٩٩۴+ آماده ارائه خدامات رایگان مشاوره ای جهت اخذ پذیرش از دانشگاههای مورد تائید وزارت علوم ایران و مالزی، دوره های جامع زبان انگلیسی، تورهای مسافرتی بلیطهای ارزان قیمت و VIP ، ثبت شرکت و سرمایه گذاری و اقامت دائم مالزی میباشد.

1-    خدمات ما در مشاوره اولیه رایگان شامل :

1.   بررسی شرایط تحصیلی شما و راهنمایی جهت انتخاب بهترین دانشگاه و مناسب سطح علمی شما

2.    راهنمایی شما در رابطه با آموزش زبان انگلیسی و اخذ مدرک IELTS  و TOEFL

3.    مشاوره جهت اخذ پذیرش و معافیت از خدمت نظام وظیفه برای دیپلمه ها

4.    معرفی فرصتهای استثنایی کشور مالزی در مقایسه با سایر کشورها

5.    ارائه مجموعه اطلاعات لازم علمی، فرهنگی و اقتصادی مالزی و هزینه های زندگی

 2-    خدمات ویژه ما در صورت قرارداد با مؤسسه شامل :

 1.    اخذ پذیرش برای دوره های جامع زبان از مؤسسات معتبر بین المللی

2.    اخذ ویزای دانشجویی مالزی در کوتاهترین زمان

3.    اقامت یک روزه رایگان در مجموعه های اسکان شرکت Quality Rhythm 

4.    تور یک روزه رایگان و گشت از مراکز علمی و تفریحی کوالالامپور

5.    خدمات انتقال پول به مالزی  به صورت آنی On-Line در دفتر تهران درحضور مشتری

6.    ارائه آخرین اطلاعات جدید و وضعیت پرونده شما از طریقe-mail  

7.     مشاوره رایگان جهت اجاره و یا خرید آپارتمان و خودروی مناسب و ارزان در مالزی

8.     امکان تماس رایگان از دفتر ما در تهران با مالزی در هر زمان

9.      خرید انواع بلیتهای ارزان قیمت مالزی

10.     سرویس Pick-Up از فرودگاه به همراه مترجم ایرانی به محل اقامت بهمراه پذیرایی اولیه

11.     تحویل رایگان خودروی اجاره ای با راننده و بدون راننده در فرودگاه مالزی در صورت تقاضا

12.     تحویل رایگان سیم کارت تلفن  مالزی به محض ورود در فرودگاه کوالالامپور

13.     تحویل رایگان کارت اعتبارMaster Card  پس از رسیدن به مالزی

14.     ثبت نام رایگان فرد متقاضی جهت شرکت در آزمونTOEFL  یا  IELTS

15.     برگزاری کلاسهای خصوصی فشرده زبان انگلیسی توسط استاد فارغ التحصیل کانادا

16.     راهنمایی و افتتاح حساب در بانکهای مالزی پس از ثبت نام و اقامت

17.    تحویل پول نقدبه دست فرد مورد نظردرمالزی بعد ازتحویل پول در دفتر مادرتهران در کمتراز 30 دقیقه

18.    مشاوره رایگان جهت اخذ اقامت دائم در قالب طرح ملی MM2H

19.    مشاوره جهت سرمایه گذاری تجار ایرانی در مالزی

---------------------------

آدرس و شماره تلفن های دفتر ما در تهران :بزرگراه حکیم غرب بعد از اشرفی اصفهانی آزمایشگاه قانون  پلاک ١ طبقه ۴شرقی  ٩٨٩١٢٣٧۵٣٢٠۴+ و ٩٨٢١۴۴٠٨٠١۶۶+

به این زودی یک پگیج اطلاعاتی از مالزی در اختیار شما قرار خواهم داد در ضمن سایت شرکت با آدرس  WWW.QUALITYRM.COM در دست اقدام است که بزودی آماده خواهدشد.

 

پیام های دیگران ( 0)        PermaLink        ۱۳۸٧/۱٠/۴ - آنسوی مه


برگزار شدن تور قلعه الموت

 

با سلام به دوستان گلم که مارا در برگزاری تور بسیار زیبا قلعه الموت و دریاچه اوان در استان قزوین یاری کردند و برگ ذرین دیگری در دفتر خاطرات ایرانگردی مان به ثبت رساندند.

واقعا جای همه دوستانی که نبودند خالی بود در روز به یادماندنی و زیبا .

شرکت کنندگان: نفیسه پیرانی ، داریوش پیرانی، الهه حدادی،مریم مطلق ،کسری دارابی  ،خشایار زینعلی،سمیه خزائی پور،بابک لسانی ،فریبا حقیقی پور ،امیر حقیقی پور ، مریم حقیقی پور ،سارا عسگری،امیر کریمی ،مجیدمصطفی لو،آیسان عابدینی،سمین وحدت ،اکبر حسینی،رضا مهتابی .

روز جمعه همراه با ۱۸ نفر از تهران ۱۵/۵ صبح به راه افتادیم البته چون من کرج باید سوار میشدم ۶ صبح سوار مینی بوس شدم ساعت ۱۱ پای الموت بودیم .بعد از بازدید از قلعه الموت در دل درختان که از آبشار کنار قلعه الموت بهرمند میشد و جذابیت خاصی به آن منطقه بخشیده بود در کنار دوستان همدل نهار راصرف کردیم و ساعت ۳ بسمت دریاچه اوان راهی شدیم ساعت ۵/۳ کنار دریاچه بودیم و تا ساعت ۶ در کنار این دریاچه به تفریح پرداختیم . وبعد بسمت تهران روانه شدیم .درنهایت ساعت ۵/۱۰ شب تهران بودیم.

البته شایان ذکر است که خانم سارا عسگری هم زحمت  سرپرستی تیم وهم زحمت تدارکات رابر عهده داشتند که در اینجا جا دارد از این دوست صمیمی مان تشکر لازم را بعمل آوریم.  

تعدادی عکس از این برنامه :

تا اطلاع ثانوی خداحافظ فعلا رفتم یجای دور آنور آب ....برام دعا کنید ...

 

پیام های دیگران ( 6)        PermaLink        ۱۳۸٧/٢/٢۱ - آنسوی مه


تور شورمست بسیار خوب برگزار گردید

 

با تشکر از همه دوستان شرکت کننده که درخوب اجرا شدن این برنامه با ما همکاری نمودند

شرکت کنندگان: نفیسه پیرانی ، داریوش پیرانی، الهه حدادی، محبوبه فقیه زاده ،کسری دارابی  ،خشایار زینعلی،سمیه خزائی پور،بابک لسانی  ،ملیحه نظری،رضا افشار،سارا عسگری،امیر محمدی ،رضا مهتابی و ۲ نفر همراه بابک.

روز جمعه مینی بوس جلوی دانشگاه اقتصاد سر ساعت ۴۵/۵ صبح حاضر شد و دوستان ثبت نام کرده تا ساعت ۱۵/۶ در محل قرار حاضر شدند و ۲۰/۶ بسمت جاده دماوند و فیروز کوه حرکت کردیم ساعت ۳۰/۸ در مسیرمان در کنار جاده نیم ساعت توقف نموده و داخل باغی  صبحانه میل کردیم و نیم ساعت هم جائی برای تفریح توقف نمودیم در نهایت ساعت ۱۱ کنار دریاچه شورمست بودیم

تعدادی عکس :

به امید دیدار در برنامه های بعدی (برنامه بعدی الموت است )

 

 

پیام های دیگران ( 6)        PermaLink        ۱۳۸٧/٢/٧ - آنسوی مه


شورمست

 

ثبت نام برای یک تور یک روزه بسیار زیبا  (شورمست) 

نام دریاچه زیبایی است در مازندران که هر هفته پذیرای میهمانان زیادی از تهران است. شورمست دو سالی می‌شود که مقصد تورهای یک روزه است و خطر تخریب محیط زیست آن را تهدید می کند. این دریاچه تنها دریاچه طبیعی شهرستان سوادکوه است که وسعتی در حدود 15 هزار متر مربع دارد. نه رودی به دریاچه می‌ریزد و نه آبی از آن خارج می‌شود و تعجب‌بر انگیز است که هنوز سرپاست. چشمه‌های زیرزمینی حیات بخش شورمست‌اند. عمق دریاچه 5 متر است و درختان کهن‌سال و بلندقامت توسکا در اطراف آن منظره‌ای رویایی را به وجود آورده است

اجرای تور روز جمعه ۶/۲/۸۷    

ثبت نام خود را با ارسال نام و نام خانوادگی و شماره تلفن از طریق تماس با نویسنده  در این وبلاگ اعلام فرمائید.

مهلت ثبت نام :۴/۲/۸۷

چند تا عکس از منطقه:

قلعه لاجیم

به امید دیدار

 

پیام های دیگران ( 5)        PermaLink        ۱۳۸٧/۱/٢٩ - آنسوی مه


نیمه ایرانگردی

 

چو ایران نباشد تن من مباد

 روز اول عید از کرج به نیت ایرانگردی راه افتادم کیلومتر را صفر کردم :

کل مسافت طی شده (رفت + برگشت): ۳۹۵۰ کیلومتر
تعداد سایت های تاریخی بازدید شده : نزدیک به ۵۰ مورد
تعداد شهرهای بازدید : ۲۵

تعداد استانها: ۸  (همدان - کرمانشاه- لرستان - خوزستان - بوشهر - کهکیله و بویراحمد - چهارمحال بختیاری -اصفهان)
در طول : ۱۲ روز
لست شهرها همراه با سایت های بازدید شده :

همدان : (غار علیصدر - مقبره بوعلی سینا - بابا طاهر - کنبد علویان - موزه هکمتانه - کتیبه های گنجنامه کلیسای گریگوری استبهان)

کنگاور : (معبد آناهیتا)

کرمانشاه: ( منطقه تاریخی بیستون - طاق بستان - تکیه معاون الملک - سراب نیلوفر )

روانسر:     جوانرود:     پاوه:  (غارقوری قلعه)

خرم آباد: (قلعه فلک الافلاک - پل دختر - گرداب سنگی - مناره آجری - سنگ نبشته - پل شکسته)

اندیمشک: (سد دز)

شوش : (قلعه شوش - کاخ آپادانا - موزه آپادانا - آرامگاه دانیال نبی - کاخ اردشیر - هفت تپه - چغا زنبیل)

شوشتر: (پل بند شادروان - خانه خلیل مستوفی - قلعه سلاسل - مجموعه آسیاب ها و آبشارهای شوشتر - خانه مرعشی نجفی - سابات - بقعه سید محمد گیاهخوار)

مسجد سلیمان :(سر مسجد)

رامهرمز :   بهبهان:   بندر دیلم :    بندر گناوه:    برازجان: (دژ یا کاروانسرای مشیرالملک)

بوشهر: (اسکله - قبرستان انگلیسی ها - کلیسای ارامنه بوشهر و انگلیسی ها  - عمارت گلشن - دبستان گلستان تاسیس ۱۳۱۸ - موزه مردم شناسی - عمارت امیریه - رستوران سنتی قوام)

کازرون:    بیشاپور:(غار بیشاپور مجسمه شاپور اول - شهر قدیمی بیشاپور)

قائمیه :    ممسنی:     یاسوج:      بروجن:   شهر کرد :   اصفهان:       کرج:

چند نمونه عکس:

مقبره بابا طاهر

 

گنبد علویان

هکمتانه

کلیسای گریگوری در همدان

بیستون مجسمه هرکول

نقش برجسته داریوش

طاق بستان کرمانشاه

جوانرود  کرمانشاه

شهر قدیمی بیشاپور

مجسمه شاپور اول


 

16 آذر، روز دانشجو، که همواره یادآور مبارزات آزادی خواهی و ضد دیکتاتوری دانشجویان ایران بوده است در سال 1332 و با شهادت سه دانشجوی دانشگاه احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا در اعتراض به دیکتاتوری پهلوی متولد شد. در آن روز دانشجویان دانشگاه تهران، در اعتراض به سفر نیکسون معاون رئیس جمهور وقت امریکا به ایران، دست به تظاهرات زدند.
به گزارش خبرگزاریها، امروز نیز پس از گذشت 55 سال در آستانه برگزاری مراسم روز دانشجو ، علیرغم حضور گسترده نیروهای امنیتی و لباس شخصی و پلیس ضدشورش از صبح امروز در تمامی خیابان های نزدیک به دانشگاه تهران، بسیاری از دانشجویان دانشگاه های مختلف کشور توانستند برای بزرگداشت روز 16 آذر در دانشگاه تهران حضور یابند. دانشجویان در ساعت 12 ظهر امروز با شکستن درب دانشگاه تهران توانستند وارد دانشگاه شده و در تجمع “دانشگاه، فریاد آزادی” شرکت کنند.در این تجمع دانشجویان معترض که در چند ماهه اخیر نصب گیت های امنیتی در دانشگاه تهران را موجب اهانت به خود می دانستند و بارها به این مسئله اعتراض کرده بودند اما مسئولان به این اعتراضات توجهی نکردند را واژگون کردند.


دانشجویان همواره نشان دادند که نخواهند گذاشت فریاد دموکراسی و آزادی خواهی در ایران بمیرد . جنبش دانشجویی هنوز ایستاده و آماده است تا با آرمان‌های ابدی آزادی و دموکراسی‌خواهی حرکت کند.حقوق بلاگ روز دانشجو را گرامی میدارد.

 


نظرات (0)

November 24, 2008

باز در آستانه برگزاری آزمون وکالت دادگستری هستیم. آزمونی که هر ساله توسط کانون های وکلا برگزار می شود تا برگزیدگانشان پس از طی دوره کار آموزی زیر نظر وکیل سرپرست ، به عرصه وکالت اشخاص خصوصی و دولتی وارد شوند.
امسال نیز ( سال 87 ) این آزمون در شرایطی خاص برگزار خواهد شد. شرایطی که از یک طرف بحث جدا شدن کانون وکلا مرکز از اتحادیه سراسری کانون های وکلا و برگزار شدن دو آزمون مجزا و از طرفی دیگر بحث بررسی لایحه وکالت در مجلس شورای اسلامی داغ می باشد. البته به موازات این مسائل گفتگو ها بر سر برگزاری آزمون وکلا و مشاوران ، توسط قوه قضاییه و یا حذف کلی چنین آزمون هایی و نیز ادغام این دو نهاد در اختیار گیرنده عرصه وکالت جاری است.

لایحه وکالت در چند سال قبل، از طرف قوه قضائیه تهیه شد و مقرر بود در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد. سپس با توجه به اظهارات متعدد از طرف فعالین حقوقی مدتی این لایحه مسکوت ماند. به هر حال این لایحه با فراز و نشیب خاص خود، به شکل فعلی در کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس محترم در حال رسیدگی قرار دارد و تلاش میشود که در این دوره، به تصویب مجلس برسد.

در این پست ، سعی در بررسی کلی این لایحه نمی شود و این را به فرصتی مناسب موکول می کنم . ولی با توجه به نزدیکی به آزمون وکلا و خیل عظیمی فارغ التحصیلان مشتاق امر وکالت که متاسفانه تعداد اندکی از بینشان موفق به پذیرش می شوند ، سعی در بررسی نظرات مطرح در باب این آزمون می شود.

ذکر این نکته بیجا نیست که در بند 11 ماده 31 لایحه وکالت عنوان میدارد که موفقیت در آزمون ورودی و طی دوره کارآموزی و تائید صلاحیت علمی توسط هیئت اختبار شرط ورود به حرفه وکالت است.البته در مواردی ، افرادی را از شمول این ماده خارج می سازد:
ماده 34 لایحه پیشنهادی : ماده ۳۴- اشخاص فاقد پروانه وکالت که دارای مدرک کارشناسی در رشته حقوق قضائی باشند و شغل آنان قضاوت نباشد در صورت تائید کانون وکلا می توانند در سال تا سه نوبت با اخذ جواز وکالت اتفاقی برای اقربای سببی یا نسبی خود تا درجه دوم از طبقه سوم وکالت نماید.
ماده ۵۳- عنوان تخصصی به وکلایی که واجد شرایط زیر باشند بدون شرکت در آزمون اعطا میشود:
۱- کسانی که لااقل ۷ سال سابقه کار قضائی در رشته مورد نظر داشته باشند.
۲- اعضای هیات علمی دانشگاه که لااقل ۷ سال سابقه تدریس در رشته مورد نظر داشته باشند.
۳- دارندگان درجه دکتری حقوق که رساله آنها در رشته مورد تقاضا باشد.

جدای از کلیت این لایحه که در صورت تصویب مسئله برگزاری آزمون را مجار میدارد ، ماده 53 کارشناسان حقوقی خبره را که به کار وکالت نهاد های دولتی مشغولند را نادیده گرفته است .

اکثر کسانی که با طرح حذف آزمون وکلا مخالفت نمودند از وکلای عبور کننده از سد کانون های وکلا می باشند . البته این آمار وفق نظرات درج شده این عزیزان در حقوق بلاگ و سایر مقالات ارائه شده از ناحیه ایشان در نشریات گوناگون و نیز برخورد شخصی اینجانب بدست امده است. و عمده پاسخ ایشان نیز اینست موضوع حذف آزمون وکالت اقدامی در جهت کاستن از شأن جامعه وکلا و نیز کاستن استقلال کانون های وکلا می باشد.

می خواستم مطلبی در این خصوص بنویسم که پس از جستجو مشاهده شد خوشبختانه آقای حسن اسدی زید آبادی از دوستان محترم در نوشتاری حرفهای بنده را قبلا زده اند :

در میان مشاغل حاضر در عرصه اجتماعی شرایط اخذ پروانه اشتغال به کار دو حرفه پزشکی و مهندسی را می توان با روال اخذ پروانه وکالت قیاس کرد، چنانچه می دانیم انجمن های صنفی از این دست براساس ویژگی های حرفه یی و سطح علمی - تخصصی حرفه مربوطه اقدام به صدور مجوز فعالیت برای متقاضیان می کنند، در رابطه با اشتغال به شغل پزشکی صرف ارائه مدرک معتبر دانشگاهی در رشته طب برای اخذ پروانه کافی بوده و در نظام مهندسی نیز با برگزاری آزمونی سالانه هر تعداد از داوطلبان که واجد حدنصابی از پیش تعیین شده باشند موفق به کسب مجوز کار خواهند شد. در هر دوی این نهادها آنچه از اهمیت بیشتری نسبت به آزمون ورودی برخوردار است کیفیت و کمیت آموزش های ضمن خدمت و دوره های تخصصی کارآموزی است . با این حال متاسفانه کانون وکلای دادگستری با برگزاری آزمونی که طی آن با در نظر گرفتن ظرفیت مشخص و محدود که آن هم در سال های مختلف یکسان نبوده و گاه در یک دوره دو برابر شده و سال بعد به نصف کاهش پیدا می کند، عملاً زمینه ساز رقابتی کاذب و ناعادلانه در میان متقاضیان شده است که در یک دوره به طور مثال فردی با کسب نیمی از کل نمره آزمون ممکن است موفق به ورود به دوره کارآموزی شده و در دوره بعد فرد دیگری با همان شرایط و چه بسا شرایطی بهتر موفق به اخذ پروانه کارآموزی نشود. بدیهی است که برگزاری چنین آزمونی که تا حد بسیار زیادی ناشی از سیاست های آنی و فاقد چشم انداز برخی از مسوولان کانون وکلای دادگستری بوده در شأن نهاد حامی عدالت نبوده و چنین عملکردی نمی تواند ضامن ارتقای شأن وکالت بوده و از استقلال نهاد دفاع پاسداری کند

آنچه مسلم است آنکه احترام به شأن نهاد وکالت در جامعه زمینه ساز دفاع موثر از حقوق افراد جامعه و چه بسا بخشی از حقوق مسلم شهروندان در برابر حاکمیت است. منتقدان محترم حذف این آزمون که نگران جایگاه رفیع وکیل در جامعه هستند آیا تاکنون به آگهی های تبلیغاتی رنگارنگی که موسسات آموزشی آمادگی برای آزمون وکالت منتشر می کنند نگاهی انداخته اند؟ آیا به راستی شأن وکالت از طریق اردوهای آموزشی و تدریس حقوق به زور سفرهای چند روزه، کتب تست و جزوات طبقه بندی شده تامین می شود، شیوه هایی که مشابه آن را تنها می توان در مورد آزمون سراسری ورود به دانشگاه ها (کنکور) برای دانش آموزان مقطع دبیرستان جست وجو کرد. و آیا سودهای سرشار برخی موسسات آموزشی از این معرکه متضمن ترفیع جایگاه جامعه وکلا است؟
دغدغه «استقلال کانون وکلا» بی هیچ تردیدی مهمترین چالش پیش روی جامعه وکلا است و لحظه یی نباید از موضع استقلال این نهاد جامعه مدنی که به دست بزرگانی چون دکتر محمد مصدق در ایران پایه گذاری شده است عقب نشینی کرد. با این همه پرسش جدی آنجاست که آیا اکنون تنها مساله یی که می تواند استقلال نیم بند کانون وکلای دادگستری را خدشه دار کند همین موضوع حذف آزمون کارآموزی است؟ آیا بهتر نبود تصمیم گیران و تصمیم سازان این نهاد صنفی به جای آنکه طی دو دهه گذشته درها را به روی متقاضیان ورود به شغل وکالت ببندند، با جذب تمامی واجدین شرایطی که از حداقلی از دانش حقوقی برخوردار بودند سعی در تشکیل جامعه یی وسیع و پرتعداد از وکلا می کردند تا هر مقام مسوول دولتی به خود اجازه ندهد با سوار شدن بر موج نارضایتی از سیاست های بسته آنها در پی تاسیس بدیلی برای این کانون صنفی و طبعاً به زیر سوال بردن استقلال کانون وکلا باشند؟ آیا ایستادگی در برابر ردصلاحیت و برخورد با برخی از وکلای خوش سابقه و مدافع حقوق بشر که در یک مورد حتی در محل ساختمان مرکزی کانون وکلا صورت پذیرفت، امری ضروری و حیاتی در موضع دفاع از استقلال کانون وکلا نبود؟
بی گمان نباید از یاد برد که بخش عمده یی از اساتید دانشکده های حقوق به عنوان کسانی که نقش موثر و سازنده یی در ارتقا یا کاهش کیفیت آموزش در دانشکده ها ایفا می کنند، حقوقدانانی از همین جامعه معظم وکالت است. به دیگر سخن نمی توان از وضعیت پررخوت و بسته جامعه وکلا دفاع کرد و در عین حال از پایین بودن کیفیت آموزش در دانشکده های حقوق ابراز نگرانی کرد. این موضوع اما با یادآوری فقدان رابطه موثر بین کانون های وکلای دادگستری با دانشجویان و دانشکده های حقوق و عدم استقبال این کانون ها از چنین رابطه یی بیش از پیش آشکار می شود

عزیزانی نیز در پست طرح حذف آزمون وکالت ، نظرات خود را بیان نموده اند که می توانید در صورت تمایل دنبال فرمایید.


نظرات (0)

November 19, 2008

نمایندگان مجلس شورای اسلامی اجرای آزمایشی قانون مجازات اسلامی را برای یک سال دیگر تمدید کردند.

به گزارش خبرنگار پارلمانی ایرنا، نمایندگان در جلسه علنی روز سه شنبه مجلس ضمن بررسی طرح دو فوریتی تمدید مهلت اجرای آزمایشی قانون مجازات اسلامی بار دیگر با تمدید اجرای آزمایشی این قانون برای یک سال موافقت کردند.

مرتبط:

اتمام زمان اجرای آزمایشی قانون مجازات اسلامی
در باب بی قانونی
3ماه مهلت برای ارائه قانون جدید

تمدید مجدد این قانون در راستای جلوگیری از گفتگو های سال گذشته در خصوص ایجاد خلا قانونی در کشور می باشد ( در باب بی قانونی). امسال نیز در حل این مسئله نیز مانند سایر راه حل ها مجلس محترم به جای پیگیری تصویب و بررسی سریع و همه جانبه قانون مجازات جدید باز به تغییر صورت مسئله روی آورد. لایحه جدید قانون مجازات نیز که به مجلس ارائه گردید مورد بحث منتقدین بسیار قرار داشته و می باشد.


نظرات (1)

November 10, 2008

کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه با صدور بیانیه‌ای به بررسی تطبیقی قانون انتخابات ریاست‌جمهوری پرداختند. در ابتدای این بیانیه آمده است: مبنا و مستند حقوقی این نوشتار، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تاریخ ۱۹۴۸، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ و اعلامیه راجع به معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه مصوب اجلاس یکصد و پنجاه و چهارم شورای اتحادیه بین‌المجالس به تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۹۴ بوده است که سه سند بین‌المللی یادشده به شیوه‌های گوناگون به تایید دولت و مجلس ایران نیز رسیده است. از این رو، بنا بر ماده ۹ قانون مدنی ایران در حکم قوانین داخلی محسوب و لازم الاتباع تلقی می‌شوند. در ادامه این بیانیه، مغایرت‌های قانون انتخابات ریاست‌جمهوری با معیارهای یاد شده مورد بررسی قرار گرفته است. امضاکنندگان بیانیه افزوده‌اند: ماده ۸ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری مقرر می‌دارد: «نظارت بر انتخابات ریاست‌جمهوری به عهده شورای نگهبان می‌باشد. این نظارت، عام و در تمام مراحل و در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است. همچنین، بند نهم اصل ۱۱۰ قانون اساسی به صراحت مقرر می‌دارد: « صلاحیت داوطلبان ریاست‌جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید باید قبل از انتخابات به تایید شورای نگهبان برسد. » مفهوم این اصل آن است که اختیارات نظارتی شورای نگهبان در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز محدود است به احراز شرایط مقرر در اصل ۱۱۵ قانون اساسی و نه فراتر از آن. به عبارت دیگر، وظیفه در چارچوب معنایی و بار حقوقی و عرفی واژه نظارت قابل تبیین است و با توجه به مسوولیت قانونی همه آحاد ملت در برابر قانون، ارزیابی صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهبان، فاقد بار حقوقی و مستند قانونی است و آنچه تا کنون تحت عنوان نظارت استصوابی شورای نگهبان در انتخابات گوناگون و از جمله ریاست‌جمهوری طرح شده، تضییع حقوق بنیادین ملت و بر اساس ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی قابل پیگرد قضایی می‌باشد. کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه اضافه کرده است: ماده ۳۵ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری مقرر می‌دارد: «انتخاب شوندگان هنگام ثبت نام باید دارای شرایط زیر باشند: ۱- از رجال مذهبی، سیاسی ۲- ایرانی الاصل ۳- تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران ۴- مدیر و مدبر ۵- دارای حسن سابقه و امانت و تقوا ۶- مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور»
بند ۱ به شرطی زیر عنوان «رجل سیاسی و مذهبی» اشاره دارد. متاسفانه نه در قانون انتخابات ریاست‌جمهوری و نه در آیین‌نامه آن تصریح نشده است که اولا منظور از این عبارت چیست و آیا محدود در جنسیت مردان است یا خیر؟ و دوم آنکه احراز معیار سیاسی و مذهبی بر چه اساسی صورت می‌پذیرد؟ نکته دیگر آنکه باز هم به موجب قوانین عادی، معیاری برای احراز امانت و تقوا ذکر نشده است. بند شش این ماده قانونی اگر چه با اصل ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تطبیق می‌کند اما با اصل بیست و سوم همان قانون در تعارض‌ آشکار است. زیرا، اعتقاد یک امر درونی و قلبی است و اقدام برای احراز و یا عدم‌احراز آن از مصادیق تفتیش عقاید محسوب می‌شود. دوم اینکه، این شرایط ( ایمان و اعتقاد ) از جمله امور ذهنی هستند که در حیطه شناخت و داوری دقیق، نمی‌توانند قرار گیرند. سوم اینکه این شرایط به عنوان شرط لازم جهت کاندیداتوری ریاست‌جمهوری با بند ۱ ماده ۲ و مواد ۱۸ و ۱۹ و بند ۱ ماده ۲۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مواد ۱۸ و ۱۹ و ۲۵ میثاق مدنی و سیاسی و همچنین بند ۱ ماده ۳ اعلامیه شورای اتحادیه بین‌المجالس پیرامون انتخابات آزاد و عادلانه در تعارض‌اند. در بخش پایانی بیانیه اعلام شده است: «کمیته انتخابات آزاد، سالم و عادلانه به عنوان یک نهاد ملی و برگزیده دیدگاه‌های گوناگون جامعه ایران اعلام می‌دارد که قانون انتخابات ریاست‌جمهوری ایران بنا به دلایل آشکار نظیر اعمال نظارت استصوابی در احراز صلاحیت کاندیداها، فقدان معیارهای عینی برای داوطلبان در قوانین اساسی و عادی کشور، تضییقات شدید تبلیغاتی و عدم‌تساوی حقیقی کاندیداها در امر تبلیغات، امکان ابطال انتخابات و ایراد خدشه به آرای ملت توسط کارگزاران حاکمیت و همچنین تبعیض جنسیتی آشکار در صلاحیت داوطلبان این مقام دارای تعارضات آشکار با حقوق بنیادین ملت و تعهدات بین‌المللی نظام جمهوری اسلامی ایران است. از این رو به دولت جمهوری اسلامی ایران توصیه می‌کند تا در کوتاه‌ترین زمان، نسبت به اصلاح این قانون اقدام کند.
اسامی امضاکنندگان بیانیه کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه به این شرح است: هادی اسماعیل‌زاده ـ سعیدآل آقاـ هرمیداس باوندـ محمدبسته نگارـ محمدتوسلیـ محمدعلی دادخواهـ تقی رحمانیـ عزت الله سحابیـ عبدالفتاح سلطانیـ خسروسیف ـ سیدمحمدسیف زادهـ حسین شاه ویسیـ عطاءالله شیرازیـ هاشم صباغیانـ احمدصدرحاج سید جوادیـ شیرین عبادیـ محمدعلی عموییـ مرتضی کاظمیانـ نرگس محمدیـ سعید مدنیـ مرضیه مرتاضی لنگرودیـ مهدی معتمدی مهرـ علی‌اکبر معین‌فرـ علی اکبرموسوی خوئینی و ابراهیم یزدی.

کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» در ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ و در سالروز مشروطیت با حضور چند نفر از شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و پس از پیشنهاد و دعوت «کانون مدافعان حقوق بشر» کار خود را آغاز کرد تا نظر نهایی خود را با تشکیل دو کارگروه - «بررسی قوانین و مقررات انتخابات» و «نحوه اجرای عملکرد مسئولان اجرایی و نظارتی انتخابات» ـ به اطلاع عموم مردم برساند.


نظرات (1)

November 8, 2008

با تصویب هفته گذشته مجلس ، انتخاب شوندگان علا‌وه بر شرایط ذکر شده در ماده 35 قانون انتخابات باید زمان ثبت نام سابقه تصدی حداقل یکی از مناصب زیر را داشته باشند: رئیس جمهور، معاونین وی ، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلا‌می و نمایندگان منصوب مقام معظم رهبری در نهادها و استان‌ها، رئیس قوه قضاییه، معاونین و روسای دیوان عالی کشور، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان عدالت اداری، سازمان قضایی نیروهای مسلح و دادستان کل کشور، اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر آن و اعضای شورای عالی انقلا‌ب فرهنگی و دبیر آن، اعضا شورای نگهبان (فقها و حقوقدانان)، وزرا، امرا و سرداران فرماندهان عالی نیروهای مسلح جمهوری اسلا‌می ایران، رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلا‌می ایران، روسای سازمان‌ها و نهادهای کشور، سفرا، استانداران و شهرداران کلا‌ن شهرها، مدرسین سطوح عالی حوزه‌های علمیه و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها با مدارک علمی استادیاری و بالا‌تر، روسا، دبیران کل و قائم مقام آنان و دبیران سیاسی احزاب و جمعیت‌های سیاسی رسمی در سطح ملی و مدیران مسئول و سردبیران روزنامه‌های کثیرالا‌نتشار، حقوقدانان و وکلا‌ی پایه یک با 10 سال سابقه کار و مدیران غیردولتی در حوزه‌های صنعتی، اقتصادی و فرهنگی در سطوح ملی. ‌
براساس این گزارش و در ادامه این اصلا‌حیه، احراز شرایط انتخاب شوندگان از جمله رجل مذهبی و سیاسی بودن بر عهده شورای نگهبان است. ‌
هم چنین داوطلبان ریاست جمهوری یا نمایندگان تام‌الا‌ختیار آنها که کتبا معرفی شده باشند باید ظرف پنج روز از تاریخ انتشار دستور شروع انتخابات به وزرات کشور مراجعه و پس از ارائه مدارک لا‌زم برای ثبت نام که توسط این وزارت خانه اعلا‌م می‌شود پرسشنامه را دریافت و پس از تکمیل آن همراه با مدارک لا‌زم به این وزارت خانه تسلیم و رسید دریافت دارند. ‌ علا‌وه بر این نمایندگان مجلس شورای اسلا‌می در ادامه در بررسی اصلا‌حیه قانون انتخابات مصوب کردند که کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری باید دارایتحصیلا‌ت کارشناسی ارشد و بالا‌تر و یا معادل حوزوی آن باشند.

------------------------------------------

معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، علیرضا ملکیان، روز پنج‌شنبه گفته که دلیل توقیف «شهروند امروز» انتشار مطالب سیاسی بوده است؛ به گفته او، در پروانه انتشار این هفته‌نامه، چاپ مطالب سیاسی ذکر نشده بوده و بنابراین به دلیل منطبق نبودن روش آن با محتوایش، در هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد، تصمیم بر توقیف موقت آن گرفته شده است.مسوولان این هفته‌نامه هنوز هم ابلاغیه‌ای مبنی بر اینکه نشریه‌شان توقیف شده، دریافت نکرده‌اند و به همین دلیل، امروز شماره جدید «شهروند امروز» روی دکه‌های مطبوعاتی توزیع شده است


نظرات (0)

November 6, 2008

به گزارش فارس هیئت نظارت بر مطبوعات در آخرین جلسه خود هفته نامه شهروند امروز را به دلیل عدم معرفی مدیرمسوول وغیر واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت توقیف کرده است. گفته می شود دلیل دیگر توقیف شهروند امروز اظهارات فائزه و فاطمه هاشمی در خصوص نحوه درگذشت آیت الله لاهوتی پدر همسرانشان در آبان 1360 در زندان اوین بوده است.

پس از توقیف روزنامه هم‌مهین با همکاری گروهی از تحریریه همان روزنامه و به سردبیری محمد قوچانی، سردبیر سابق روزنامه شرق، شروع به انتشار کرد و امروز توسط محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی اداره می شود.این هفته‌نامه از معدود هفته نامه‌های منتقد بود که به جایگاهی قابل قبول در میان نخبگان و تیراژی قابل ملاحظه در مقایسه با متوسط تیراژ نشریات در ایران دست یافته است.سابقا نشریات از سوی قوه ‌قضاییه به طور موقت توقیف می‌شدند یا پروانه انتشار آنها لغو می‌شد، اما اخیرا برخورد حذفی با مطبوعات بیشتر از جانب هیات نظارت بر مطبوعات صورت گرفته است


به نظر بنده ، در صورت صحت خبر، توقیف این هفته نامه نه به دلیل انتشار خاطرات خانم های هاشمی در مورد آقای لاهوتی ، بلکه به دلیل انتشار سر مقاله سردبیر این نشربه با عنوان چرا دکتر کردان باید بماندصورت گرفته که زمزمه هایی نیز پس از انتشار این مقاله صورت گرفته بود. اظهار عقیده و آزادی بیان حداقل نیاز ها و مطالبات حقوقی مردم در جامعه ماست که متاسفانه با چنین اقداماتی پایمال می گردد.

 


نظرات (0)

November 5, 2008

به نقل از شبکه‌های تلویزیونی آمریکا، "باراک اوباما" پس از دو سال رقابت انتخاباتی بر "جان مک‌کین" رقیب جمهوریخواه خود در ایالت‌های کلیدی آمریکا به پیروزی رسید و به عنوان اولین رئیس جمهور سیاهپوست این کشور به کاخ سفید راه یافت.محوری‌ترین تعهد اوباما که توانست نظر رای‌دهندگان آمریکایی مخالف با سیاست‌های بوش را به خود جلب کند، شعار "تغییر" در سیاست‌های دولت آمریکا بود.اوباما با طرح گفت‌وگوی بدون پیش‌شرط با سران کشورهای متخاصم با آمریکا یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات سیاست خارجه آمریکا را گشود. البته در سخنرانی های دیگر وجود شرایطی را جهت گفتگو با دولت ایران لازم دانست.

------------------------------------------


دیروز نیز نمایندگان ، در جلسه علنی مجلس، به استیضاح علی کردان وزیر کشور رای دادند.
بعد از برگزاری مذاکرات علنی 5 ساعته جلسه موافقان و مخالفان و همچنین دفاع وزیر کشور، 188 تن از نمایندگان رای مثبت، 45 تن رای منفی و 14 تن رای ممتنع دادند و 8 نفر نیز در رای گیری شرکت نکردند.
آراء ممتنع نیز طبق آیین نامه و رویه قبلی مجلس به منزله مخالفت با استیضاح در نظر گرفته و محاسبه شد.بنابراین، با این نتیجه، کردان از وزارت کشور برکنار شد و رییس جمهور موظف است وزیر پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند.
براساس اصل 136، در صورتی که پس از ابراز اعتماد مجلس به دولت نیمی از وزیران تغییر کنند، رئیس‌جمهوری باید مجددا از مجلس شورای اسلامی برای هیات وزیران تقاضای رای اعتماد کند. این در حالی است که اکنون 21 وزیر در کابینه حضور دارند. بنابراین، حدنصاب موضوع اصل 136 قانون اساسی 5/10 خواهد بود و از آنجا که 5/10 عددی صحیح محسوب نمی‌شود، این ابهام پیش می‌آید که این عدد را از نظر حقوقی به کدام سمت باید گرد کرد؟ به نظر اکثر حقوقدانان دولت زمانی که از اکثریت می‌افتد که 11 وزیر تغییر کرده باشد.

 


نظرات (0)



 

 

ترجمه: امیر مقامی
www.maghami.blogfa.com

با پیوستن شصتمین کشور به اساسنامه رم در 23 فروردین 1381، این معاهده بین المللی برای تشکیل یک دیوان بین المللی کیفری از یازدهم تیرماه همان سال (اول جولای 2002) به اجرا درآمد و اینک که سه سال از اجرایی شدن این معاهده میگذرد، دیوان فعالیت واقعی خود را با پرونده ای از جمهوری افریقای مرکزی از دسامبر 2004 آغاز نموده است. (1)
خاطرات تلخ نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه در قرن بیستم، از مهمترین عوامل تشکیل چنین دادگاهی به شمار میرود. در بسیاری از موارد، جرمهای اتفاق افتاده در قرن گذشته با مصونیت مرتکبان آنها همراه بوده است و اکنون این دیوان میتواند به این مصونیت، پایان دهد. اساسنامه رم که در سال 1998 برای نخستین بار مطرح و امضا شد؛ همه مقررات لازم برای تاسیس یک سازمان مستقل بین المللی قضایی را پیش بینی نموه است که در اینجا به مرور خلاصه ارکان این سازمان و نیز برنامه های حمایتی برای قربانیان و شهود می پردازیم:

الف: ارکان دیوان بین المللی کیفری
طبق ماده 2 اساسنامه رم، دیوان یک سازمان مستقل بین المللی است که خود از چهار بخش ریاست، شعبه ها، دفتر دادستان و دفترخانه تشکیل شده است. هجده قاضی، اعضای ثابت این دیوان هستند که با رای مخفی در یک جلسه مجمع کشورهای عضو انتخاب شده اند. قضات پس از آنکه وظایف خود را رسما برعهده گرفتند، به محض آن که امکانپذیر باشد، رییس را انتخاب میکنند و شعبه ها را تشکیل میدهند.
دفتر دادستان به طور مستقل به عنوان یک سازمان جداگانه از دیوان عمل میکند و در راس آن یک دادستان قرار میگیرد که با رای مخفی اکثریت قاطع مجمع کشورهای عضو انتخاب شده است. مقام ریاست از رییس، نایب رییس اول و دوم تشکیل شده است که رییس در بخش فرجامخواهی همراه با چهار قاضی دیگر کار میکند. بخش دادرسی و پیش از دادرسی هم از کمتر از شش قاضی تشکیل نمیشوند. دفترخانه مسوول مدیریت و خدمت رسانی دیوان از لحاظ غیرقضایی است؛ بدون آنکه بر فعالیت دادستانی تاثیر بگذارد. در راس آن نیز مدیر دفتری است که با رای اکثریت قضات انتخاب شده است.
1- ریاست
ریاست دیوان از یک رییس و نایب رییسان اول و دوم که برای یک دوره سه ساله قابل تکرار با رای اکثریت قاطع قضات انتخاب میشوند؛ تشکیل شده است. رییس مسوول اداره صحیح دیوان است، به جز در مورد دفتر دادستانی؛ گرچه مقام ریاست هم پایه با مقام دادستان است و در همه امور مشترک، با دادستان موافقت خواهد کرد.
رییس به نمایندگی از دیوان عمل میکند و میتواند برای افزایش شمار قضات، اگر مناسب و لازم بداند پیشنهاد دهد و دفترخانه طرح پیشنهادی را برای همه کشورهای عضو منتشر خواهد کرد و این پیشنهاد ممکن است در یک نشست مجمع کشورهای عضو مورد بحث و بررسی نهایی قرار گیرد.
2- شعبه ها
بخش قضایی دیوان از سه قسمت تشکیل شده است:
یک: بخش فرجام (APEALS DIVISION)
دو: بخش دادرسی و محاکمه (TRIAL DIVISION)
سه: بخش پیش از دادرسی (PRE-TERIAL DIVISION)
هر سه بخش مسوول انجام وظایف قضایی دیوان هستند.
بخش فرجام از رییس و چهار قاضی دیگر تشکیل شده است؛ همچنین بخش محاکمه (دادرسی) از نایب رییس دوم و پنج قاضی دیگر و بخش پیش از دادرسی هم از نایب رییس اول و شش قاضی دیگر تشکیل شده است.
قضات
هجده قاضی به وسیله مجمع کشورهای عضو برای یک دوره کاری سه، شش و نه ساله از بین اشخاصی با شخصیت اخلاقی والا، بیطرفی و درستکاری انتخاب میشوند که شرایط احراز مقرر شده را در کشورهای مربوط برای انتخاب به عنوان بالاترین مقامات قضایی دارا هستند.
قضات از میان دو فهرست انتخاب شده اند:
فهرست الف: قضاتی با شایستگی محرز شده در حقوق جزا و آیین دادرسی و کارشناسی مناسب مورد نیاز، خواه به عنوان قاضی، دادستان یا وکیل یا در هر صلاحیت مشابه در دادرسی جزایی.
فهرست ب: قضاتی با شایستگی محرز در قلمرو حقوق بین الملل مانند حقوق بشردوستانه و قوانین حقوق بشر و خبرگی مربوط به صلاحیت قضایی حرفه ای که مربوط به کار قضایی دیوان است.
به هنگام گزینش قضات در مجمع کشورهای عضو، نماینده داشتن سیستمهای حقوقی اصلی جهان، نمایندگی جغرافیایی عادلانه و یک گزینش منصفانه از قضات مرد و زن مورد توجه قرار گرفت. البته همه قضات دارای تابعیت کشورهای عضو هستند. ترکیب کنونی قضات به این ترتیب است: هفت نفر از گروه کشورهای اروپای غربی و دیگر کشورها، چهار نفر از گروه کشورهای امریکای لاتین و کارائیب، سه نفر از گروه کشورهای آسیایی، سه نفر ز گروه کشورهای افریقایی و یک نفر از اروپای شرقی. این قضات که در مذاکرات سوم تا هفتم فوریه 2003 در نیویورک انتخاب شدند یازده نفر مرد و هفت نفر زن هستند.
قضات میتوانند مقام خود را برای یک دوره 9 ساله حفظ کنند ولی نمی توانند دوباره انتخاب شوند مگر در مواردی که به وسیله اساسنامه رم پیش بینی شده است. قضاتی که ابتدا برای سه سال انتخاب شده اند میتوانند دوباره برای یک دوره کامل (9سال) انتخاب شوند. آنها ممکن است بر اساس تصمیم رییس به طور تمام وقت یا پاره وقت خدمت کنند.
3- دفتر دادستان
دفتر دادستان نیز یکی از چهار رکن دیوان بین المللی کیفری است. در راس آن دادستان کل قرار دارد که به وسیله مجمع کشورهای عضو انتخاب شده است و اختیارات کامل برای مدیریت و اداره دفتر از جمله کارکنان، تاسیسات و دیگر وسایل دفتر دارد. دادستان کل، آقای لوییس مورنو اوکامپو (MORENO OCAMPO) است که طبق آنچه در ماده 45 اساسنامه مقرر شده است مقام خود را در 16 ژوئن 2003 رسما برعهده گرفت. مجمع کشورهای عضو همچنین میتواند یک یا دو معاون دادستان از فهرست نامزدهایی که توسط دادستان کل در پی انتشار درخواستها یا معرفی نامه های نامزدهای این سمت، تهیه میشود؛ گزینش کند.
ماموریت دفتر، تنظیم و هدایت بازجویی ها و تعقیب جرائمی است که در حدود صلاحیت دیوان واقع شده است؛ یعنی ژنوساید (2)، جرائم علیه بشریت و جنایات جنگی. در مرحله بعد به محض آنکه در یکی از مجامع هفت سالانه مجمع کشورهای عضو با تعریف جرم تجاوز موافقت کنند، این دفتر اجازه خواهد داشت که این جرم را مورد تحقیق و تعقیب قرار دهد. (3)
به این وسیله، دفتر دادستانی به اهداف کلی دیوان کمک میکند تا به مصونیت مرتکبان جدی ترین جرائم مربوط به جامعه بین المللی پایان دهد و این چنین از جنایات مشابه جلوگیری کند.
دادستان کل میتواند یک تحقیق را هرگاه که بر یک مبنای منطقی، عقیده داشته باشد که جنایتی انجام شده است یا در حال ارتکاب است، براساس اشاره ها و مراجعه به وضعیت ها (گزارشها)، آغاز کند. چنین اشاره ها یا مراجعاتی باید به وسیله یک کشور عضو دیوان یا شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام شود و یک تهدید را نسبت به صلح و امنیت بین المللی نشان دهد. طبق اساسنامه و مقررات دادرسی دیوان، دادستان باید پیشنهادهای تاثیرگذار را قبل از آنکه برای اقامه دعوا تصمیم بگیرد، نزد خود ارزیابی کند.
علاوه بر اشاره های کشورهای عضو و شورای امنیت، همچنین ممکن است دادستان کل اطلاعاتی درباره جرائم در حدود صلاحیت دیوان به وسیله منابع دیگر دریافت کنند؛ منابعی مانند افراد یا سازمانهای غیردولتی. دادستان کل باید در هر مورد یک تحقیق مقدماتی نسبت به این اطلاعات، تنظیم کند. اگر دادستان کل اقامه دعوا همراه با یک بازجویی و تحقیق مقدماتی را منطقی بداند؛ از شعبه پیش از دادرسی خواهد خواست که برای یک تحقیق اجازه صادر کند؛ در نتیجه این دفتر هر دو بخش تحقیق و تعقیب را در بر میگیرد. با توجه به وظیفه نخست (تحقیق)، دفتر بیشتر مسوول بازپرسی های اولیه و تنظیم تحقیقات (مثل جمع آوری دلایل و پرسش از اشخاصی که بازپرسی میشوند مانند قربانیان و شهود) خواهد بود. در این رابطه اساسنامه با تایید مسوولیت دادستانی برای احراز واقعیت در هر دعوا، مقرر نموده که مقام دادستان واقعیت های مربوط به تبرئه کردن یا مجرم دانستن متهم را در مرحله تحقیق ارزیابی نماید.
مرحله تعقیب هم در روند تحقیقاتی نقش دارد اما مسوولیت اصلی رسیدگی به هر دعوا قبلا با شعبه های مختلف دیوان است.
اصل تکمیل یا اصل مکمل بودن (THE PRICIPLE OF COMPLEMENTARITY) : دیباچه اساسنامه تاکید میکند که دیوان بین المللی کیفری آخرین وسیله برای برپا کردن عدالت درباره قربانیان ژنوساید، جنایات جنگی و جرائم علیه بشریت است. بنابراین از همه کشورها درخواست میکند که اقداماتی را در سطح ملی اتخاذ کنند و همکاری بین المللی را برای پایان بخشیدن به مصونیت جنایتکاران افزایش دهند و به کشورها، وظاطفشان را برای اعمال صلاحیت قضایی کیفری و مسوولیت بیشتر آنها را در مورد چنین جنایاتی یادآوری میکند. بنابراین اساسنامه رم، نقش یک «مکمل» برای سیستمهای حقوقی ملی را به دیوان بین المللی کیفری واگذار کرده است.
اساسنامه رم تاکید میکند که مسوولیت نخستین برای تحقیق و تعقیب جرائم بین المللی با دولتهاست؛ بنابراین طرح یک دعوا در دیوان بین المللی کیفری جایی که دعوا توسط یک دولت که برای آن صلاحیت بیشتری دارد در حال بررسی و تعقیب است، مجاز نیست؛ مگر آنکه آن دولت حقیقتا برای انجام تحقیقات و تعقیب جرم، بی میل یا ناخشنود باشد. دادستان کل موظف است وقتی که تصمیم میگیرد یک تحقیق را آغاز کند به این شرط اساسنامه توجه نماید.
اساسنامه پیش بینی کرده است که دفتر و مقام دادستانی به طور مستقل عمل میکند؛ در نتیجه یک عضو دفتر نباید درصدد برآید که بر اساس دستورات یک منبع خارجی مانند کشورها، سازمانهای بین المللی دیگر، سازمانهای غیردولتی یا افراد عمل کند.
4- دفترخانه
طبق ماده 43 اساسنامه، دفترخانه از نظر غیرقضایی مسوول اداره و خدمات دیوان است که به وسیله یک مدیر دفتر که مقام اصلی اداری دیوان است، اداره میشود. مدیر دفتر با رای محفی اکثریت قاطع قضات در جلسه هیات عمومی قضات انتخاب میشود.
در پی پیشنهاد هیات رییسه مجمع کشورهای عضو در 24 ژوئن 2003 آقای برونو کاتالا (BRUNO CATHALA) از فرانسه به عنوان نخستین مدیر دفتر دیوان برگزیده شد. او مقام خود را برای یک دوره پنج ساله حفظ خواهد کرد و وظایف خود را زیرنظر رییس دیوان انجام میدهد.
در میان دیگر ارکان، دفترخانه است که برای نظارت بر مسائل مربوط به معاضدت قضایی، مدیریت دادگاه، مسائل قربانیان و شهود، مشاوره برای دفاع (متهمان)، واحد بازداشت و نیز خدمات سنتی که توسط مدیران در سازمانهای بین المللی ارائه میشود مانند تامین بودجه، ترجمه، مدیریت ساختمان، کارپردازی و کارکنان، مسوول است. مقررات آیین دادرسی و ادله اثبات دعوا نیز همراه با مسوولیت دریافت، احراز و تهیه اطلاعات، ایجاد کانال ارتباطی با کشورها و به کارگرفتن آن برای ایجاد ارتباط بین دیوان و کشورها، سازمانهای بین الدولی و سازمانهای غیردولتی، به مدیر دفتر واگذار شده است.
ب- حمایت از قربانیان و شهود در دیوان بین المللی کیفری
اساسنامه رم، در ارتباط با قربانیان و شهود شرایطی نو و انقلابگرا در عرصه حقوق کیفری در بر دارد: برای نخستین بار در تاریخ عدالت کیفری بین المللی، قربانیان میتوانند در مراحل دادرسی مشارکت داشته باشند؛ به علاوه قراردادن یک میانجی مشاور در تمام مدت دادرسی و امکان ادعای مطالبه غرامت؛ همچنین یک صندوق وثیقه (TRUST FUND) به نفع قربانیان به وسیله اساسنامه رم ایجاد شده است که میتواند وجوهی را که از طریق جریمه های نقدی یا دستور صادر شده برای پرداخت غرامت در برابر محکومیت افراد به دست می آید جمع آوری کند و نیز جبران ضرر داوطلبانه از سوی دولتها، سازمانهای بین المللی، اشخاص حقوقی یا افراد. این وظیفه دیوان بین المللی کیفری را طک واحد تخصصی به عنوان «واحد مشارکت و جبران ضرر قربانیان» برعهده دارد که مربوط است به مشارکت قربانیان، آیین دادرسی و پرداخت خسارت به حساب زیاندیدگان. در دیوان بین المللی کیفری به همان اندازه مهم است که وظیفه مربوط به حمایت از قربانیان و شهود قبل از برگزاری دادگاه مطرح شود. تجربه دو دادگاه بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق و رواندا نشان داد که برای هر دادگاه بین المللی کیفری قطعی و تعیین کننده است که چگونه ترتیبی برای حمایت و مساعدت به قربانیان و شهود اتخاذ کند که قبل از دادگاه، جبران ضرر بر مبنای حقیقت درباره جدی ترین «جرائم» موجود، اثبات و به نحو مقتضی در دادگاه مطرح شود. برای این مقصود و با آموختن از تجربه دو دادگاه جزایی بین المللی AD HOC ، بند 6 ماده 43 اساسنامه پیش بینی کرد که مدیر دفتر باید «واحد قربانیان و شهود» را در دفترخانه برپا کند. این واحد باید برای شهود و قربانیانی که قبل از دادگاه مطرح میشوند و دیگر کسانی که به خاطر شهادت دادن، در خطر هستند با مقام دادستان مشاوره و گفتگو کند و دیگر مساعدتهای مقتضی را تهیه نماید؛ همچنین اقدامات حمایتی و تدارکات امنیتی برای آنها طراحی کند. این واحد همینطور شامل کارکنان و کارشناسان بررسی آسیبهاست؛ به ویژه آسیبهایی که به جرائم خشونت جنسی مربوط است.
بند 4 ماده 68 اساسنامه تصریح دارد که این واحد اجازه دارد اقدامات مناسب حمایتی، تدارکات امنیتی و مشاوره و مساعدتهایی را به استناد بند 6 ماده 43 به دادستان یا دادگاه توصیه کند.
مقررات آیین دادرسی و ادله اثبات دعوا نیز به شرح وظایف واحد قربانیان و شهود پرداخته است. به این ترتیب، واحد باید حمایت و امنیت همه شهود و قربانیان را که قبل از دادگاه مطرح میشوند به وسیله اقدامات مقتضی تامین سازد و برنامه های کوتاه مدت و بلندمدتی را برای حمایت از آنان پایه ریزی کند. همچنین واحد باید قبل از دادگاه برای دریافت مراقبتهای پزشکی و روانی به قربانیان و شهود کمک نماید. همچنین باید در رایزنی با دادستان، مجموعه ای از قواعد رفتاری را تهیه و تنظیم کند که از جانب دادگاه بر اهمیت حیاتی امنیت و رازداری شغلی بازجویان دادگاه، امنیت مدافعات و امنیت نماینده هر سازمان بین الدولی یا غیردولتی تاکید کند.
«واحد قربانیان و شهود» همچنین باید مذاکرات توافق با دولتها را درباره بازگشت شهود یا قربانیانی که آسیب دیده اند یا تهدید شده اند به قلمرو کشورشان، برعهده گیرد.

منبع: سایت دیوان بین المللی کیفری www.icc-cpi.int

پی نوشتها:
1- تا اول شهریورماه جاری، هفت پرونده در دیوان گشوده شده است که عبارتند از:
سه پرونده ای که دادستان، تحقیقات آن را آغاز نموده است درباره «دارفور سودان»، «جمهوری اوگاندا» و «جمهوری دموکراتیک کنگو»، سه پرونده ای که کشورهای عضو به دیوان ارجاع داده اند درباره «جمهوری افریقای مرکزی»، «جمهوری دموکراتیک کنگو» و «جمهوری اوگاندا» و نیز پرونده ارجاعی سازمان ملل متحد درباره «دارفور سودان» با توجه به قطعنامه 1593 مورخ 30 مارس 2005.
2- ماده 19 معاهده قانون مجازات جرائم علیه صلح و امنیت بشری، ژنوساید (GENOCIDE) را تعریف کرده است و قضات دیوان هم در مصوبه خود با عنوان «عناصر جرائم» آنها را یک به یک تشریح کرده اند. ژنوساید درواقع فراتر از کشتار دسته جمعی و نسل کشی است و حتی انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروه دیگر را نیز در بر میگیرد. بند E ماده 6 اساسنامه هم این نکته را تایید میکند. (مترجم)
3- قطعنامه تعریف تجاوز در سال 1974 به تصویب مجمع عمومی ملل متحد رسیده است و به طور عرفی در حقوق بین الملل نیز مفهومی شناخته شده است و حتی مانند قطعنامه 599 شورای امنیت بارها مورد استناد ارکان ملل متحد قرار گرفته است. یکی از دلایل عدم تعریف این جرم در اساسنامه احتمالا این است که طبق برخی نظرات سنتی حقوق بین الملل، دولتها معتقد بودند که تجاوز باید در شورای امنیت تعریف و مصداق آن مشخص شود. به هر حال در این مورد هم مانند تروریسم تصویب کنندگان اساسنامه نتوانستند به تعریف مورد اجماع دست یابند. (م)

 

اعلامیة‌ کنفرانس‌ بین‌المللی‌ حقوق‌ بشر تهران‌

 

منبع: سایت مرکز اطلاعات سازمان ملل (اینجا)
مصوب 1968 (25)
از 23 آوریل‌ تا 13 مه‌ 1968، در تهران‌ اجلاسیه‌ای‌ به‌ منظور بررسی‌ پیشرفت‌های‌ حاصله‌ طی‌ بیست‌ سال‌ گذشته‌ از تاریخ‌ تصویب‌ اعلامیه‌ جهانی‌ حقوق‌ بشر و تنظیم‌ برنامه‌ای‌ برای‌ آینده‌ برگزار شد. این‌ همایش‌ به‌ بررسی‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ فعالیت‌های‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در زمینه‌ بسط‌ و تشویق‌ احترام‌ به‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ بشر، اختصاص‌ داشت‌ و در پایان‌ اعلام‌ داشت‌ که‌: با در نظر داشتن‌ قطعنامه‌های‌ مصوب‌ کنفرانس‌ و با توجه‌ به‌ اینکه‌ برگزاری‌ سال‌ بین‌المللی‌ حقوق‌ بشر در زمانی‌ انجام‌ می‌گیرد که‌ جهان‌ دستخوش‌ یک‌ رشته‌ تحولات‌ بی‌سابقه‌ است‌ ...
با توجه‌ به‌ امکانات‌ جدیدی‌ که‌ در اثر پیشرفت‌ سریع‌ علوم‌ و تکنولوژی‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ ...
با اعتقاد به‌ اینکه‌ در دولتی‌ که‌ مناقشه‌ و توسل‌ به‌ خشونت‌ در بسیاری‌ از نقاط‌ جهان‌ برقرار است‌ و حقیقت‌ همبستگی‌ متقابل‌ نوع‌ بشر و ضرورت‌ یکپارچگی‌ آنان‌ بیش‌ از پیش‌ مشهود است‌ ...
با اذعان‌ به‌ اینکه‌ صلح‌ جهانی‌ آرمان‌ بشر است‌ و اینکه‌ صلح‌ و عدالت‌ لازمه‌ حتمی‌ تحقق‌ کامل‌ حقوق‌ و آزادیهای‌ اساسی‌ انسان‌، رسماً اعلام‌ می‌دارد که‌:
1. لازم‌ است‌ اعضای‌ جامعه‌ بین‌المللی‌ تعهدات‌ خطیر خود را در زمینه‌ بسط‌ و تشویق‌ احترام‌ به‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ عموم‌ افراد بشر، بدون‌ توجه‌ به‌ وجوه‌ امتیاز از هر نوع‌ از جمله‌ نژاد، رنگ‌، جنس‌، زبان‌، مذهب‌، عقاید سیاسی‌ و غیره‌ ایفا کنند.
2. اعلامیه‌ جهانی‌ حقوق‌ بشر مبین‌ تفاهم‌ مشترک‌ ملل‌ جهان‌ در زمینه‌ حقوق‌ غیرقابل‌ سلب‌ و نقض‌ عموم‌ اعضای‌ خانواده‌ بشری‌ بوده‌ متضمن‌ تعهدی‌ برای‌ اعضای‌ جامعه‌ بین‌المللی‌ است‌.
3. میثاق‌ بین‌المللی‌ حقوق‌ مدنی‌ و سیاسی‌، میثاق‌ بین‌المللی‌ حقوق‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌، اعلامیة‌ راجع‌ به‌ اعطای‌ استقلال‌ به‌ سرزمینها و ملل‌ مستعمره‌، عهدنامه‌ بین‌الملل‌ راجع‌ به‌ محو کلیه‌ اشکال‌ تبعیض‌نژادی‌ و نیز عهدنامه‌ها و اعلامیه‌های‌ دیگری‌ که‌ در زمینه‌ حقوق‌ بشر به‌ ابتکار سازمان‌ ملل‌ متحد، کارگزاری‌های‌ تخصصی‌ و سازمان‌های‌ منطقه‌ای‌ بین‌الدولی‌ به‌ تصویب‌ رسیده‌ است‌، معیارها و تعهدات‌ جدیدی‌ به‌ وجود آورده‌ که‌ برای‌ کشورها لازم‌الرعایه‌ است‌.
4. از بدو تصویب‌ اعلامیه‌ جهانی‌ حقوق‌ بشر سازمان‌ ملل‌متحد، پیشرفتهای‌ چشمگیری‌ به‌ منظور تعیین‌ معیارهایی‌ برای‌ تمتع‌ از حقوق‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ بشر و حمایت‌ آن‌ کرده‌ است‌. در این‌ مدت‌، اسناد بین‌المللی‌ مهم‌ متعددی‌ به‌ تصویب‌ رسیده‌ لیکن‌ در زمینه‌ تحقق‌ حقوق‌ و آزادیهای‌ مذکور، هنوز کارهای‌ زیادی‌ باید انجام‌ پذیرد.
5. هدف‌ نخستین‌ سازمان‌ ملل‌متحد در زمینه‌ حقوق‌ بشر، برخورداری‌ یکایک‌ افراد از حداکثر آزادی‌ و حیثیت‌ است‌. برای‌ تحقق‌ این‌ مقصود، قوانین‌ هر کشوری‌ باید آزادی‌ بیان‌، آزادی‌ کسب‌ اطلاعات‌، آزادی‌ ایمان‌ و مذهب‌ و نیز حق‌ شرکت‌ در حیات‌ سیاسی‌، اقتصادی‌، فرهنگی‌ و اجتماعی‌ کشور را برای‌ عموم‌ افراد، صرفنظر از نژاد، زبان‌، مذهب‌ یا اعتقاد سیاسی‌ تأمین‌ کند.
6. کشورها باید عزم‌ خود را مبنی‌ بر اعمال‌ مؤثر اصول‌ راجع‌ به‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ بشر که‌ در منشور ملل‌ متحد و سایر اسناد بین‌المللی‌ به‌ ودیعه‌ سپرده‌ شده‌ مؤکداً اعلام‌ دارند.
7. موارد نقض‌ فاحش‌ حقوق‌ بشر در چارچوب‌ سیاست‌ تنفرآور نژادپرستی‌ امری‌ است‌ که‌ عمیقترین‌ نگرانی‌ها را در جامعه‌ بین‌المللی‌ پدید آورده‌ است‌. نژادپرستی‌ که‌ به‌ منزله‌ جنایتی‌ علیه‌ انسان‌ محکوم‌ شده‌ همچنان‌ به‌ نحو جدی‌ صلح‌ و امنیت‌ بین‌المللی‌ را مختل‌ می‌کند. از این‌ رو بر جامعه‌ بین‌المللی‌ فرض‌ شده‌ است‌ که‌ از هر وسیله‌ ممکن‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ این‌ پلیدی‌ استفاده‌ کند. مبارزه‌ علیه‌ نژادپرستی‌ مشروع‌ شناخته‌ می‌شود.
8. عموم‌ ملل‌ جهان‌ را باید از پلیدی‌های‌ تبعیض‌ نژادی‌ کاملاً آگاه‌ کرد. این‌ ملل‌ باید در پیکار با آن‌ شرکت‌ جویند. اعمال‌ اصل‌ عدم‌ تبعیض‌، گنجانده‌ شده‌ در منشور ملل‌متحد، اعلامیة‌ جهانی‌ حقوق‌ بشر و دیگر اسناد بین‌المللی‌ در زمینه‌ حقوق‌ بشر، تکلیفی‌ بسیار عاجل‌ را برای‌ بشریت‌ ـ چه‌ در سطح‌ بین‌المللی‌ و چه‌ در سطح‌ ملی‌ ـ متضمن‌ است‌. کلیه‌ ایدئولوژی‌های‌ مبتنی‌ بر برتری‌ نژادی‌ و نابرابری‌، باید محکوم‌ شوند و در مقابل‌ آنان‌ ایستادگی‌ به‌ عمل‌ آید.
9. هشت‌ سال‌ تمام‌ پس‌ از صدور اعلامیه‌ مجمع‌ عمومی‌ راجع‌ به‌ اعطای‌ استقلال‌ به‌ سرزمینها و ملل‌ مستعمره‌، مسائل‌ ناشی‌ از استعمار همچنان‌ جامعه‌ بین‌المللی‌ را به‌ خود مشغول‌ داشته‌ است‌. ضرورت‌ عاجل‌ دارد که‌ کلیه‌ کشورهای‌ عضو با ارکان‌ ذیربط‌ سازمان‌های‌ ملل‌متحد همکاری‌ کنند تا اقدامات‌ مؤثری‌ برای‌ تضمین‌ اجرای‌ کامل‌ اعلامیه‌ معمول‌ شود.
10. موارد نقض‌ دامنه‌دار حقوق‌ بشر، ناشی‌ از تجاوز یا هر نوع‌ مناقشه‌ با پیامدهای‌ اسفناکی‌ که‌ در بر دارد، به‌ مصائب‌ ناگفتنی‌ بشر منتهی‌ می‌شود و واکنش‌هایی‌ را به‌ وجود می‌آورد که‌ امکان‌ دارد جهان‌ را گرفتار مخاصمات‌ روزافزون‌ کند. وظیفه‌ جامعه‌ بین‌المللی‌ است‌ که‌ در زمینه‌ محو این‌ قبیل‌ بلایا همکاری‌ کنند.
11. موارد نقض‌ فاحش‌ حقوق‌ بشر ناشی‌ از تبعیض‌ بر مبنای‌ نژاد، مذهب‌ و اعتقاد به‌ افکار بخصوص‌ یا بیان‌ آن‌ وجدان‌ بشریت‌ را جریحه‌دار می‌کند و مبانی‌ آزادی‌، عدالت‌ و صلح‌ را در جهان‌ به‌ مخاطره‌ می‌افکند.
12. شکاف‌ روزافزون‌ موجود بین‌ کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ و در حال‌ توسعه‌ از نظر اقتصادی‌، مانع‌ تحقق‌ حقوق‌ بشر در جامعه‌ بین‌المللی‌ می‌شود. ناکامی‌ دهه‌ توسعه‌ در نیل‌ به‌ هدف‌های‌ محدودی‌ که‌ داشته‌ به‌ مراتب‌ بر ضرورت‌ این‌ امر که‌ هر کشوری‌ به‌ تناسب‌ امکانات‌ خود حد اعلای‌ کوشش‌ ممکن‌ را برای‌ از میان‌ برداشتن‌ این‌ فاصله‌ مبذول‌ دارد می‌افزاید.
13. چون‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ بشر غیرقابل‌ تفکیک‌اند، تحقق‌ کامل‌ حقوق‌ مدنی‌ و سیاسی‌ بدون‌ بهره‌مندی‌ از حقوق‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ امکانپذیر نیست‌. تأمین‌ پیشرفت‌ پایدار در زمینه‌ اعمال‌ حقوق‌ بشر بستگی‌ تام‌ به‌ اتخاذ سیاست‌های‌ ملی‌ و بین‌المللی‌ صائب‌ و مؤثر در زمینه‌ توسعه‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ دارد.
14. وجود متجاوز از هفتصد میلیون‌ تن‌ بیسواد در سراسر جهان‌، سد عظیمی‌ است‌ در راه‌ کلیه‌ کوشش‌هایی‌ که‌ به‌ منظور تحقق‌ هدفها و مقاصد منشور ملل‌ متحد و موازین‌ اعلامیه‌ جهانی‌ حقوق‌ بشر به‌ عمل‌ می‌آید. اقدام‌ بین‌المللی‌ به‌ منظور محو بیسوادی‌ از صحنه‌ گیتی‌ و بسط‌ تعلیم‌ و تربیت‌ در کلیه‌ سطوح‌، شایستة‌ توجه‌ عاجل‌ است‌.
15. تبعیضی‌ که‌ زنان‌ همچنان‌ در مناطق‌ مختلف‌ جهان‌ قربانی‌ آنند باید از بین‌ برود. منزلت‌ مادون‌ برای‌ زنان‌ قائل‌ شدن‌، مغایر منشور ملل‌متحد و نیز موازین‌ اعلامیه‌ جهانی‌ حقوق‌ بشر است‌ و اعمال‌ کامل‌ مفاد اعلامیه‌ راجع‌ به‌ محو کلیه‌ اشکال‌ تبعیض‌ علیه‌ زنان‌ از الزامات‌ حتمی‌ پیشرفت‌ انسان‌.
16. امر حمایت‌ خانواده‌ و کودک‌، همچنان‌ توجه‌ جامعه‌ بین‌المللی‌ را به‌ خود معطوف‌ داشته‌ است‌. والدین‌ دارای‌ حق‌ اساسی‌ بشری‌ در زمینه‌ تصمیم‌گیری‌ آزادانه‌ و همراه‌ با درک‌ مسئولیت‌ در مورد تعداد و فاصله‌ سنی‌ فرزندان‌ خویش‌اند.
17. آرمان‌های‌ نسل‌ جوان‌ در زمینه‌ پایه‌گذاری‌ دنیائی‌ بهتر که‌ در آن‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ بشر به‌ نحو کامل‌ اعمال‌ شود. باید از نهایت‌ تشویق‌ برخوردار باشد. ضرورت‌ دارد که‌ جوانان‌ در شکل‌ بخشیدن‌ به‌ آینده‌ بشر سهیم‌ باشند.
18. در حالی‌ که‌ کشفیات‌ علمی‌ و پیشرفتهای‌ تکنولوژیکی‌ اخیر، افق‌های‌ وسیعی‌ را از نظر پیشرفت‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ گشوده‌ است‌، چنین‌ تحولاتی‌ ممکن‌ است‌ به‌ رغم‌ این‌ امر حقوق‌ و آزادی‌های‌ افراد را به‌ مخاطره‌ افکند و از این‌ رو مستلزم‌ مراقبت‌ پی‌گیر است‌.
19. خلع‌ سلاح‌ می‌تواند منابع‌ انسانی‌ و مادی‌ عظیمی‌ را که‌ در حال‌ حاضر به‌ مقاصد نظامی‌ اختصاص‌ داده‌ شده‌ آزاد کند. این‌ منابع‌ باید در طریق‌ بسط‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ اساسی‌ بشر مصروف‌ شود. خلع‌ سلاح‌ عمومی‌ و کامل‌ یکی‌ از والاترین‌ آرمان‌های‌ کلیه‌ ملل‌ است‌.

 

پیگیری گفتگوی تمدنها ...

 

منبع: مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد - تهران

سند شماره A/54/546 مورخ 12 نوامبر 1999
اجلاس پنجاه و چهارم
موضوع ردیف 34 از موضوعات دستورکار
گفتگوی تمدنها
سال سازمان ملل متحد برای گفتگوی تمدنها

گزارش دبیر کل
1- مجمع عمومی، به موجب قطعنامه 22/53 تصمیم گرفت سال 2001 را به عنوان سال سازمان ملل متحد برای گفتگوی تمدن‌ها اعلام کند. در این قطعنامه از حکومت‌ها، نظام ملل متحد، منجمله سازمان آموزش علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، و سایر سازمانهای بی‌المللی و بین‌الدولتی ذیربط دعوت شده تا برنامه‌های مناسبی در زمنیه‌های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی به منظور ترویج مفهوم گفتگوی تمدن‌ها طرح‌ریزی و اجرا کنند که از آن جمله می‌توان به تشکیل کنفرانس‌ها و سمینارها و پخش اطلاعات و مطالب علمی در این زمینه اشاره کرد. همچنین مقرر شد کشورها دبیر کل را از فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده خود آگاه سازند. در قطعنامه مزبور همچنین از دبیر کل درخواست شد یک گزارش موقت در خصوص فعالیت‌های انجام شده در این زمنیه به اجلاس پنجاه و چهارم مجمع عمومی ارائه کند، و گزارش نهایی نیز به اجلاس پنجاه و پنجم تقدیم شود. گزارش حاضر جهت پاسخگویی به این خواسته مجمع عمومی ارائه می‌شود. همانگونه که دول عضو به خاطر دارند، بیانیه اصلی مربوط به موضوع گفتگوی تمدنها توسط آقای سید‌محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسلامی ایران به اجلاس پنجاه و سوم مجمع عمومی ارائه شده بود. طی یادداشت مورخ 15 سپتامبر 1999 نظرات سایر دولت‌های عضو استفسار شد. این نظرات در حال حاضر برای بازبینی موجود است.
2- گزارش حاضر موقتی است و هدف از آن ارائه خلاصه کوتاهی از اقداماتی است که قصد دارد در پاسخ به دعوت مجمع عمومی جهت منعکس کردن ایده گفتگوی تمدن‌ها و پی‌جوئی راههای محصوص جهت تاثیر‌گذاری بر جامعه جهانی به انجام رساند. در تاریخ اوت 1999، چیاندومنیکوپیکو (Giandomenico Picco) به عنوان نماینده شخصی دبیرکل برای پی‌گیری موضوع سال سازمان ملل متحد برای گفتگوی تمدن‌ها و نیز کمک به دبیرکل در انجام وظایف محوله، منصوب شد. آقای پیکو تاکنون با برخی از گروههای منطقه‌ای و حکومت‌ها تماس حاصل کرده و این گونه تلاش‌ها در آینده ادامه خواهد یافت. این مطلب پذیرفته شده است که با توجه به وسعت مفهوم گفتگوی تمدن‌ها و همچنین فقدان منابع مالی، هر طرحی در این زمینه بسیار متمرکز و با حمایت منابع مالی خارج از نظام ملل متحد انجام خواهد گرفت.
3- گزارش موقت نمانده شخصی دبیر کل در مورد سال سازمان ملل متحد برای گفتگوی تمدن‌ها به پیوست است.

پیوست
گزارش موقت نماینده شخصی دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد سال سازمان ملل متحد برای گفتگوی تمدن‌ها

الف- بنیان‌های مفهومی
1- مفهوم گفتگوی تمدن‌ها را به طرق مختلف می‌توان تفسیر کرد. به همین لحاظ لازم است برای تحدید معنای کاربردی مفهوم مزبور در چارچوبی معنوی به دو محدودیت عمده‌ای که در بالا به آن اشاره شده توجه شود.
2- مفهوم گفتگوی تمدن‌ها طیفی از معانی متفاوت را از گفتگوی فرهنگی بین اسلام و غرب، تا گفتگوی بین مذاهب مهم و تبادل آراء فرهنگی – سیاسی بین وارثین تمدن‌های تاریخی در بر می‌گیرد. این امر باعث طرح موضوعات دیگری نیز می‌شود: اگر مذاهب خاصی ذکر میشوند، چرا مذاهب دیگر ذکر نشوند؟ تمدن چیست؟ چند تمدن داریم؟ گرچه همه این سوالات می‌توانند موجه و مفید باشند، ولی سازمان ملل متحد نمی‌تواند میدان مناسبی برای بررسی آنها محسوب شود. در واقع، این گونه بحث‌ها می‌تواند باب سوءتفاهم‌های تاریخی و فرهنگی را بازکند و در نهایت منجر به حرکت در جهتی مغایر با برداشت کلیه اعضای مجمع عمومی در هنگام تصویب قطعنامه 22/53 به اتفاق آراء گردد. بالنتیجه ضرورت دارد که رویکرد دیگری پی‌گیری شود.
3- تجربیات ده سال گذشته ثابت کرد گفتگوئی حتی‌المقدور پیشگیرانه و جامع ضرورت دارد. در آغاز دهه گذشته پیشگویی وحشت‌اور و نادرستی مطرح شد که براساس آن جنگ‌های آینده بین تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و حتی مذاهب رخ خواهد داد. چنین چیزی رخ نداده است. ما شاهد هیچگونه برخوردی میان تمدن‌ها نبوده‌ایم. بالنتیجه اکنون بسیار مناسب است که این دهه را امیدوارانه و تحت لوای گفتگوی میان تمدن‌ها به پایان ببریم.
4- بانگاهی به دهه گذشته آشکار می‌شود که از میان مناقشات متعددی که رخ داده است برخی با قصد فتنه آفرینی تحت عنوان برخورد تمدن‌ها، مذاهب یا موقعیت‌ها معرفی شده‌اند. در واقع، احساس می‌شد عامل مشترک بین جنگ‌های ناحیه قفقاز، بالکان و شرق و غرب آفریقا این است که همه آنها متکی بر این برداشت هستند که تنوع، خطر آفرین است. اما برعکس، پذیرش ارزش والای تنوع و این واقعیت که تنوع نقطه آغاز رشد است، در محور کار سازمان ملل متحد قرار دارد. بالنتیجه این بحث به منزله فرصتی است برای بازشناسی ارزش‌های اساسی که سازمان ما بر پایه آنها استوار گردیده است. هدف از تاسیس سازمان ملل متحد ارائه الگویی از روابط بین‌الملل بود که مبتنی بر جذب باشد و نه دفع. در نتیجه، بنظر می‌رسد که بتوان در چارچوب ملل متحد از دو مجموعه تمدن‌ها سخت گفت: آن دسته که تنوع را نوعی تهدید می‌بینند و آن دسته که تنوع را جزئی لایتجزاء از رشد تلقی می‌کنند. گفتگو بایستی بین این دو تمدن یا مجموعه تمدن‌ها صورت بگیرد.

ب – پذیرش واقعیت
5- این سازمان، همانند هر سازمان دیگری می‌تواند به گفتگوی تمدن‌ها کمک کند ولی بدون شک در موقعیتی نیست که آن را ابداع نماید. اما بشریت این شانس را آورده است که گفتگو از مدتها پیش ابداع شده است. در واقع گفتگو حتی در جایی که به نظر می‌رسد جنگ و کشمکش مرزهای غیر قابل عبوری بین مردم ایجاد کرده است، جریان دارد. حتی در این شرایط، شجاعت و دوراندیشی انسان هایی که برخی از آنان برای دیگران ناشناخته مانده‌اند، در موراد بسیار شعله گفتگو را صرفنظر از همه مرزهای واقعی یا مصنوعی روشن نگاه داشته‌اند. الگوی این انسان‌های با اراده که قادر بوده‌اند از تنوع همسایگان خود فراتر روند و شعله انسانیت را روشن نگاه دارند، بدون شک موثرترین راه آموزش و اشاعه گفتگو است. بنابراین هدف شناخت این نمونه‌های شجاعت انسانی است و نه تلاش برای آنکه آنچه را که شاید خود نیز به خوبی آماده یاد دادن نیستیم به دیگران نیز بیاموزیم. بهر حال، گوش دادن مهم‌ترین جزء گفتگو است.

پ- فعالیتهای فعلی سازمان ملل متحد
6- گفتگو میان تمدن‌ها یک مفهوم کاملا جدید در سازمان ملل نیست. مفاهیم دیگری با اهداف و ارزشهای مشابه و مکمل پیش از این مطرح شده‌اند که از آن جمله می‌توان به قطعنامه‌های اخیر سازمان ملل متحد درباره فرهنگ بردباری و فرهنگ صلح اشاره کرد. مجمع عمومی به موجب قطعنامه 126/48 سال 1995 را به عنوان سال سازمان ملل متحد برای بردباری اعلام کرده بود. یکی از نتایج مهم توجه مجمع عمومی به این موضوع، اعلامیه اصول بردباری (مراجعه شود به سند (A/SI/201) بود که مجمع عمومی در قطعنامه 95/51 به آن اشاره کرده است. در ماده اول آن بردباری به این شکل تعریف شده است: “ احترام، پذرش و تحسین تنوع غنی فرهنگ‌های جهان ما، اشکال بیان و راههای انسان بودن ... به عنوان هماهنگی تفاوت ها”
7- بردباری یک اصل فعال است که بر شناسایی حقوق بشر و کثرت‌گرایی فرهنگی متکی است. بردباری به معنی تحمل تخلفات اجتماعی و تبعیض یا تضعیف عقاید شخصی افراد نیست. بلکه نوعی سبک زندگی است که به شخص اجازه می‌دهد آزادانه به اعتقادات خود پای‌بند باشد و در عین حال این نکته را بپذیرند که دیگران هم به عقاید خودشان به همان گونه پای‌بند خواهند بود. بردباری به معنای به رسمیت شناختن این موضوع است که انسان‌ها متفاوت هستند و حق دارند با وجود همین تنوعات در صلح بسر ببرند، بدون اینکه عقاید خودشان را به دیگران تحمیل کنند. این مفهوم حاکی از مشارکت فعال در دمکراسی و صلح است و می‌تواند به از بین بردن برخوردهای متکی بر پیش داوری کمک کند و عملا به خشونت، ناسیونالیزم افراطی، حذف دیگران و تعصب و کوته بینی پایان بخشد.
8- منشور ملل متحد از همه مردم می‌خواهد که “بردباری داشته باشند و به عنوان همسایگانی خوب در صلح با یکدیگر زندگی کنند. “بردباری، اساس مهمی برای حفظ جامعه مدنی است. مقدمه بردباری گفتگو و ارزش‌های مساوات، عدالت، تنوع و همبستگی با دیگران است که بطور طبیعی از گفتگو نشات می‌گیرد.
9- مجمع عمومی، به موجب قطعنامه 15/52 سال 2000 را به عنوان سال بین‌المللی فرهنگ صلح اعلام کرده است. فرهنگ صلح، آنگونه که در برنامه عملی مربوط تعریف شده است، عبارتست از ارزش‌ها، اعمال و رفتاری که منعکس کننده و الهام بخش تعامل و مشارکت اجتماعی، بر پایه اصول آزادی، عدالت و دمکراسی، همه حقوق بشر، بردباری و همبستگی است که خشونت را مردود می‌داند. هدف فرهنگ صلح پیشگیری از مناقشات از طریق برخورد با علل ریشه‌ای آنها و حل مسائل از طریق گفتگو و مذاکره، و نیز تضمین برخورداری همه اعضای جامعه از رعایت همه حقوق و امکانات مشارکت کامل در فراگرد توسعه است.
10- فرهنگ صلح را می‌توان تحولی مهم و واکنشی در مقابل کسانی تلقی کرد که نظریه “برخورد تمدن‌ها” را به عنوان الگوی تازه‌ای که از خاکستر جنگ سرد سر بلند خواهد کرد، مطرح کردند. براساس این نظریه، تنش‌ها و مناقشات بین تمدنها، فرهنگ‌ها و مذاهب بر سیاست جهانی سلطه خواهد یافت. در مقابل، فرهنگ صلح متکی بر این اعتقاد است که انسان‌ها و ملت‌ها قادرند از طریق گفتمان مسالمت‌اآمیز، تعامل‌های مفید متقابل و تعریف ارزش‌های مشترک، جهان بهتری بنا کنند. مجمع عمومی به منظور ترویج فعالیتهای گسترده در این زمینه سال 2000 را به عنوان سال بین‌المللی فرهنگ صلح اعلام کرده است. این اقدام باید راه را برای سال سازمان ملل متحد برای گفتگوی تمدن‌ها در 2001 هموار کند. بعلاوه، این دو سال، اولین سالهای دهه بین‌المللی فرهنگ صلح و عدم خونت برای کودکان جهان هستند که موجب تقویت مفاهیم مزبور و کمک به جا افتادن آنها در روابط بین‌الملل خواهد شد.
11-این مفاهیم در عین حال اساسی است جهت انتقال از فرهنگ واکنش به فرهنگ پیشگیری، یعنی آنچه که دبیر کل ملل متحد در گزارش خود راجع به فعالیت سازمان در سال 1999 (سند شماره (A/54/1999/6 خواستار آن شده است. اکثرمناقشات اخیر که در آنها از سازمان ملل متحد درخواست میانجیگری و مداخله شده است مبتنی بر زمینه‌های قومی، قبیله‌ای یا مذهبی بوده‌اند. این امر گویای ضرورت بیشتر ترویج تفاهم و برخورد با علل ریشه‌ای مناقشات است. فرهنگ پیشگیری مشتمل بر بردباری است اما در عین حال مستلزم تصمیم مشترک و تعهد استوار حکومت‌ها به ایجاد تحرک در فراگردهای گفتگو و میانجیگری جهت برخورد با علل اساسی مناقشات بالقوه، پیش از تبدیل شده آنها به جنگ نیز هست.

ت- هدف
12- اعضای ملل متحد ارزش‌های مشترکی دارند که در منشور ملل متحد منعکس شده است. گسترش این ارزش‌های مشترک میتواند بنابه تعریف، گفتگو را تسهیل کند، زیرا دول عضو در اصول مشترک بیشتری با هم سهیم خواهند شد. برخی ممکن است هراس داشته باشند که این گسترش، منجر به سلطه اقویا شود. در این زمینه، سازمان ملل متحد قادر است از طریق تلاش برای تضمین این مسئله که در فراگرد گسترش مزبور، هویت‌های موجود حفظ خواهند شد، نقشی مهم ایفا کند. تاریخ بشر همواره با دو گرایش ظاهرا متعارض به پیش رفته است: در عرض سی سال گذشته، همگرایی و هویتهای محلی دوشادوش هم در نقاط مختلف جهان جلوه‌گر شده‌اند. این امر نشان می‌دهد که گسترش ارزش‌های مشترک و تقویت هویت‌های مزبور متعارض نیستند. پیام تنوع تا جائیکه به نظام ملل متحد مربوط است، در شرایطی که ارزش‌های مشترکی که ما را به هم می‌پیوندد روبه گسترش‌اند، می‌تواند به عنوان ابزاری برای حمایت از هویت‌های متمایز عمل کند.
13-هر قدر که درک تنوع بیشتر باشد احساس هویت عمیق‌تر و گسترش ارزشهای مشترک با سهولت بیشتری صورت خواهد گرفت. این تحولات به نوبه خود نظام ملل متحد را تقویت خواهد کرد.
14- بنابراین، کاملا مناسب است که روح گفتگوی تمدن‌ها باب فراگرد مهمی را برای سازش در نقاط مختلف جهان بازکند. همانگونه که در خلال دهه 1990 بسیاری از کسانی که به جنگ می‌رفتند از خطر تنوع به عنوان بهانه‌ای جهت توجیه مناقشه استفاده نمودند، شاید در آینده کسانی که بدنبال صلح هستند از روح گفتگوی تمدن‌ها به عنوان ابزاری برای پیشرفت بهره‌گیرند.
15- دبیر کل ملل متحد از من خواسته است که سه مرحله بنیان‌های مفهومی، پذیرش واقعیت و هدف را که رئوس آنها در این گزارش موقت مطرح شده در عمل پی‌گیری کنم.
16-اینجانب ضمناً آمادگی آن را دارم که درباره فعالیتهائی که از سوی دبیرکل پی‌گیری می‌کنم، توضیحاتی در اختیار دول عضو و گروههای منطقه‌ای قرار دهم، و در مورد سایر اقداماتی که ممکن است یونسکو علاقه داشته باشد با همکاری دبیر کل ملل متحد پی‌گیری کند با آن سازمان در تماس خواهم بود.

 

قطعنامه مربوط به نامگذاری سال گفتگوی تمدنها

 

منبع: مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد - تهران

در پی پیشنهاد محمد خاتمی رییس جمهور وقت ایران در اجلاس مجمع عمومی ملل متحد در سال 1999 میلادی، مجمع با تصویب این قطعنامه سال 2001 را به عنوان سال گفتگوی تمدنها نامگذاری کرد:

قطعنامه مصوب مجمع عمومی
53/22 سال ملل متحد برای گفتگو میان تمدن‌ها

مجمع عمومی،
با اعلام نیات و اصول مندرج در منشور ملل متحد که در میان اصول دیگر خواستار تلاش گروهی برای تقویت روابط دوستانه بین ملتها، رفع تهدید به صلح و ایجاد همکاری بین‌المللی برای حل مسائل جهانی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بشر دوستانه، همچنین ترویج و تشویق در راستای احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی برای همگان،
شناسائی دست‌آوردهای متنوع تمدن نوع بشر که کثرت گرائی فرهنگی و تنوع خلاقیت بشر در آنها متبلور است،
آگاه است که برخورد مثبت و سودمند دو جانبه میان تمدنها طی تاریخ بشر علی رغم موانع ایجاد شده به دلیل عدم بردباری، جدالها و جنگ‌ها ادامه یافته است،
تاکید دارد بر اهمیت بردباری در روابط بین‌الملل و نقش مهم گفتگو به عنوان ابزار رسیدن به تفاهم، حذف تهدید‌ها علیه صلح و تقویت همکاری متقابل و تبادلات بین‌المللی فرهنگ‌ها، با در نظر گرفتن سال 1995 به عنوان سال بردباری ملل متحد و شناسائی این واقعیت که بردباری و احترام به تنوع ، ترویج و حمایت از حقوق بشر را تسهیل می‌نماید و بستر آرام برای جامعه مدنی، اجتماع موزون و صلح بوجود می‌آورد، با اعلام مجدد که دست‌آوردهای تمدن، میراث گروهی نوع بشر را پایه‌گذاری کرده و منبعی برای الهام و پیشرفت تمام ابنای بشر است، با استقبال از تلاش دسته جمعی جامعه بین‌المللی برای تقویت تفاهم از طریق گفتگوی سازنده بین تمدنها در آستانه سده سوم،
1- عزم قاطع خود را برای تسهیل گفتگو بین تمدن‌ها ابراز می‌نماید.
2- تصمیم می‌گیرد تا سال 2001 را بعنوان سال ملل متحد برای گفتگو میان تمدن‌ها اعلام نماید.
3- از دولتها، نظام ملل متحد شامل سازمان علمی، فرهنگی و آموزش ملل متحد و سایر سازمانهای بین‌المللی و غیر دولتی مربوطه دعوت به عمل می‌آورد تا نسبت به برنامه‌ریزی و اجرایث طرح‌های مناسب فرهنگی، آموزش و اجتماعی برای ارتقای درک مفهوم گفتگوی تمدن‌ها، از طریق سازماندهی همایش‌ها و سمینارها برای اشاعه اطلاعات و مطالب تحقیقاتی درباره این موضوع، همچنین مطلع کردن دبیر کل سازمان ملل از فعالیتهای خود شرکت نمایند.
4- از دبیر کل درخواست می‌نماید تا گزارش موقتی درباره فعالیت‌ها در این مورد به اجلاس پنجاه و چهارم مجمع عمومی و یک گزارش نهائی به اجلاس پنجاه و پنجم ارائه دهد.

 

ایران با بخش عمده ای از طرح اصلاحات در سازمان ملل مخالف است.

 

پس از آنکه سیدمحمد خاتمی در پاسخ به نامه عنان، جنگ پیشگیرانه را در راستای اهداف قدرتهای بزرگ و «ناعادلانه» توصیف کرد؛ محمود احمدی نژاد نیز در سخنرانی خود با آن مخالفت کرد. بدین ترتیب اگر دیپلماتهای ایران، اهمیت این موضع را در نظر داشته باشند، میتوانند در جبهه متحدی شاید همراه با چین، روسیه و حتی فرانسه موجب بی اثر شدن چنین پیشنهادی برای اصلاح سازمان ملل و منشور ملل متحد شوند. احمدی نژاد با تاکید بر این نکته که این طرح بر اساس احراز «نیات» است و نه «واقعیات» در سخنرانی خود، با آن مخالفت کرد.
وی پس با ابراز تاسف از چیدمان اعضای دائم شورای امنیت، خواستار نقش سازمان کنفرانس اسلامی و کشورهای افریقایی در این شورا به صورت دائم شد. با توجه به چنین ابراز «تاسف» وی، به نظر میرسد دولتمردان ایران احساس میکنند که حامیان و دوستان احتمالی آنها نخواهند توانست در اجلاس شصتم راهی شورا شوند، بنابراین به مخالفت با ساختار کنونی و هرگونه اصلاحاتی که نظر آنها را تامین نکند خواهند پرداخت و در این مورد، اگرچه ابهامات زیادی برای ناظران بین المللی و حتی دیپلماتها درباره نتیجه نهایی کنفرانس، وجود دارد؛ اما پیش بینی میشود که ایران بتواند در کنار کشورهای غیرمتعهد و برخی کشورهای افریقایی و شاید با حمایت چین، اجازه گسترش اعضای دائم با حق وتو به کشورهایی همچون آلمان و ژاپن را ندهد. از سوی دیگر مبادلات اقتصادی پیش روی ایران و هند، ایرانی ها را به این سو وسوسه میکند که از حضور دائم هند در شورا و حتی حق وتوی آن استقبال کنند؛ اما آنها به خوبی از روابط گسترده هند و امریکا نیز آگاهند و همین امر بر ابهامات آنها افزوده و مانع اعلام موضع صریحی شده است. با اینحال احمدی نژاد از این که آسیا با داشتن تمدنهای بزرگ، تنها یک نماینده دائم (چین) را در شورای امنیت دارد نیز ابراز «تاسف» کرد. آیا این سخنان نشانه حمایت ایران از هند است؟ به نظر میرسد هند قابل تجزیه از برزیل، ژاپن و آلمان نباشد و رای به اصلاحات این چنینی در شورا، در واقع پذیرفتن خطر حضور آلمان و ژاپن در شوراست. خصوصا که ژاپن فعلا با دولت تقویت شده کوییزومی پیرو سیاستهای امریکاست و آینده آلمان نیز خصوصا در پرونده هسته ای ایران با توجه به حضور خانم مرکل – که او هم پیرو امریکاست! – در این انتخابات بر ابهامات ایرانیها افزوده است. در مجموع به نظر میرسد ایران با این شکل از اصلاحات بدون حضور دائم کشوری اسلامی در شورای امنیت مخالفت خواهد کرد.

 

شصت سال گذشت؛ کاش میشد که «نو» شد!

 

سازمان ملل متحد، شصت و یک ساله شد. اینک در آستانه هفتمین دهه از عمر خود، این سازمان میخواهد و باید که «نو» شود. اما چگونه؟ کدام نو شدن؟
واقعیت آشکار برای همه – چه آنها که در عمل پایبندند و چه آنها که نیستند – این است که سازمان دیگر پاسخگوی جهان کنونی نیست. از ناکارآمدی های سازمانی و اداری مانند آنچه در برنامه نفت در برابر غذا گذشت تا تحقیر شرمگنانه سازمان در جریان قضیه عراق. دو معضل بزرگ؛ مشروعیت و کارآمدی. پس هیچ تردیدی نیست. مسلم است که گاهی تصمیم گیری در جریان مهمترین اتفاقاتی که صلح و امنیت بین المللی و حقوق بشر را تهدید میکرد، بنا به هر دلیلی «سخت» بوده است. اینک چگونه میتوان هم نو شد؟ هم این که همه اعضای جامعه بین المللی را برای در روند جهانی شدن سهیم نمود؟ و هم همانگونه که همگی اذعان داریم حفظ صلح بسیار آسان تر از به دست آوردن صلح است؛ هزینه حفظ صلح را کاهش داد و پرداخت؟ و تازه این که روند تصمیم گیری را در نهاد تصمیم ساز، یعنی شورای امنیت تسهیل کرد؛ به نحوی که نقض حقوق بشر و صلح در میان لابی های سیاسی گم نشود؛ شورا کارآمد و در عین حال واجد مشرعیتی «بین المللی» باشد؟
در حقیقت بار دیگر به همان دو موضوعی برمیگردیم که باید درباره آن همین روزها تصمیم بگیریم. تصمیمی که ما خواهیم گرفت، به طور مستقیم در زندگی امروز خود ما و زندگی فرزندان ما تا سالهای سال تاثیرگذار خواهد بود.
آری! ما به زمانی برای نو شدن رسیده ایم. اما کدام نو شدن و چگونه و با چه هزینه ای نو شدن؟ نوسازی و اصلاح سازمان بدون درنظر گرفتن آینده چه تبعاتی دارد؟
به گمان من، منشور ملل متحد حداقلی از اصول همکاری میان ملتها – و دولتها به عنوان نمایندگان آنها – فراهم آورده است. از نام سازمان نیز پیداست! سازمانی برای اتحاد «ملتها» و نه «دولتها»! سازمانی برای بزرگترین آرمانهای بشری؛ یعنی صلح، آرامش، عدالت و زندگی مسالمت آمیز با احترام به «حقوق» یکدیگر و تلاش برای تدوین این «حقوق». به گونه ای که هرگونه نقض صلح؛ اعم از تهدید به استفاده از زور تا استفاده عینی از زور در آن منع شده است و هر اختلافی باید و باید و فقط و فقط از راههای مسالمت آمیز و با تمکین به قانون، حل و فصل شود. و آن قانونی که در روندی دموکراتیک، مورد توافق است.
اما اینک چه چیزی پیش روی ماست؟ آیا همه آنچه را که خواسته ایم به دست آورده ایم؟ شصت سال گذشته است. پدربزرگهای ما باید پاسخ دهند که آیا به آنچه باور داشتند چه قدر نزدیک شده اند و ما چه پاسخی برای نسلهای آینده در قبال استمرار یا اصلاح وضع کنونی خواهیم داشت؟! و پیش از همه چه پاسخی برای خویش داریم؟
فقر، بیعدالتی، جنگ، ترور، خشونت، بیسوادی، بیماری و عدم بردباری عقیدتی از ما چه انسانهایی ساخته است؟ پذیرفته ایم که همه این مشکلات – کم و بیش – در طول تاریخ بشر وجود داشته است. پذیرفته ایم که سازمان و نهادهای وابسته تا آنجا که خواسته اند و توانسته اند؛ گامهای بزرگی برای صلح، عدالت و حقوق بشر برداشته اند. اما آیا میپذیریم که با روش کنونی به نتیجه خواهیم رسید؟ اگر چنین است چه زمانی را میتوان برای دستیابی به این اهداف، پیش بینی کرد؟ قرار است ظرف سالهای 1990 تا 2015 تعداد افرادی که زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند، به نصف کاهش یابد. قرار است تا سال 2015همه پسران و دختران دوره ابتدایی را پشت سر گذاشته باشند و هیچ کس در سن سوادآموزی به بی سوادهای جهان افزوده نشود. قرار است نابرابریهای جنسیتی به طرز معقولی حذف شود و زنان توانمند شوند. قرار است تا 10 سال دیگر میزان کودکانی که پیش از پنج سالگی فوت میکنند، به یک سوم میزان کنونی برسد و زنانی که هرجای دنیا هنگام زایمان می میرند، به 25 درصد رقم کنونی کاهش یابد. قرار است گسترش ایدز، مالاریا و بیماریهای واگیر و فراگیر جهانی کاملا متوقف شود. باید پایداری محیط زیست تضمین شود و دسترسی افراد به آب آشامیدنی سالم افزایش چشمگیری داشته باشد و زندگی بیش از یکصد میلیون زاغه نشین و هزاران بی خانمان به نحو چشمگیری بهبود یابد. و قرار است مشارکت جهانی برای توسعه نهادینه شود و باید کار شرافتمندانه برای میلیونها جوان بیکار در سراسر جهان ایجاد شود و داروهای حیاتی در دسترس مردم در کشورهای درحال توسعه قرار گیرد و...
15 سال گذشته و 10 سال دیگر برای این اهداف بزرگ وبلندپروازانه اما «ممکن» باقی مانده است. کجای پیشرفت این پروسه هستیم؟ آیا متحدان فوق العاده ثروتمندتر ما، توانستند کوچکترین توافقی برای اصلاح امور داشته باشند یا چند بمب از سوی تروریستها در لندن، مانع تصمیم گیری آنها شد؟ آیا آنها ترجیح میدهند به جای کمک به روند پیشرفتهای علمی در جهان، برای درمان بیماریهایی چون ایدز و سارس، نیروهای خود را برای جبهه نبرد در قندهار و بغداد آماده کنند؟! آنچه از جنگ با تروریسم به دست آمده چه بوده است؟ همه شواهد عینی نشان میدهد که روند افزایش تروریسم در جهان، به طور وحشتناکی افزایش یافته است و ما برخلاف برخی ادعاها در «دنیایی امن تر» زندگی نمیکنیم و هیچکدام ما – از نیروهای ائتلاف جنگ و مردم عادی در عراق گرفته تا دارفور – به هیچ وجه از امنیت شایسته یک انسان در دنیای علم و پیشرفت، دنیای توسعه و دموکراسی برخوردار نیستیم! چرا اینچنین شده است؟ آیا آنچه امروز بر ما میگذرد؛ علیرغم پیشرفتهای محسوس، اما ناچیز و ناکافی نتیجه چیست؟
ما اینک در برابر دو گزینه جدید قرار گرفته ایم. یکی اصلاح شورای امنیت و یکی تفسیری موسع و بیشرمانه از دفاع مشروع که اجازه میدهد هر نیروی مسلحی با در نظر گرفتن «نیت» احتمالی طرف مقابل، جنگی «پیشدستانه» را به راه بیندازد. نباید چشمهایمان را ببندیم. امروز ما در وضعیتی قرار نداریم که به سادگی از کنار خواست بسیاری از ملتها برای مشارکتی واقعی در روند جهانی شدن، بگذریم. میخواهیم شورای امنیتی داشته باشیم که به راستی نماینده وضعیت دنیای امروز باشد. بسیار خوب! اما کدام «نمایندگان» و کدام «نمایندگی»؟ منظورم دقیقا این است که قرار است نمایندگی ها بر چه اساسی باشد؟ آیا صرف «توزیع عادلانه جغرافیایی» آن هم برای اعضای غیردائم کافی است؟ یا نیاز است ملاکهای دیگری همچون «سیستمهای حقوقی مختلف» و انواع تفکرات و سلیقه های صلح طلبانه را هم در این شورا بپذیریم؟ آیا نمایندگی ها و نمایندگان جدید هم باید حق وتو داشته باشند؟ آیا حق وتو، به شکل این چنینی که بارها ناکارآمدی آن، هم در حفظ منافع قدرتها و هم در حفظ صلح و احترام به حقوق بشر اثبات شده است؛ ما را به جایی میرساند؟ بسیار خب! از این سوالها میگذریم چون اساس خود سوالات، در دنیای امروز، مضحک به نظر میرسند! بگذارید بپرسیم آیا قرار است چه نمایندگان دیگری و با چه نمایندگی هایی وارد شورا شوند؟ کدام به عنوان عضو دائم و با حق وتو و کدام به عنوان عضو غیر دائم؟ آیا راه حل میانه این است که اعضای دائمی بدون حق وتو هم داشته باشیم؟
به نظر میرسد مطمئن هستیم که افزایش اعضای غیردائم به پویایی شورا و اصل «نمایندگی» کمک بزرگی میکند. با این افزایش، ما مسلما میتوانیم مدعی شویم که اعضای شورا، واقعا نماینده همه سلیقه ها در سازمان هستند. این نقطه مشترک حداقلی ماست. اما وقتی به مساله افزایش اعضای دائم میرسیم مسئله سختی را باید حل کنیم. اول این که اعضای جدید چگونه باید انتخاب شوند و کدام کشورها شایستگی این نمایندگی را دارند؟ آیا کشورهایی که سابقه آنها در جنگ افروزی یا داشتن سلاح کشتار جمعی یا تلاش آنها برای افزایش توان هسته ای نظامی مورد سوال است شایسته خواهند بود؟ آیا کشورهایی که تاکنون نقش برجسته ای در دیپلماسی جهانی نداشته اند و هیچ پرونده خاصی از آنها در ذهن مخاطبان عام جهانی وجود ندارد، میتوانند نماینده دیگران باشند؟ ژاپن و آلمان به دلیل سابقه شان در جنگ جهانی، هنوز مشکلاتی دارند. ژاپن هنوز نتوانسته مشکلات تاریخی خود را با چین، دیگر عضو دائم شورا رفع کند و مساله «کتاب درس تاریخ» هنوز هم مشکل زاست! آیا تنش های این چنین سخت و سابقه درگیری نظامی بین دو همسایه در یک شورای امنیت، شایسته است؟ آیا اضافه شدن آلمان، به انگلیس، فرانسه و روسیه میتواند نشانه ای از رعایت عدالت در توزیع جغرافیایی باشد؟ البته فراموش نکرده ایم که در این شورا قرار نیست چنین اصلی رعایت شود اما نباید فراموش کرد که افزودن یکی دیگر از کشورهای اتحادیه اروپا به جمع اعضای دائم، در کنار انگلیس و فرانسه به چه معناست؟ آیا این یک عمل هماهنگ میان اعضای اتحادیه است؟! آیا ما هیچ سابقه ذهنی از برزیل داریم که بدانیم موضع آنها در مسائل بین المللی چگونه است تا شاید آنها را به عنوان نماینده تفکر خود در شورا بشناسیم؟ برزیل تاکنون چه قدر در دیپلماسی بین المللی تجربه اندوخته است که بخواهیم «وظیقه اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی» را به او بسپاریم؟
... سوالهایی از این دست شاید باز هم به ذهن برسند.
از سوی دیگر، کشورهای اسلامی بدون این که هیچگونه هماهنگی از خود نشان دهند، هرازگاهی هریک سازی بر آهنگ درخواست عضویت دائم در شورا مینوازد. ایران، عربستان، مصر و حتی شاید قطر، عراق، ترکیه و... بخواهند این کرسی دائم را از آن خود کنند. در آن صورت آنها آیا واقعا به عنوان نماینده «کشورهای اسلامی» عمل خواهند کرد؟! آیا توافقی میان نیروهای اسلامی در صحنه بین المللی وجود داشته است؟ همه آنان از مقابله با اسرائیل سخن میگویند اما به نوبت پشت میز مذاکره رسمی یا غیررسمی می نشینند. اگرچه بعد میگویند: «اگر کشور مستقل فلسطین تشکیل نشود، ما همچنان اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم.» اما کدام هماهنگی میان ایشان وجود دارد که یکی بتواند خود را به عنوان نماینده مطرح کند و از حمایت دیگران برخوردار شود؟ آنها در وضع خاصی هستند. پس از 11 سپتامبر مسلمانان در سراسر جهان – جاهایی که در اقلیت هستند – و حتی در عراق! با مشکلات زیادی روبرو هستند. آنها نیاز به اجماعی دارند تا از حقوق خود دفاع کنند؛ اما کدام اجماع و کدام نمایندگی؟!
افریقایی ها هم حتی داعیه دو کرسی را گاهی داشته اند اما تاکنون خبر مساعدی از آنان نیز به دست نیامده است. افریقایی ها که هر روز باید خبرهای بدی از کنگو، سودان یا هر کشور دیگری بشنوند؛ بیش از سایرین نیاز دارند تا نماینده ای واقعی در شورا داشته باشند. آنها از نظر اتحاد با یکدیگر اگرچه ممکن است اختلافاتی مانند اختلافات فقهی یا فرقه ای میان مسلمانان را نداشته باشند؛ اما ممکن است به جمع بندی بر سر این که کدام کشور نماینده دیگران باشد؛ برسند. مشکلی که در مورد برزیل گفته شد در اکثر کشورهای افریقایی هم صدق میکند و از این رو حمایت بین المللی از آنها را یا از بین میبرد یا به چیزی شبیه «ترحم» تبدیل میکند. ترحم و لطفی که ممکن است از راههای دیگری جز عضویت دائم در شورای امنیت هم به دست آید؛ مثل وامها و کمکها و طرحهای سازمان ملل برای مبارزه با مشکلات افریقا.
بنابراین تصویری که ما داریم نشان میدهد که به سختی ممکن است به توافق دو سوم اعضای ملل متحد برای عضویت اعضای دائم جدید در شورای امنیت دست یابیم. و باید به یاد داشت که این توافق باید همراه موافقت 5 عضو دائم کنونی شورا هم باشد و همه این توافقات سران در مجمع عمومی باید – حداقل در همان سطح دو سوم – به تصویب قوای مقننه آن کشورها هم برسد.
پس به راستی چه خواهد شد؟ نتیجه این همه بحث چه خواهد بود؟ دو راه بیشتر نداریم. یا اعضا موافقت میکنند که کشورهایی چون برزیل، هند، آلمان و ژاپن به عضویت دائم در بیایند و یا نه. اکثر کشورها در حال تصمیم گیری هستند و آنچه به آنان کمک میکند، بیشتر منافع کنونی آنهاست. با اینحال بسیاری از کشورها در حالت ابهام برای تصمیم گیری قرار دارند. اگر آنها، اعضای جدیدی را برای شورا بپذیرند تنها یک هدف خواهند داشت و آن هم ایجاد جبهه جدیدی برای مقابله قوا و منافع متعارض در شورا. چنین کشمکشی بیش از همه به سود کشورهای ضعیف است. از سوی دیگر ممکن است مواردی همچون قضیه عراق تکرار شود؛ زیرا امریکاییها نشان دادند که سازمان را تا زمانی تحمل میکنند که همراه آنها باشد. در این وضع، حداکثر چیزی که نصیب دیگران میشود، برچسب غیرقانونی بودن بر اقدامات امریکاست. چیزی که در بلند مدت به ضرر کاخ سفید و همه تمام خواهد شد. امریکا اعتبار خود را نزد افکار عمومی از دست میدهد و ضررهای زیادی دقیقا مانند آنچه در عراق گذشت، به بار خواهد آمد مانند افزایش تروریزم، ناامنی، بیماری، فقر و نهایتا تهدید همه ما، از دست دادن صلح و امنیت و تضییع آشکار حقوق بشر.
یا این که کشورها به اصلاحاتی که «نمایندگی» واقعی دنیای امروز را نداشته باشد، پشت کنند. این هم به منزله تایید وضع موجود است! چنین نیست؟! وضعی که هیچ کس نمیتواند از آن ابراز خشنودی کند؛ حتی امریکا!
در این میان، واکنش پنج کشور کنونی هم تعیین کننده خواهد بود. هنوز خبر دقیقی به دست ما نرسیده است و همین نشان میدهد آنها هم در تردید به سر میبرند که آیا حاضرند شرکای جدیدی را بپذیرند یا نه؟ اگر نپذیرند، یا تمام و کمال برای حفظ وضع موجود تلاش میکنند یا این که با عضویت دائم و بدون حق وتوی اعضای جدید موافقت خواهند کرد. شاید بتوان راه حل اخیر را در صورت توافق طرفین و درخواست آن از سوی مطالبه کنندگان جدید قدرت، یک راه «میانه» دانست که برای مدتی آرامش را به فضای سیاسی جهان باز گرداند؛ اما همه ما در ابهامی عجیب به سر میبریم.
پس حتی ممکن است همه به آنچه که هست راضی شوند!
اما مساله دیگر، مساله ای است که امیدواریم همان فضایی که در برابر امریکا در جنگ عراق ایجاد شد و همان ائتلاف جهانی علیه جنگ بار دیگر تشکیل شود. «جنگ پیشدستانه» هرگونه امیدی را برای «حفظ صلح» با هزینه کم میتواند به یاس تبدیل کند. هیچ شکی نیست که با توجه به موازین کنونی منشور ملل متحد و نظریات حقوقی پیشین، تا امروز این امر رد شده است؛ و پذیرش آن کاملا غیرمنطقی است و انتظار میرود این طرح به تصویب نرسد. آلمان، روسیه و فرانسه که در جنگ عراق، جبهه مخالفان امریکا را رهبری میکردند باید از آن حوادث درس عبرت گرفته باشند. آنها میتوانند با یک ابتکار که مورد حمایت دبیرکل نیز قرار خواهد گرفت، اختیار جنگ پیشدستانه را از همه کشورها با صراحت سلب کرده و در اختیار شورای امنیت قرار دهند. نوشته های پیشین عنان نشان میدهد با این طرح موافق خواهد بود و اکثر حقوقدانان از آن حمایت میکنند. گرچه برخی حتی معتقدند که اکنون هم این امر در اختیار شورا هست.
البته مسائل دیگری هم هست که باید گفت عمدتا «شکلی» هستند و جنبه «ماهوی» ندارند. به هرحال گریزی نیست از این که سازمان از جنبه حمایت از حقوق بشر، قانونا حمایت شود. باید دید درباره احتمال تشکیل «شورای حقوق بشر» چه پیش خواهد آمد و توافق نهایی چه خواهد بود. مکانیزمهای کنونی سازمان درباره احترام به حقوق بشر، به ویژه درباره موارد نقض گسترده حقوق بشر، هنوز نارساست. ممکن است تجربه نسبتا موفق اروپا در تشکیل دادگاه اروپایی حقوق بشر در این مورد، جالب باشد اما نمیتوان مطمئن بود که کشورهایی که از نظر سازمان، به نقض حقوق بشر متهم میشوند، چنین تجربه ای را بپذیرند و حاضر شوند در برابر «افراد» در یک «سازمان بین المللی» احساس پاسخگویی داشته باشند و از اصل حاکمیت ملی برای ادعای خود استفاده خواهند کرد. گرچه واقعیت این است که از زمان تشکیل سازمان ملل، این اصل رفته رفته استثنائات بیشتری بر خود دیده است.
زمان زیادی باقی نیست و روسای دولتهای ما باید تصمیم خود را بگیرند. هر رای آنها، در آینده جهان تاثیرگذار خواهد بود.
60 سال گذشته است. باید نو شویم و همه میدانیم که میخواهیم نو شویم. اما پرسش من در کمتر از یک هفته به تصمیم گیری در این مورد، این است که چه قدر درباره مفاد نو شدن با هم توافق داریم؟

امیر مقامی – 23 شهریور 1384
14 سپتامبر 2005

لینک مربوط» مقاله ای درباره اصلاح ساختار سازمان ملل؛ امیر مقامی

Wednesday, September 14, 2005

اعلام مخالفت رسمی رییس جمهور ایران با طرح ارائه شده برای اصلاح سازمان ملل

 

منبع: قانون سبز
دکتر احمدی نژاد، در سخنرانی کوتاه خود در نشست بعدازظهر نخستین روز شصتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل با دو
موضوع اصلی اصلاح ساختار سازمان ملل مخالفت کرد و نسبت به برخورد گزینشی کشور میزبان با میهمانان انتقاد نمود.
وی درباره مساله اصلاح شورای امنیت نسبت به عدم سهیم بودن کشورهای اسلامی با بیش از یک میلیارد و 200 میلیون نفر جمعیت، عدم سهیم بودن کشورهای افریقایی و محدود بودن قاره آسیا یه یک عضو دائم در این شورا ابراز تاسف کرد.
دکتر احمدی نژاد درباره مساله جنگ پیشگیرانه نیز با اعلام این مساله که این امر بر اساس احراز نیات کشورها و نه واقعیات است؛ مخالفت خود را با قانونی شدن این موضوع اعلام نمود. مشروح این سخنان را میخوانید؛ ضمن اینکه بررسی سخنان رییس جمهور را به فرصت آینده موکول میکنم:

رییس جمهور سخنرانی خود را با بخشهایی از دعای افتتاح آغاز نمود: «اللهم عجل لولیک الفرج ...» وی سپس با ستایش خداوندی که عدالت را مبنای آفرینش و موجب قوام و صلاح انسانها قرار داده و آنها را در جهت خوبیها و اجتناب از بداندیشی فراخوانده است و با درود بر پیامبران الهی به اعلام مواضع دولت ایران در مورد موضوعات نشست پرداخت.
وی ضمن تشکر از دبیرکل و با ابراز خرسندی از حضور در جمع همکاران و نمایندگان کشورها، تاسف خود را نسبت به حوادث کاظمین و طوفان کاترینا اعلام و با آسیب دیدگان همدردی کرد.
احمدی نژاد گفت: سازمان ملل باید نقطه اتکا و اشتراک و امید همه ملتها باشد. پس باید اولا عدالت در سازمان حاکم و طبق منشور، همه اعضا از حقوق مساوی برخوردار باشند و قدرت و ثروت، حقی ایجاد نکند.
دوم این که اصول دموکراسی و اخلاق در همه ارکان سازمان حاکم شود تا سازمان الگوی دموکراسی و اخلاق باشد.
سوم اینکه سازمان به وظیفه خود برای تعمیق عدالت در سطح بین المللی عمل کند.
چهارم این که میزبان، حق بیشتری نداشته باشد و دسترسی به سازمان برای همه اعضا صورت گیرد.
به اعتقاد دکتر احمدی نژاد؛ مهمترین چالش ما فرسایش نیروی انسانها به دلیل دوری از معنویت و یکتاپرستی است و سازمان باید دولتها را به عشق به انسانیت و معنویت رهنمون سازد. ضمنا پذیرش تئوری یکجانبه گرایی، برابر است با نابودی کل ساختار سامان. باید با «ویروس مخرب یکجانبه گرایی» مقابله کرد. امروز، امنیت روانی و زیستی ملتها به مخاطره افتاده است و یکجانبه گرایی، تولید و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی، تهدید و تحمیل جنگ به بهانه امنیت و رفاه برای قدرتها، عملا مسوولیت سازمان را بری استقرار عدالت در همه عرصه های جهانی دوچندان کرده است. به اعتقاد احمدی نژاد، نمیتوان صلح و امنیت و رفاه را در بخشی از جهان به بهانه ناامنی و فقر و تبعیض تامین کرد.
رییس جمهور ایران گفت: فلسفه وجودی سازمان ملل، بسط صلح و آرامش است. پس تجویز «اقدام پیشدستانه» که مبتنی بر احراز نیات و نه واقعیات است، خلاف موازین سازمان و منشور است. به اعتقاد وی، ترکیب شورای امنیت باید نشانه توازنی دموکراتیک باشد به نحوی که همه تمدنها در آن نماینده دائم داشته باشند. وی گفت: «از اینکه بیش از 50 کشور اسلامی با 1 میلیارد و 200 میلیون نفر جمعیت و قاره افریقا در این شورا نماینده ای ندارند و قاره آسیا با تمدنهای بزرگ تنها یک نماینده دارد متاسفم.»
احمدی نژاد گفت: سازمان باید بدون «اعمال نظرات گزینشی» عمل کند و همه بتوانند به آن سفر کرده و به گفتگو بنشینند. به نظر ما این ملاحظات زمانی محقق میشود که گفتمان خشونت و سلطه جای خود را به گفتمان صلح و امنیت بر مبنای گفتگو، عدالت و مهرورزی بدهد. چنانکه به گفته پیامبر گرامی اسلام (ص) بالاترین مرتبه خرد، جلب دوستی مردم و نیکی کردن به مردمان است.
جهان یک پیکره واحد است که بیماری یک عضو آن، آسایش همه آن را مختل خواهد کرد؛ چنانکه شاعر فارسی، سعدی میگوید: «بنی آدم اعضای یک دیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند / چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار» لینک مربوط» مقاله ای درباره اصلاح ساختار سازمان ملل؛ امیر مقامی

Sunday, September 11, 2005

حقوقی فراتر از مرزها؛ درباره دکتر ضیایی بیگدلی

 

محمدرضا ضیایى بیگدلى،استاد دانشگاه. متولد ۱۳۲۱ تهران.

- اخذ مدرک دیپلم ادبى از دبیرستان دارالفنون در سال ۱۳۴۰.

- اخذ مدرک لیسانس حقوق ازدانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران، ۱۳۴۳.

- اخذ مدرک دکتراى حقوق بین الملل عمومى از دانشگاه مونت پولیه فرانسه، ۱۳۴۸.

- استادیار مدرسه عالى علوم قضایى و ادارى قم، ۵۴-۱۳۴۹.

- استاد مدعو در مدرسه عالى بازرگانى، ۱۳۵۴.

- مدیر حقوقى صندوق عمران مراتع وزارت کشاورزى.

- مدیرکل حقوقى سازمان ثبت احوال.

- عضو هیأت علمى دانشکده علوم سیاسى و اجتماعى، ۵۹-۱۳۵۸.

- عضو هیأت علمى مجتمع دانشگاهى ادبیات و علوم انسانى، ۶۰-۱۳۵۹.

- عضو هیأت علمى دانشگاه علامه طباطبایى از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰.

- دانشیار دانشگاه علامه طباطبایى از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸.

- استاد پایه ۲۵ دانشگاه علامه طباطبایى از سال ۱۳۷۸ تاکنون.

- مدیرگروه حقوق دانشگاه علامه طباطبایى در سالهاى ۷۶-۱۳۶۰ به جز دو دوره دوساله.

- رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه علامه طباطبایى، ۷۷-۱۳۷۶.

- مدیر گروه حقوق بین الملل دانشگاه علامه طباطبایى، ۱۳۷۷ تاکنون.

- عضو مؤسس و عضو هیأت مدیره انجمن ایرانى مطالعات سازمان ملل متحد از سال تأسیس (۱۳۷۸) تاکنون.

- عضو مؤسس و عضو شوراى مرکزى مجمع صنفى اعضاى هیأت علمى دانشگاهها از سال تأسیس (۱۳۸۱) تاکنون.

- تألیف ۲۵ مقاله علمى و تألیف کتاب هاى حقوق بین الملل عمومى، حقوق جنگ، اسلام و حقوق بین الملل، حقوق معاهدات بین المللى و ترجمه کتاب حقوق شوروى.

ازسال ۱۳۴۹ خورشیدى تاکنون به تدریس در رشته حقوق پرداخته و در تربیت چندین نسل از دانشجویان رشته حقوق نقش مؤثر ایفاکرده و کتاب «حقوق بین الملل عمومى» او در سال جارى به چاپ بیست و یکم رسیده است و رکورد بیشترین چاپ درمیان کتاب هاى حوزه «حقوق» که در سالهاى بعد از انقلاب چاپ شده را نصیب خود نموده است.

محمدرضا ضیایى بیگدلى استاد دانشگاه، حقوقدان و نویسنده متولد ۱۳۲۱ تهران است. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در تهران طى نموده و در سال ۱۳۴۰ از دبیرستان دارالفنون موفق به اخذ دیپلم ادبى شده. مطالعات غیردرسى او عمدتاً حول محور تاریخ اسلام، زندگى پیامبر و ائمه بوده و کتاب هاى «محمد؛ پیامبرى که از نو باید شناخت» و «پیامبر» زین العابدین رهنما را مطالعه کرده است.

پدرش که درجه اجتهاد داشته و فردى معمم بوده و بعدها به تحصیل در دانشگاه هم روى آورده و مدرک دکتراى الهیات را از دانشگاه تهران دریافت کرده و در وزارت دارایى وقت و دانشگاه تهران و دانشکده افسرى هم درس مى داده، درپى این نبوده که باور و نگرش خود را به محمدرضا - پسر و فرزند ارشد خانواده - تحمیل کند و بچه بزرگ خانواده هم بر ۶ برادر و خواهر خود تأثیرگذار بوده است.

وى در سال ۱۳۴۰ به دانشگاه تهران راه پیدا مى کند و در رشته حقوق دانشکده حقوق به تحصیل مى پردازد و بعد از ۳ سال فارغ التحصیل مى شود.

از استادانش من جمله دکتر سیدحسن امامى، دکتر محمدباهرى، مشکات و سنگلجى به نیکى یاد مى کند و اعتقاد دارد ازنظر علمى دکتر سیدحسن امامى (استاد درس حقوق مدنى) و دکتر باهرى (استاد درس حقوق کیفرى) برایش الگو بوده اند.

بعد از اتمام تحصیل دوره کارشناسى، دوره یکسال و نیمه خدمت نظام وظیفه را پشت سر مى گذارد و با توجه به علاقه شخصى خودش و اصرار پدرش که ثروت و املاک موروثى برخوردار بوده به منظور ادامه تحصیل در سال ۱۳۴۴ به فرانسه مى رود و تحصیلات آکادمیک خود را در رشته حقوق بین الملل عمومى به مدت ۴ سال تا مقطع دکترا ادامه مى دهد در دانشگاه مونت پولیه.

این سفر، اولین سفر خارج از کشور محمدرضا ضیایى بیگدلى بوده. سفرى سخت و زندگى در محیطى غریب؛ اگرچه قبل از سفر، چند نفر آشنا و فامیل در فرانسه داشته و او با کمک آنها از راهنمایى هاى لازم بهره مند مى شده ولى به هرجهت محیط غریب، تجربه اى جدید پیش روى او مى نهد و او ناهمخوانى دو فرهنگ ایرانى و فرانسوى خصوصاً درزمینه ارتباط بین افراد و محیط خانوادگى را لمس مى کند.

تز دکتراى او درمورد مسؤولیت بین المللى افراد و به عبارت دقیق تر «مسؤولیت افراد درحقوق بین الملل» بوده است.

«من عمده بحثم این بود که برپایى دادگاههاى نورنبرگ و توکیو در ایام بعد از جنگ جهانى دوم، زمینه را براى یک تحول درحقوق بین الملل فراهم نموده است و ما باید به سمتى برویم که افراد نتوانند پشت حجاب شخصیت حقوقى و دولتها، خودشان را مخفى کنند و مرتکب جنایات علیه بشریت شوند.»

ضیایى بیگدلى مى گوید: برخى بر آن دادگاهها انتقاد وارد مى کنند و آنها را دادگاههاى فاتحین جنگ مى دانند که براى شکست خوردگان در جنگ تصمیم گیرى کرده اند ولى به هرحال مکانیزم و قوانین و مقرراتى باید باشد تا افرادى هم که مرتکب جنایات علیه بشریت، نسل کشى و جنایت جنگى مى شوند محاکمه گردند و ازنظر بین المللى، افراد هم مسؤول شناخته شوند.

پیامد مثبت ارائه این تز و ارائه مطالب دیگر ازسوى دیگران باعث مى شود تئورى سازى لازم دراین زمینه صورت گیرد و سازمان ملل به عنوان نماینده جامعه جهانى، کمیسیون حقوق بین الملل را مأمور کند طرحى در ارتباط با مسؤولیت کیفرى افراد تهیه کند و تهیه اساسنامه دیوان کیفرى بین المللى و برپایى دادگاههاى مرتبط با کشتار داخلى رواندا و یوگسلاوى جنبه عملى آن فعالیت هاى نظرى بوده است.

ضیایى بیگدلى پس از بازگشت به وطن، به مدت دوماه در حوزه معاونت ادارى و مالى وزارت کشور به عنوان کارشناس ادارى به کار مشغول مى شود و سپس به مدت یک سال و نیم به عنوان کارشناس در دبیرخانه و اداره سوم سیاسى وزارت خارجه مشغول تهیه گزارشهاى سیاسى و حقوقى مى شود.

پدرش در بهمن ۱۳۴۹ موفق مى شود مجوز تأسیس مدرسه اى عالى به نام مدرسه عالى علوم قضایى و ادارى قم را از وزارت علوم وقت دریافت کند.

او، اولین عضو هیأت علمى و معاون ادارى و مالى آنجا و در ضمن قائم مقام پدرش که رئیس آنجا بوده مى شود. در آنجا او حقوق بین الملل عمومى و سازمانهاى بین المللى را تدریس مى کرده و این کار را تا سال ۱۳۵۴ یعنى سال دولتى شدن مدرسه عالى ادامه مى دهد. با دولتى شدن مدرسه، احساس ناخوشایندى به او دست مى دهد و آن مدرسه با عنوان مجتمع آموزشى عالى قم به دانشگاه تهران واگذارمى شود و اولین رئیس آن بعد از دولتى شدن هم دکتر مظاهر مصفا بوده که از جانب دانشگاه تهران به آن سمت منصوب مى شود. اگرچه ضیایى بیگدلى مى توانسته دست کم به عنوان عضو هیأت علمى در آن مدرسه به کار خود ادامه دهد اما از سمت خود استعفا مى دهد و به همراه همسرش به تهران مى آید.

مدتى در مدرسه عالى بازرگانى تدریس مى کند و بعد به کارهاى ادارى و حقوقى تمایل پیدامى کند و یکسال مدیر حقوقى صندوق عمران مراتع وزارت کشاورزى بوده و بعداً هم مدیرکل حقوقى سازمان ثبت احوال مى شود.

در سال ۱۳۵۸ معاون ادارى و مالى دانشکده مستقل علوم سیاسى و اجتماعى مى شود که ریاست آن به عهده دکتر ساعى بوده.

در اواخر سال ۱۳۵۸ دانشکده علوم سیاسى و اجتماعى در ۱۵ مؤسسه آموزشى مستقل دیگر ادغام مى شود و نام مجتمع دانشگاهى ادبیات و علوم انسانى به خود مى گیرد. دکتر عضدى ریاست مجتمع را به عهده داشته و ضیایى هم به مدت یکسال و نیم به درخواست رئیس مجتمع، معاونت ادارى و مالى آن را به عهده مى گیرد.

با تأسیس دانشگاه علامه طباطبایى، عضو هیأت علمى آنجا مى شود و این عضویت تاکنون ادامه داشته است و دروس حقوق بین الملل، حقوق اساسى، اسلام و حقوق بین الملل و سازمانهاى بین المللى را در طى این سالها ارائه داده است.

او در سالهاى ۷۶-۱۳۶۰ به صورت متناوب و به مدت ۱۲ سال مدیر گروه حقوق دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایى بوده و نقش مهمى در تبدیل گروه حقوق به دانشکده حقوق ایفا نموده است. بالاخره به مشقات بسیار دانشکده تأسیس مى شود. یکى از موانع تأسیس دانشکده این بوده که هرگونه گسترش تأسیسات دستگاههاى دولتى در تهران ممنوع است ولى بالاخره در سال ۱۳۷۶ تأسیس دانشکده عینیت مى یابد و این دانشکده در حال حاضر ۱۱۰۰ دانشجوى کارشناسى، ۳۰۰ دانشجوى کارشناسى ارشد و ۱۳ دانشجوى دکتراى حقوق بین المللى را تربیت مى کند.

معروف ترین نوشته او، کتاب «حقوق بین الملل عمومى» است که هم اکنون به چاپ بیست و یکم رسیده و حدود ۱۰۰ هزارنسخه از آن به بازار آمده و به فروش رفته است.

هرچند که کتاب «مقدمه علم حقوق» دکتر کاتوزیان که چندسال قبل ازانقلاب چاپ اول آن به بازار آمده بیش از ۳۰ بار چاپ شده است ولى دستیابى کتاب ضیایى بیگدلى به چاپ بیست و یکم درمیان کتاب هاى حقوقى منتشر در سالیان بعد از انقلاب یک رکورد بى نظیر مى باشد.

این حقوقدان ایرانى مى گوید:

«اگر روابط مادى کشورهاى عضو جامعه بین المللى بنیانى معنوى نیابد و کشورها به همکارى با یکدیگر ترغیب نشوند، آن نظم اندکى هم که پس از ده قرن به صورت امروزى درآمده است، ازمیان خواهد رفت و جنگ و زورگویى جانشین قاعده و قانون هرچند سست و متزلزل خواهد گردید.

و اینگونه است که او با امیدوارى آرزو مى کند قواعد حقوق بین الملل از صورت مقررات بین الدولى درآمده و به حقوق واقعاً بین المللى تبدیل شود و انسان به جایگاه رفیع خود نائل شود.

«امروزه معمولاً حقوق بین الملل را به دو قلمرو عام و خاص طبقه بندى مى کنند، حقوق بین الملل عام توسط تمام یا اکثر کشورها و از جمله کشورهاى بزرگ پذیرفته شده و براى کشورهایى که رسماً آن را نپذیرفته اند هم تعهدآور مى شود. مانند عهدنامه هاى ۱۹۴۹ ژنو درزمینه حقوق جنگ.

اما حقوق بین الملل خاص قواعدى است که رعایت آن فقط درجوامع بین المللى خاص که درآنها حداقل دو کشور گردهم آمده باشند الزامى است.»

ضیایى بیگدلى مدتى رئیس دانشکده تازه تأسیس مى شود و از سال ۱۳۷۷ یعنى زمانى که از سمتش استعفا مى دهد تا اکنون مدیر گروه حقوق بین الملل دانشکده مذکور است.

وى معتقداست به لحاظ شکلى باید دانشجو، نظم و دیسیپلین را رعایت کند، مثلاً به حضور به موقع دانشجو و دقت در فراگیرى درس اعتقاددارد و از لحاظ ماهوى به این باور دارد که دانشجو باید در کلاس درس «حضورفعال» داشته باشد.

حضور فعال از دید او به معناى صرف حضور درکلاس درس نیست بلکه به معناى این است که از استاد سؤال کند و به بحث و گفت وگو کردن تمایل نشان دهد و خلاقیت خود را بروز دهد.

باور دارد که دقت و پرسشگرى باعث مى شود خلاقیت دانشجویان شکوفا شود. او به قدرى به رشته حقوق بین الملل تعلق خاطر پیداکرده که با تعصب و سماجت زیادى مى گوید: «اگر قرار باشد که یکبار دیگر به دنیا برگردم و قرار بر این باشد که شغلى انتخاب کنم باز همین راه و همین روش را انتخاب مى کنم.»

این نوع پافشارى و سماجت بسیار ارزشمند و قابل احترام است و اگر چنین پافشارى اى نبود شاید کتاب حقوق بین الملل او بعد از ۱۰ بار ویرایش به چاپ بیست و یکم نمى رسید.

این استاد دانشگاه علاقه به ایران را در این جملات ابرازمى کند: «من اعتقادم بر این است که هر چقدر هم انسان در مملکت خودش نارضایتى داشته باشد باز ترجیح دارد بر رفتن به کشورهاى دیگر. من همیشه توصیه کرده ام که این مملکت، خانه آدم است. اگر کسانى ازنظر مالى و علمى توانایى آن را دارند درخارج اقامت بگزینند بچه هاى ایرانى چه کار کنند.»

او هم اکنون مدیر پروژه اى است که دانشگاه علامه طباطبایى تصویب کرده و آن تدوین دایرة المعارف دیوان بین المللى دادگسترى است. پروژه اى که کلیه اطلاعات مربوط به آن دیوان را دراختیار خوانندگان مى گذارد و تدوین چنین دایرة المعارفى حداقل ۶-۵ سال وقت نیاز دارد.

او خود را آدم خوش بینى مى داند که زمینه هاى اقناع وجدانى را داشته و عاشق کارش بوده است و اعتقاددارد که کارحاشیه اى حتى کارى مانند وکالت نداشته است.

مى گوید اگر مى خواستم به کار حاشیه اى بپردازم همین آثار تحقیقى و تألیف هم نمى توانستم انجام دهم.

این نویسنده و استاد دانشگاه که چهل و چهار سال علم آموزى درحوزه حقوق و ۳۵ سال تدریس در زمینه حقوق بین الملل عمومى را در سابقه خود دارد فعالیت در انجمن ایرانى مطالعات سازمان ملل متحد را در راستاى اهداف علمى و اصلى اش مى داند.

 

حقوقی در کنار تکالیف ما

 

امیر مقامی

www.maghami.blogfa.com



شاید واقعا نظریه جرمی بنتام صحیح باشد که این تعارض منافع انسانهاست که آنها را به فکر قانونی برای داوری می اندازد. به گمان من، در بهترین شرایط، این منافع «تعریف» میشوند و دسته ای از منافع «مشروع» تلقی می شوند تا مورد حمایت قرار گیرند. نفع مشروع، نتیجه یک «حق» است. در این وضع شاهد تعارض یک حق و یک تکلیف خواهیم بود. تعارض حق من با تکلیف او یا تعارض حق او با تکلیف من. این سطح، البته در نگاه نخست مربوط به روابط انسان – انسان در سطحی از «اجتماع» است که بعدها به روابط انسان – دولت و حتی انسان – محیط هم تسری یافته است.

و اساسا قانون در یک فرایند ویژه با هدف شناسایی حقوق و تکالیف و با توجه به مفاهیم انتزاعی و کلی و بدون توجه به مصداقها و اشخاصی که ممکن است موضوع حق یا تکلیف قرار گیرند، به وجود می آید و اهمیت پیدا میکند. و گویا واقعیت این است که همین انتزاعی بودن، کلی بودن و عاری بودن از مصادیق مشخص بیرونی است که توجه هر فرد انسان را به قانون، به عنوان منبع شناخت حق یک طرف و تکلیف طرف مقابل و نیز به عنوان مبنایی برای قضاوت به خود جلب میکند.

گرچه میتوان گفت از ابتدای آفرینش جوامع، عنصری شبیه قانون - که به طور کلی یک سری قواعد یا مقرره هایی به صورت نامنسجم و اصولا تدوین نشده به عنوان مبنای تعیین حق و تکلیف ها بوده است - بر جامعه حاکم شده؛ اما باید «قانون» را در مفهوم امروزینش حاصل دوران جدید تاریخ و پس از قرن هجدهم بدانیم که نهضت قانون اساسی نویسی در اروپا شکل جدی به خود گرفت.

در تعریف امروزین، قانون، الزاما یک قاعده است اما هر قاعده یا مقرره ای الزاما قانون نیست. بلکه قانون در تعریفی ساده عبارتست از قاعده ای کلی و الزام آور که از سوی هیات حاکمه برای حکمیت میان جامعه ای معین از سوی مرجعی صالح و معین ( که در عرف امروز مجلس ها و پارلمان ها هستند)، وضع شده است. شاید در شرایط دموکراسی خالص باید گفت که قانون، «وضع» نمیشود بلکه از سوی حکومت به عنوان خواست ملت که برآمده از اصل حاکمیت ملی است، «پذیرفته» میشود.

همانطور که گفته شد یک روی قانون «حق» است (Right) و سوی دیگر آن «تعهد» یا تکلیف یا الزام (به طور کلی Obligation).

اما چنانکه میدانیم و آشناییم، معمولا جوامع و حکومتهای شرقی به طور کلی، حکومتها و جوامعی «تکلیف مدار» بوده و هستند. یعنی بیش از آنکه به حقوق رعیت خویش بیندیشند و به عنوان وظیفه، تلاش برای پاسداری از این حقوق – خواه فردی و خواه اجتماعی – داشته باشند؛ تکالیف آنان را به رخ ایشان می کشانند!

این وضع کمابیش در غرب پیش از رنسانس نیز دیده شده است. چه آنجا که کلیسا حاکم مطلق است و چه آنجا که بنا به مصلحت، قدرت را با «شاه» یا «فئودال» تقسیم میکند. اما پس از رنسانس، اروپا به سوی «حق مداری» پیش رفته است و مبنای این پیشروی را باید در انسان محوری و پرهیز قدرت تازه از همداستانی با کلیسا دانست.

وانگهی، حق همواره بیش از تکلیف به طبع انسان خوش آمده است؛ پس آن کس که از حق میگوید بسیار محبوبتر از آنی خواهد شد که صرفا از تکلیف میگوید!

عصر جدید اما عصر «قرارداد» بوده است و بیش از هر مفهومی از مفهوم «قرارداد» تاثیر پذیرفته است؛ «قرارداد اجتماعی» و جامعه مبتنی بر یک اساس که همان «قانون اساسی» است. گرچه هم مفهوم قرارداد دستخوش تغییراتی شده و هم آنجا که بنا به تجربه، سبب استثمار شده از شدت اعتبارش کاسته اند.

در این عصر، قانون اساسی یک قرارداد دوجانبه است؛ میان هیات حاکمه و ملت. هریک از این دو میتواند ادعا کند که علیرغم صبوری و خویشتنداری و استمهال تنها تا زمانی به تعهدات خویش در قرارداد پایبند است که طرف مقابل هم پایبند به تعهدات خود و حقوق دیگری باشد. وظایفی برای حاکم برشمرده است و متقابلا وظایفی هم برای مردم و این بیان شباهت شگرفی با سخن علی (ع) در خطبه 34 نهج البلاغه دارد. (1)

در همین روند، «حقوق بشر» در سطح ملی با عناوینی چون «حقوق شهروندی» و «حقوق ملت» بیش از پیش جلوه گری میکند.

واقعا نمیتوان گفت پیش از عصر جدید، حقوق بشری وجود نداشت و حقوق بشر صرفا محصول دنیای رنسانس غربی و جدایی نهاد سیاست از دین است؛ چنانکه با پذیرش لاییسیته در فرانسه به عنوان پیشرو «حقوق بشر جهانی» و انقلابهای آزادیخواهانه دیده میشود. بلکه به نظر میرسد اگرچه همواره در ماهیت این حقوق اختلاف نظر وجود داشته است اما پیش از آن هم میتوان حقوقی برای بشر متصور بود. پیش از آن برای انسان اروپایی فقط و فقط از تکلیفها گفته شده بود. در این میان تنها حکومتهایی توانستند سنتهای شاه منشانه خود را حفظ کنند که پیش از انقلاب توده ها برای «گرفتن» حق، حقوق را به آنها «اعطا» کردند. چه اعطایی! حقوقی که به باور ما چیزی جز حقوق خداداد و ذاتی انسان نبودند! مانند آنچه در بریتانیا گذشت و به اعتقاد بسیاری، راز ماندگاری سلطنت در انگلستان همین زیرکی و تبدیل آزادانه سلطنت مطلق به سلطنت مشروط به قانون پارلمان، توسط شخص پادشاه بود. اما در فرانسه به عنوان قطب روبروی این نظام ( که گرچه شاید به اشتباه معروف به آنگلوساکسون شده است) اتفاق از جنس دیگری بود و حق را «گرفتند». هر چند گرفتن این حقوق، طی پنج دوره جمهوری و حتی با تجربه هایی همچون حکومت ناپلئون، وارث ناخلف جمهوری همراه بود!

باید گفت که قانون، اساسا عنصر مشروط کننده است. چنانچه حتی در یک حکومت مذهبی صرف و بدون هیچگونه قرارداد اجتماعی نیز حکومت و مشروعیت اقدامات حاکم، مشروط به انطباق با وحی یا شریعت یا هر عنصر شبیه آن است و در چنین حکومتی هم گرچه قانونی به مفهوم امروزی وجود نداشته باشد، مشروعیت – یا به زعم برخی «مقبولیت» - اعمال حاکمان مشروط به انطباق یا دست کم عدم تغایر آن با قوانین الهی است. همین قوانین الهی از یک سو حقوق و از سوی دیگر تکالیف را شناسایی میکنند. وانگهی حاکمیت مطلق از آن خداست. (اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران) از دیگر سو حتی در یک نظام مردمسالاری دینی مانند جمهوری اسلامی ایران هم علاوه بر حاکمیت مطلق خداوند، «هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است.» (همان اصل) و همینجا «قانون» هم به عنوان اصلی تخطی ناپذیر پذیرفته میشود: «و ملت این حق خداداد (حاکمیت ملی) را از طرقی که در اصول بعد (قانون اساسی) می آید اعمال میکند.» بنابراین نه تنها هیچکس اجازه ندارد گامی فراتر از قانون – چه رسد به مغایر قانون – بردارد، بلکه هرکس در چارچوب قانون، وظایف و اختیاراتی دارد و در برابر اختیاراتش «مسوولیت» دارد و باید پاسخگو باشد. (2)

بنابراین در هر حاکمیت یا حکومتی، همزاد بودن حق یک طرف دعوا با تکلیف طرف مقابل بر اساس یک قاعده انتزاعی و کلی و غیرمصداقی میتواند نشانه ای (البته صرفا تئوریک) از قانونمندی - به معنای اعم آن - باشد. همین قانونمندی (عام) است که در فرض نظری مانع میشود حق و تکلیف دستخوش خواستها و امیال حاکمان باشد. در چنین حکومتی است که میتوان هرچند همچون «شیخ ملول از دیو و دد جویای انسان» با «چراغی» در شب تاریک، «گرد شهر» به جستجوی حقوق ملت گشت و اگرچه بگویند: «یافت می نشود گشته ایم ما» در پاسخ میتوان گفت: «آنچه یافت می نشود آنم آرزوست».

گفتیم که جوامع شرقی همواره تکلیف مدار بوده اند. اما اینک ایران ما به مرحله ای از رشد حقوقی و سیاسی رسیده است که میتوان در آن از حق هم با هزینه ای بسیار کمتر از آن «گذشته شرقی» سخن گفت؛ البته نه آنچنان که این حقوق، همچون فرهنگهای ناهمخوان (ناهمخوان نسبت به وضع امروز و گذشته تاریخی ما)، چنان بزرگ جلوه داده شود که به لبیرالیسمی نابودگر همین انسان و محیط زیست او نیز تبدیل شود! و نه پس از دوره ای ذوق زدگی و تقدیس حقوق، چنان شود که مانند همان مردمان، عده ای از فرط «حق زدگی» باز در مدار تکلیفها بچرخند و سعادت بشریت را در تکلیف صرف بجویند و با شوق فراوان احساس کنند کاشف حقوق محیط زیست و حقوق حیوانات، خانواده سالم و... هستند.

چندی پیش یکی از اساتید تعریف میکرد که برای حضور در کنفرانسی درباره حقوق بشر در اروپا، مقاله ای در باب حقوق بشر در اسلام ارائه نموده است. ایشان برای اثبات ادعای خویش مبنی بر توجه به حقوق و کرامت انسان در دین مبین اسلام، اشاره نمودند که در این دین، انسان در مقام جانشین خداوند بر روی زمین است. یکی از حقوقدانان اروپایی که مقاله وی را خوانده است از وی میخواهد که این بخش را حذف کند تا موجب دردسر احتمالی نشود! آن حقوقدان با اشاره به وضعیت آن کنفرانس و موضوع حقوق حیوانات و محیط زیست دچار این توهم میشود که نکند در دین شما، انسان حق هرگونه عملی را دارد! میتواند با حیوانات یا محیط زیست هر عملی را انجام دهد و جهان و بشریت را به مخاطره اندازد؟!

پاسخ چیزی جز این نبود که همین دین است که سنگین ترین مسوولیتها و «امانت» را برای همین انسان «جانشین خدا» تعیین کرده است و دین «توازن حق و تکلیف» است. این هر دو، دو روی یک سکه اند و حق و تکلیف انسان جز در یک فرایند قانون مدار شناخته نمیشوند و این قوانین دستخوش اراده یک نفر نخواهند شد.

آنجا که استثنائا قاعده ای عملی خاص را جرم انگاشته است، از «لاضرر» و «اضطرار» نیز سخن گفته است و آنجا که تنها قواعد کلی را نشان داده است، چیزی جز همان برداشتهای عقلی را بیان نکرده است و از «احتیاط» و «برائت» و «صحت» و «تخییر» به عنوان اصولی برای «بدون قضاوت نماندن» نام برده است و امور عرفی را نیز به تخصص و «عقل» بشری و «مشورت» نهاده است. همان سان که از تکلیف میگوید از حق نیز می گوید. همانگونه که حق قصاص میدهد، دعوت به عفو میکند. همانگونه که تکلیف به تمکین میکند، تکلیف معاشرت به معروف نیز دارد.

فرد را درون جامعه و جامعه را جمعی از افراد میبیند. در همین فرایند است که اسلام، سیاسی ترین شریعت الهی است. پیامبرش برای اداره یک شهر، قراردادی با مخالفانش امضا میکند و همواره به آن پایبند میماند تا این شاید به تعبیری نخستین قانون اساسی باشد. و قرار است با «اجتهاد مستمر» حتی در دوره غیبت هم از نیاز زمانه پس نماند و شاید از همین جا بوده است که اختلاف در «شناسایی» برخی حقوق پدید آمده است.

چگونه است که کسانی در همین دین یکسره از تکلیف میگویند؟ گرچه دعوی کاردانی در این امر ندارم اما گمان میکنم که شاید وقت آن رسیده که غبارها را بزداییم و با چشمانی بازتر ببینیم.

اینک که از حق انسان گفته ایم و میخواهیم حقوق او به عنوان مومن، شهروند، انسان، بنده خدا یا هر نام دیگری که شما بپسندید؛ پاس داشته شود شایسته است راهکارهای پاسداشت این حقوق را بشناسیم. آنجا که کاستی هست، تقویت کنیم و هرجا نیاز باشد طرحی نو دراندازیم و بنیانی نو را پایه ریزی کنیم.

اگرچه در قوه قضاییه به عنوان پیشاهنگ خواست ملی ایرانیان برای عدالت و مشروطه خواهی (دربرابر بی عدالتی و اقتدارخواهی)، راهکارهایی همچون دادگاههای عمومی و تخصصی و اختصاصی، دیوان عدالت اداری، ستاد حقوق بشر، کمیته های مربوط به بند 15 قانون حقوق شهروندی، سازمان بازرسی کل کشور و شاید – با تردید – کمیسیون حقوق بشر اسلامی، در این مسیر حرکت میکنند؛ اگرچه در قوه مقننه نهادی چون کمیسیون اصل 90 حضور دارد و در قوه مجریه نیز هیات پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی وجود دارد و نیز در سالهای گذشته نشانه های امیدوارکننده تری از پاسخگویی و اهتمام به حقوق ملت دیده شده است؛ اما هنوز برای پاسداشت کامل این حقوق به یک نهاد فراگیر ملی نیاز داریم. نهادی که بتواند اعتراض کند، بپرسد و به چالش بکشد و بدون وابستگی به قوه حاکمه و گرچه با مشارکت آزادانه او، از حق هم بگوید. اگر ما در داخل این کار را نکنیم، کمیسیونهای حقوق بشر سازمانهای بین المللی، عفو بین الملل، خبرنگاران بدون مرز و... اگرچه با اهداف سیاسی و اگرچه بدون هیچگونه توجهی به ما و خواست واقعی مردم ما، بیکار نخواهند نشست.

اگر امروز از «حق» میگوییم به این دلیل است که احساس میکنیم، تریبونهای فراگیری هستند و بوده اند و خواهند بود که به اندازه کافی از تکلیف بگویند. اگر تکلیف هست، حق هم هست. اگر نهادهایی فراگیر برای پاسداشت و آموزش تکالیف عمل میکنند، به نهادهای فراگیر و البته مستقل برای پاسداشت و آموزش حقوق هم نیاز داریم.



پی نوشتها:

1- ای مردم! مرا (به عنوان حاکم) بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است. حق شما بر من، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید.

و اما حق من بر شما این است که به «بیعت» با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید. هرگاه شما را فراخواندم اجابت نمایید و فرمان دادم اطاعت کنید. (ترجمه دشتی، صص 87-88)

در این جا تاکید امام (ع) بر بیعت، مانند تاکید بر یک قرارداد (به معنای عام) است که ضامن استقرار دولت باشد و امروز همان «قانون اساسی» است. امام در نامه 6 به معاویه نیز همین مضمون را تکرار نموده اند و مرحوم دشتی برای آن نامه عنوان «علل مشروعیت حکومت امام (ع)» را برگزیدند.

2- این «مسوولیتها» را میتوان در برخی اصول از جمله اصول 84، 122، 107، 142 و 171 قانون اساسی یافت.